X
تبلیغات
رایتل

زندگی پر از خاطره است...
خاطرات زندگی من در آلمان 

این مطلب رو یکی از خوانندگان مطلع و بالطف این وبلاگ برای پست قبل نوشته اند. ایشان ساکن شهر Regensburg هستند و اطلاعاتشون از ما بسیار کامل تر هست(البته من نوشته های ایشان را کمی ویرایش کرده ام):

"شهر قشنگی هست. و بسیار پر جنب و جوش و با امکانات که از یک شهر کوچک قابل انتظار نیست.  دانشگاهش کمی  قدیمی است.(که ما توش مشغولیم) که اتفاقا قشنگ هم هست فقط بدجور پوسیده و دارند تعمیرش میکنند.این دانشگاه تو رشته ی ما حداقل استادای خوبی داره. و یکم خطوط اتوبوسش اعصاب کُش هستند و امکان از اینور شهر رفتن به آنور شهر مسیر مستقیم با یک خط اتوبوس نیست و یا زمان زیادی می برد.
خوب یه سری هم به واهالا میزدید قصر قشنگی هست. تئاتر شهر هم بسیار قشنگ است. خیابان گولیات با اون نقاشی معروفش روبروی پل سنگی منظره ی زیبایی برای عکس انداختن می باشد. یک بستی فروشی همون نزدیکی ها هست صاحبش یه خانم ترک هست که فارسی می فهمد چون همسرش ایرانی بوده. بهترین بستنی شهر رو دارد. و میتونم بگم تو کل آلمان یه همچین بستنی ای نخوردم که بستی زعفرونیش عین مال ایران باشه. بستی با اسانس گلاب هم داره.اینجا شهر رنگارنگی است که تقریبا تو هیچ جای آلمان یه همچین چیزی نمیشه دید. مغازه ها بسیار لوکس هستند آنجایی که شما رفتید. و گویی در دل سنگ و غار بنا شده اند، یه پالتو زنانه 4800 یورو. دوچرخه 6000 یورویی و... کلا شهر ثروتمندی هست. آدم های پولدار در این شهر زیاد هست. شرکت ب ام در این شهر یک کارخونه دارد که توش ب م و سری 1 تولید میشه. شرکت کنتیننتال هم نمایندگی داره. و یه شرکت داروسازی بنام آمارگ  هم در این شهر شعبه داره . کلا جای زیبایی هست. اولین باری هست که در آلمان احساس یه شهر خوب برای زندگی رو دارم. مردمش خیلی فهمیده تر هستند. شاید به خاطر اینه که وضعیت اقتصادی خوبی دارند. فقط یک بار یک نفر در مورد خارجی بودن من حرف نارحت کننده ای زد که البته نظرش بود(جای تعجب داشت که یه معلم پیر که باید با تجربه باشه ، تا این حد نظر پرتی داشت).
"


ادامه ی عکس های بازدید یک روزه ی ما. عکس های مناظر طبیعی و رودخانه ی زیبای شهر هم هست که ان شالله در پست بعدی.

صلیب باز مصلوب

محراب کلیسا- محراب همه ی کلیساها روبه بیت المقدس است

ارگ بزرگ کلیسا

در زیرزمین کلیسا قبرهایی قدیمی وجود داشت و همین طور اسامی یک سری از مردگان و تاریخ فوت شون به دیوار نوشته شده بود. قبرها مربوز به حدود ششصد سال قبل بودند. قبرهای کف زمین مربوط به اسقف های اعظم این کلیسا بودند.

موقع بازدید از زیرزمین، وقتی داشتیم تاریخ و اسامی قبرها را نگاه می کردیم یکی از بچه ها صدا زد هی یک قبر جدید اینجاست. ما هم رفتیم ببینیم کیه که این افتخار رو داشته که به تازگی اینجا دفن بشه دیدیم تاریخ قبر مال 150 سال قبل!!

یکی از قدیسان مسیحی

یادبود بازدید پاپ از این کلیسا(نمی دونم پاپ بندیک چندم بود)

فضای شهری

شهرداری قدیمی و بخش راهنمای توریست شهر

عروس و داماد و همراهانشان که برای ثبت ازدواج به شهرداری آمده بودند

فضای شهری


جمعیت شاد روزهای شنبه در رستوران ها و کافه ها


دکور مغازه

[ دوشنبه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1394 ] [ 06:06 ب.ظ ] [ لیلی ] [ نظرات (16) ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من و همسرم برای ادامه تحصیل اومدیم این کشور و قصد موندن نداریم. مطالبی که من در اینجا می نویسم دیده ها و شنیده های خودم از زندگی در برش کوچکی از کشوری در قاره سبز است. من کارشناس مسائل اجتماعی و سیاسی نیستم و این مطالب خاطرات من از شهر کوچکی است که در آن زندگی می کنیم. خانواده ی نفره ی ما در فروردین 95 به ایران بازگشت . اگر سوالی دارید به آدرس nasrin_v2013@yahoo.com ای میل بزنید. اگر حداکثر تا یک هفته پاسخی دریافت نکردید مجددا ایمیل بزنید! ----------------------------------------------- کامنت های تبلیغی و غیر مرتبط با پست حذف خواهد شد.
Page web
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 549648