X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

زندگی پر از خاطره است...
خاطرات زندگی من در آلمان 
دیروز برای خرید به فروشگاهی رفته بودیم. این فروشگاه رو شاید دو ماهی یکبار بهش نگاهی می اندازیم. مشغول نگاه کردن به قفسه ها بودیم که یک دفعه صدایی از بلندگو شروع به هشدار دادن کرد! به این مضمون که هشدار آتش نشانی فعال شده و با آرامش، سریعا محل را ترک کنید! کارکنان فروشگاه هم آمدند و گفتند هرچی دستتون هست بذارید و اینجا رو ترک کنید. من هی نگاه کردم دیدم جایی خبری نیست نه دودی نه سر و صدایی، ولی خب از فروشگاه خارج شدیم. اومدیم بیرون و دیدیم همه ی خریداران و کارکنان فروشگاه ها اطراف توی محوطه جلوی ساختمان ایستادند. چند تا فروشگاه و مغازه کنار هم بود. یک صدای بوق بوقی هم از یکی از فروشگاه ها به گوش می رسید. چند دقیقه بعد دو تا ماشین آتش نشانی آژیرکشان رسیدند . چند تا مامور آتش نشانی با همون لباس های فضایی و کپسول اکسیژن یا شاید هم مایع خاموش کننده آتش(چون ماسک زده بود و کپسول روی کولش بود نمی دونم چی بود!!)رفتند توی ساختمان. همه همین طور ایستاده بودیم به تماشا. کارکنان فروشگاه هم از فرصت استفاده کرده و داشتند سیگار می کشیدند. البته ماجرا به نفع ارمیا هم بود چون از توقف کالسکه و مناظر تکراری مخصوصا تجمع آدم ها در اطراف کالسکه اش که دیدش رو کور می کردند خسته شده بود و آلارم مخصوص خودش!! فعال شده بود و موفق شده بود که بره بغل و از بالا در جریان امور قرار بگیره! کمی بعد هم آمبولانس جیغ زنان!! رسید. ماجرا مهیج شده بود و من منتظر بوی دود یا حداقل یک مجروحی روی برانکار بودم ولی هیچ خبری نبود. یکی از آتش نشان ها اومد بیرون و رفت سراغ ماشین شون. خلاصه کمی بعد مردم برگشتند به سر کار و زندگی شون و هیچ اتفاق خاصی نیفتاد. فکر می کنم سیستم خطر آتش به صورت خودکار به آتش نشانی متصل هست و همه ی فروشگاه های همجوار هم با یکدیگر مرتبط هستند. و آلمان ها هم که محتاط به یک صدایی و هشداری فوری محل رو ترک می کنند. شاید کسی در داخل ساختمان سیگار کشیده بوده که هشدار فعال شده بوده(طبق قانون سیگار کشیدن در محیط های بسته و داخل ساختمان ممنوع است و همه هم این را رعایت می کنند) خلاصه از قدم خوب ما هیچ اتفاق بدی نیفتاد. به این نتیجه رسیدیم که این صدای آژیر آمبولانس و آتش نشانی که روزی صدبار می شنویم بیخود هست و دیگه با شنیدن صدای آژیر ماشین از خیابان نمیگم اوه چقدر حوادث غیرمترقبه توی این شهر فسقلی می افته!!
پائیز با بوی خوب و طبیعت هزار رنگش رسید.
عکس های زیر کدوهای حلوایی که جزء سوپ های پائیزه معروف اینجاست و همین طور برای مراسم هالووین استفاده می شود. از الان فروشگاه ها پر شده از شکلات ها و لباس های هالووین.










تزئینات نارنجی فروشگاه به مناسبت پائیز-جوجه تیغی، جغد، سنجاب و کلاغ نمادهای پائیز هستند




من تلاش کردم از آتش نشان ها عکس بگیرم ولی خیلی سریع رفتند داخل ساختمان. اینجا فقط آدم های منتظر را می بینید

[ سه‌شنبه 15 مهر‌ماه سال 1393 ] [ 11:39 ق.ظ ] [ لیلی ] [ نظرات (31) ]
.: Weblog Themes By themzha :.

Page web
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 612552