X
تبلیغات
رایتل

زندگی پر از خاطره است...
خاطرات زندگی من در آلمان 

چند روز قبل که با فرنوش دوست افغانی ام صحبت می کردم نگرانی اش را از موج مهاجرهراسی ابراز می کرد. می گفت که مثلا چند نازیسم وارد شهر ما شده اند و یا یک نفر نازی به او چپ چپ رفته! و یا نقل قول از خرابکاری چند مهاجر در فلان شهر. خلاصه اخبار منفی و شایعات مختلف را نقل می کرد و می گفت باید موهایمان را رنگ کنیم و لنز رنگی بگذاریم و از خانه بیرون برویم! ازش پرسیدم مثلا نازی ها اگر به یکی در خیابان و در محل عمومی گیر بدهند چه می کنند؟ گفت مثلا فحشش می دهند و یا می گویند به خانه ات برگرد! گفتم همین؟ گفت خب آره بیشتر که دیگه نیست. خندیدم و بهش گفتم یعنی تو از فحش دادن اینقدر نگرانی؟ واقعا وضعیت های بدتر در جوامع دیگه وجود داره. خب تو هم جوابش را بده مگه فحش به آلمانی بلد نیستی.خودم چند تا جمله ی خوب بهش گفتم تا در مواقع لزوم استفاده کند!بعد گفت یکی از دوستان سابقش هم دائم می گوید چرا این قدر مهاجر زیاد شده و می ترسد از این که مهاجران، جنگ جهانی سوم را در آلمان شروع کنند!(خودشان قبول دارند که سرچشمه ی جنگ های جهانی اول و دوم از کشورشان هست)

البته خودش اعتراف کرد که به خاطر کار پاره وقتش که مترجم سایت دوی چه وله است اخبار مختلف مهاجران را دائم رصد می کند و همین باعث شده فکر کند در اطرافش فقط همین جریان ها وجود دارد. وقتی با فرنوش توی خیابان قدم می زدیم بهش گفتم ببین چند نفر تا حالا از کنار ما رد شدند و لبخند زدند. ببین کسانی که برای ارمیا توی کالسکه دست تکان می دهند و یا ماجرای پیرمردی که هفته ی قبل به ارمیا در مقابل بای بای کردنش پول کادو داد. این مدتی که مهاجران وارد اروپا شده اند چند حزب از جمله این پگیدا که مخالف مهاجرت و اسلام است تظاهرات راه انداخته اند و از جمله در شهرهای شرقی آلمان که بیکاری و عقب افتادگی بیشتر است دایم سخنرانی و برنامه دارند ولی جو کلی جامعه آرام است. خود فرنوش از همسرش که به تازگی از کنفرانسی از اتریش بازگشته سخن گفت که کل پولش را برای پناهندگان و مهاجرانی که در راه دیده غذا خریده و خودش گرسنه به خانه برگشته. همیشه در هر جامعه ای خوب وبد کنار هم هستند و مهم این که جمعیت خوب ها غالب باشه. در بین جمعیت 88 میلیونی آلمان آدم بد و بدجنس وجود دارد همین طور که در بین یک میلیون مهاجر و پناهنده ی ماه های اخیر افراد ناسالم هست. فعلا که در شهر کوچک ما جز شایعات بی مبنای محدود خبری نیست. در شهرهای بزرگتر را خبر ندارم. البته کاملا طبیعی است که مردم یک کشور به وجود جمعیت زیادی که یک دفعه به کشور وارد می شوند و نیاز به آموزش و پذیرش فرهنگ جدید دارد و همه ی هزینه ها از مالیات انها فراهم می شود حساس باشند، همان طور که گروه های زیادی برای اسکان و آموزش این مهاجران فعال هستند، گروه هایی هم مخالف هستند و هر دو در کنار هم مشغول فعالیت هستند. مردم المان هم سال ها با سختی و مشقت طول کشیده تا جامعه ی فعلی و منظم و قانونمندشان را ساخته اند و به ان عادت کرده اند و به حق از دست دادن ارامش و اقتصادشان نگرانند و از ان طرف مردمانی هستند بی وطن و بی امید به اینده...

به قول فرنوش خدا هیچ کس را بی وطن نکند.

ادامه ی عکس های بازار یک روزه آنتیک:


















[ شنبه 9 آبان‌ماه سال 1394 ] [ 07:10 ب.ظ ] [ لیلی ] [ نظرات (19) ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من و همسرم برای ادامه تحصیل اومدیم این کشور و قصد موندن نداریم. مطالبی که من در اینجا می نویسم دیده ها و شنیده های خودم از زندگی در برش کوچکی از کشوری در قاره سبز است. من کارشناس مسائل اجتماعی و سیاسی نیستم و این مطالب خاطرات من از شهر کوچکی است که در آن زندگی می کنیم. خانواده ی نفره ی ما در فروردین 95 به ایران بازگشت . اگر سوالی دارید به آدرس nasrin_v2013@yahoo.com ای میل بزنید. اگر حداکثر تا یک هفته پاسخی دریافت نکردید مجددا ایمیل بزنید! ----------------------------------------------- کامنت های تبلیغی و غیر مرتبط با پست حذف خواهد شد.
Page web
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 549648