X
تبلیغات
رایتل

زندگی پر از خاطره است...
خاطرات زندگی من در آلمان 
یکشنبه که هوا ابری و بارانی و لبریز از حس تعطیلی بود یکی از دوستانمان مهمانمان بود. آقای همسر به دانشگاه رفته بود و ما هم تصمیم گرفتیم در هوای خنکی که بعد از سه هفته گرمای طاقت فرسا مهمان شهر شده بود گردشی کنیم.در این گرمای بی سابقه و طولانی رکورد ثبت دمای چهل درجه در برخی نقاط آلمان در تاریخ ثبت دمای این کشور بی سابقه بوده.
ارمیا که عادت داشت موقع گردش لباس آستین کوتاه بپوشد در مقابل پوشیدن جوراب و ژاکت مقاومت می کرد و با یک لنگه جوراب و ژاکت نصفه نیمه رضایت داد توی کالسکه بنشیند. به طرف رودخانه حرکت کردیم تا در محوطه ی تاریخی شهر گشتی بزنیم. در راه از نزدیکی میدان اصلی شهر که جشنواره ی موسیقی جاز برپاست عبور کردیم و ارمیا که بادکنک ها را در دست بچه ها دید بهانه گرفت که من هم "با" می خواهم. علی رغم میل مان به سر و صدای موسیقی زنده به طرف میدان اصلی تغییر مسیر دادیم و از کنار جمعیت گذشتیم و در تلاش برای رسیدن به چادری که به بچه ها بادکنک می داد به یک غرفه رسیدیم که چند نفری ایستاده و مشغول پر کردن فرم بودند. به دوستم گفتم فکر کنم فرم های قرعه کشی باشد بیا ما هم پر کنیم.اون بنده خدا که آلمانی بلد نبود منتظر ماند و من رفتم وسط جمعیت دو تا فرم آوردم و بدون این که بدانیم قرعه کشی چیست و اصلا سوالش و جوایزش چیست اسم و تلفن و نام شهرمان را نوشتیم. جواب سوال را هم یکی از مسئول غرفه پرسید و من کلی توی برگه گشتم تا اصلا وجود خود سوال را یافتم! من تلفن خانه مان را نوشتم و برای دوستمان شماره موبایلش را. یکی از شرکت کننده ها از غرفه دارپرسید می توانم برای فرزندم هم فرم پر کنم و او پاسخ مثبت داد. من هم برای آقای همسر و ارمیا فرم را پر کردم و شماره موبایل دوستمان را نوشتم.همان طور که من با عجله و با خط درشت اسم ها را می نوشتم مسِئول غرفه به ارمیا یک بسته مدادرنگی شش رنگ داد. من هم فرم ها را تحویل دادم و با هم رفتیم به غرفه ی بادکنک. تا بادکنک را تحویل بگیریم و به کالسکه گره بزنیم و ارمیا را که از بادکنک ناراضی بود آرام کنیم کمی طول کشید. مشغول حرف بودیم و توجهی به جمعیت و حرف های مجری های روی سن نداشتیم. ناگهان شنیدیم که از پشت بلندگو نام ارمیا را صدا می زنند!یک لحظه ماتمان برد که ماجرا چیست و بعد من یاد قرعه کشی افتادم. اصلا به ذهنم هم نمی رسید که این قرعه کشی برای الان باشد. با کالسکه رفتم پائین سن و برای مجری که داشت اعلام می کرد آیا این برنده اینجاست؟ دست تکان دادم. و گفتم نام پسرم را صدا زدید.او هم گفت صبر کن تا به شماره موبایلی که اینجاست زنگ بزنم و چند ثانیه بعد موبایل دوستم زنگ خورد و من پاسخ دادم و گفتم ما همین جائیم. ناگهان پرژکتورهای پرنور به سمتمان روشن شد و جمعیت با هیجان برای ما دست زدند و چند نفر شروع کردند به عکس گرفتن! من هم ارمیا را بغل کردم و اصلا حواسم به لباس های نصفه نیمه اش نبود. دو تا پسربچه هم جلو دویدند و گفتند خوش به حالتان که بلیط را برنده شدید! مجری از من خواست روی سن بروم ولی من که نمی دانستم مسابقه و قرعه کشی راجع به چی بوده ترجیح دادم همان پائین سن بمانم و مجریٍ دیگر گفت شاید صدای بلند برای بچه خوشآیند نباشد و بدین سان ما از رفتن به روی سن نجات یافتیم. آقای همسر را خبر کردیم و با هم برای گرفتن جایزه رفتیم و فهمیدیم که جایزه دو بلیط برای مسابقات بوندس لیگاست(برای بازی بسکتبالش) و اون وقت فهمیدم چرا پسربچه ها به ما تبریک گفتند. وقتی رفتیم جایزه را از غرفه ای که فرم ها را پر کردیم تحویل بگیریم فهمیدم که امروز اختتامیه ی جشنواره بوده و مسابقه از صبح در جریان بوده و قرعه کشی راس ساعت هفت انجام میشده و ما پنج دقیقه به هفت بود که به غرفه رسیده بودیم و فرم ها را پر کرده بودیم. خلاصه الان ارمیا دو تا بلیط بوندس لیگا داره و نمی دونه چطورپدری و مادری که قبلش نمی دونستند بوندس لیگا چیست رو راضی کنه بره مسابقه ی فینال رو ببینهاز اینجا برای بوندس لیگا بخوانید.

این هم چند عکس از شهر

کنار رودخانه

نی های بلند حاشیه ی رودخانه

بافت تاریخی در یک روز تعطیل-تزئین به مناسبت جشنواره ی سنتی دو هفته ی آینده

کافه ی ششصدشاله ی شهر

یک رستوران مدرن

پلی بر روی رودخانه
به مارک موتور توجه کنید

یک ژیان با سقف باز

[ سه‌شنبه 27 مرداد‌ماه سال 1394 ] [ 06:20 ب.ظ ] [ لیلی ] [ نظرات (29) ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من و همسرم برای ادامه تحصیل اومدیم این کشور و قصد موندن نداریم. مطالبی که من در اینجا می نویسم دیده ها و شنیده های خودم از زندگی در برش کوچکی از کشوری در قاره سبز است. من کارشناس مسائل اجتماعی و سیاسی نیستم و این مطالب خاطرات من از شهر کوچکی است که در آن زندگی می کنیم. خانواده ی نفره ی ما در فروردین 95 به ایران بازگشت . اگر سوالی دارید به آدرس nasrin_v2013@yahoo.com ای میل بزنید. اگر حداکثر تا یک هفته پاسخی دریافت نکردید مجددا ایمیل بزنید! ----------------------------------------------- کامنت های تبلیغی و غیر مرتبط با پست حذف خواهد شد.
Page web
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 549648