X
تبلیغات
رایتل

زندگی پر از خاطره است...
خاطرات زندگی من در آلمان 

قبلا گفته بودم که همسایه ی بغلی اسباب کشی دارد، بعدها فهمیدیم که یک سری وسایل اضافه را رد می کرده چون خانمش که قبلا فقط آخر هفته به خانه می آمد و احتمالا در شهر دیگری زندگی می کرد به او ملحق شده. چند روز قبل که ارمیا بهانه می گرفت و با هم به تراس رفته بودیم تا توتوها را تماشا کنیم خانم همسایه آمد توی تراس و ارمیا که سوژه ای جذاب تر از توتو دیده بود مشغول تماشای او که به گلدان هایشان سرکشی می کرد شد. خانم همسایه هم توت فرنگی ای که از گلدانش چیده بود به ارمیا نشان داد و گفت می خواهی؟ ارمیا هم معطل نکرد و توت فرنگی را گرفت و خورد! بعد سر صحبت باز شد و پرسید از کجا آمدین و چه می کنین و این حرفها. یعنی بعد چند سال همسایگی حالا اسم و رسم هم رو می پرسیدیم. من اسمش را پرسیدم ولی نتونستم حفظ کنم و اون هم بعد دو بار تلفظ اسم من احتمالا چیزی یادش نمی مونه! بعد گفت یک دوست مصری دارم و کلا از دوست مصری اش که احتمالا وجه مسلمان بودنش با ما مشترک بود صحبت کرد. گفت که اینجا درس می خواندند و در دانشگاهی در نزدیکی رودخانه ی نیل تدریس داشتند و رشته شان باستان شناسی بوده و تو اهرام کاوش می کردند ولی بعد اتمام تحصیل در اینجا مانده اند و به مصر برنگشته اند. بعد پرسید ایران امن است و شما می توانید برگردید؟ احتمالا ایشان از جمله افرادی است که شناخت کافی از کشورهای غیر قاره ی اروپا ندارد. به نظرش جالب بود که مصری ها نام پدر را بعد از نام خودشان می آوردند و من گفتم تو ایران این طوری نیست. بعد گفت مصری ها آخر مکالمه و موقع خداحافظی هم می گویند سلام علیکم و پاسخش هم هست  علیکم السلام!

چندی بعد از این مکالمه که من و ارمیا برای گردش رفته بودیم کلید را فراموش کردم و آقای همسر هم خانه نبود مجبور شدم زنگ همسایه ها را بزنم. همین آقای همسایه در را برای من گشود و من کلید یدک آپارتمان را که در حیاط مخفی کرده ایم برداشتم و رفتم به خانه. وقتی به طبقه ی خودمون رسیدم دیدم خانم همسایه دم در ایستاده تا ما را به خانه ببرد. خوشحال شدم از دوستی با این همسایه ی مهربان.

در ضمن دیشب هم خانم و آقای همسایه داشتند با چراغ قوه در بین گلدان هایشان جستجو می کردند ارمیا با کنجکاوی سعی می کرد از این لامپ جدید متحرک سردربیاورد. سرش را با اصرار از پنجره بیرون کشید و با زبان خودش با همسایه ها حرف می زد. اونها هم با خوشرویی به او جواب دادند و وقتی فهمیدند به نور چراغ قوه علاقمند است برایش روی دیوار نور را انداختند و خانم همسایه گفت که امروز یک توت فرنگی چیده و پس فردا توت فرنگی بعدی می رسد.

همسایه ی خوب داشتن حس خوبی است مخصوصا در غربت.

دوستان عزیزی که صاحب وبلاگ هستند و به اینجا تشریف می آورند لطفا آدرس وبلاگشان را در کامنت شان بنویسند چون من با موبایل اکثر اوقات به اینترنت متصل می شوم و آدرس های قبلی در لپ تاپ ذخیره شده.

عکس های زیر از ساختمان های دانشگاه است. چون شهر کوچک است و بافت سنتی و قدیمی دارد، یک سری ساختمان های دانشگاه در بافت قدیمی و احتمالا مراکز مربوط به کلیساست و برخی ساختمان ها و دانشکده ها در طرف دیگر شهر و با روش های نوین ساخته شده اند. این ساختمان که دانشکده ی مجسمه سازی و زبان در آن قرار دارد قسمتی از یک کارخانه ی ریسندگی قدیمی بوده که بازسازی شده و به خوابگاه تبدیل شده و ساختمان های نوساز به آن متصل شده اند.

در تصاویر زیر جشن بیمه در این دانشکده برقرار بود و یک سری بروشور و ورزش هایی برای سلامتی و البته چادر خوراکی برپا بود. انواع ورزش ها یا وسایل مختلف مثل توپ و کش و بندهای مختلف که یا دسته جمعی با مربی انجام می دادند یا مراحلش را به دیوار نصب کرده بود و هر فرد خودش انجام می داد. عده ای هم مشغول ماساژ دادن و توضیح نحوه ی ماساژ صحیح بودند. ورزش های پشت میز نشینی هم مشتری های خودش را داشت


در سمت راست تصویر خانم هایی که با عصای پیاده روی دور حیاط می چرخند


پارکینگ دوچرخه ی ساختمان

 چادر خوراکی ها که اکثرا سالاد و سوپ خانگی بود با قیمت مناسب


یک سری دستگاه های ورزشی و در انتهای سالن ورزش های کششی انجام می دهند

در این اتاق هم عده ای روی زیراندازها ورزش های شبیه

ایروبیک انجام می دهند


مسیر مقابل دانشگاه



ساختمان های بین راه

[ چهارشنبه 20 خرداد‌ماه سال 1394 ] [ 11:28 ق.ظ ] [ لیلی ] [ نظرات (20) ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من و همسرم برای ادامه تحصیل اومدیم این کشور و قصد موندن نداریم. مطالبی که من در اینجا می نویسم دیده ها و شنیده های خودم از زندگی در برش کوچکی از کشوری در قاره سبز است. من کارشناس مسائل اجتماعی و سیاسی نیستم و این مطالب خاطرات من از شهر کوچکی است که در آن زندگی می کنیم. خانواده ی نفره ی ما در فروردین 95 به ایران بازگشت . اگر سوالی دارید به آدرس nasrin_v2013@yahoo.com ای میل بزنید. اگر حداکثر تا یک هفته پاسخی دریافت نکردید مجددا ایمیل بزنید! ----------------------------------------------- کامنت های تبلیغی و غیر مرتبط با پست حذف خواهد شد.
Page web
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 549648