X
تبلیغات
نماشا
رایتل

زندگی پر از خاطره است...
خاطرات زندگی من در آلمان 

امیدوارم عزاداری هایتان در این هفته مورد قبول واقع شده باشد و ان شالله ما را هم در دعای خود سهیم کرده باشید.

این حدیث از امام رضا علیه السلام تقدیم به شما:

« أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللّهِ، فَإِنَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّهِ کانَ عِنْدَ ظَنِّهِ وَ مَنْ رَضِىَ بِالْقَلیلِ مِنَ الرِّزْقِ قُبِلَ مِنْهُ الْیَسیرُ مِنَ الْعَمَلِ. وَ مَنْ رَضِىَ بِالْیَسیرِ مِنَ الْحَلالِ خَفَّتْ مَؤُونَتُهُ وَ نُعِّمَ أَهْلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللّهُ دارَ الدُّنْیا وَ دَواءَها وَ أَخْرَجَهُ مِنْها سالِمًا إِلى دارِالسَّلامِ ».
به خداوند خوشبین باش، زیرا هر که به خدا خوشبین باشد، خدا با گمانِ خوشِ او همراه است، و هر که به رزق و روزى اندک خشنودباشد، خداوند به کردار اندک او خشنود باشد، و هر که به اندک از روزى حلال خشنود باشد، بارش سبک و خانواده اش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنیا و دوایش بینا سازد و او را از دنیا به سلامت به دارالسّلامِ بهشت رساند.


عکس های زیر مربوط به جشن پایان ترم و کریسمس دانشکده ی شرق شناسی در هفته ی قبل است. در این جشن مثل هر ترم، هر کسی یک خوراکی با خودش می آورد؛حالا کیک خونگی و یا غذا و یا شکلات و میوه. یک میز نوشیدنی هم برپاست که همه جور نوشیدنی داره و البته پولی هست. برنامه ها هم معمولا موسیقی زنده و گاهی خوانندگی و ر ق ص عربی یا هندی یا ترکی و تئاتر به زبانی شرقی است که معمولا به زبان عربی یا فارسی است. کلا برنامه رو بچه ها می چرخونند و خبری از سخنرانی و یا برنامه ی رسمی نیست.در واقع دانشجوها خودشون جشن می گیرند و اساتید رو هم دعوت می کنند. اساتید دانشکده هم قاطی بچه ها می نشینند و تقریبا همگی شون هم این زبان های شرقی رو بلد هستند. تئاتر این دفعه هم یک زوج عرب بودند که به دیدن فرزندشان در آمریکا رفته بودند و خلاصه انگلیسی حرف زدن و برخی رفتارهای خاص مثل روبوسی به صورت اغراق شده نمایش را طنزآمیز کرده بود. هر چند من از تئاتر این دفعه چیزی نفهمیدم چون هم مکالمه ی عربی زیاد داشت و هم ارمیای منتظر نمی ذاشت کسی تمرکز کنه. بازیگرانش هم گاهی تپق می زدند و همپای تماشاچی ها می خندیدند چون بالاخره زبان عربی رو در کلاس آموخته بودند و مثل یک عرب زبان صحبت نمی کردند.

به ارمیا نیز بسی خوش گذشت چون بسیار مورد توجه واقع شده بود و همه اجازه می گرفتند که او را نوازش و یا بغل کنند. ارمیا هم با روی گشاده قبول می کرد و نگاهی از سر غرور به ما می انداخت که شما برین بشینین درس بخونین ،ببینین من همین طوری مورد توجه هستم!!

نکته ای که امسال توجهم را جلب کرد حضور پیراسته ی افراد در این برنامه بود. ما امسال کمی زود رسیدیم و از در کناری وارد راهرو شدیم و همون طور که منتظر بودیم بقیه ی دوستان ایرانی برسند دیدم که خانم ها وقتی برای درآوردن پالتو و شالشان به کلاس آخر سالن می روند همچین شاد و خوشحال و موی اتوکشیده و ... می آیند. البته آرایش غلیط منظورم نیست.بیشتر تغییر در حوزه ی لباس بود چون در طول ترم معمولا با لباس ساده و بلوز و شلوار هستند و حالا برای جشن پیراهن پوشیده اند و  فرصت کرده اند دستی به صورت و موهایشان بکشند و بلدیجات جور واجور به خود بیاویزند.البته آقایون هم در این صنف قرار می گیرند.

قبل از حضور جمعیت من از میزها عکس گرفتم چون تزئین خاصی در سالن نبود و همین میزهای خوشمزه در انتظار مهمانان بودند. هر چند با افزایش دانشجویان تنوع غذاها بیشتر شد ولی دیگه خیلی شلوغ بود و نمی شد عکس گرفت.

غذاها هم همین طور که پیداست بیشتر شبیه سالاد است و با توجه به نوع دانشکده غذاها بیشتر ترکی و عربی بود.


میزهای تزئین شده


یکی از کلاس های محل اجرای برنامه ها


تزئینات کلاس







انتهای میز خیار و هویج و فلفل برش زده در ظروف مختلف چیده شده


[ یکشنبه 30 آذر‌ماه سال 1393 ] [ 01:03 ب.ظ ] [ لیلی ] [ نظرات (11) ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من و همسرم برای ادامه تحصیل اومدیم این کشور و قصد موندن نداریم. مطالبی که من در اینجا می نویسم دیده ها و شنیده های خودم از زندگی در برش کوچکی از کشوری در قاره سبز است. من کارشناس مسائل اجتماعی و سیاسی نیستم و این مطالب خاطرات من از شهر کوچکی است که در آن زندگی می کنیم. خانواده ی نفره ی ما در فروردین 95 به ایران بازگشت . اگر سوالی دارید به آدرس nasrin_v2013@yahoo.com ای میل بزنید. اگر حداکثر تا یک هفته پاسخی دریافت نکردید مجددا ایمیل بزنید! ----------------------------------------------- کامنت های تبلیغی و غیر مرتبط با پست حذف خواهد شد.
Page web
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 549447