X
تبلیغات
رایتل

زندگی پر از خاطره است...
خاطرات زندگی من در آلمان 

این چند روز هم جشن کریسمس دانشکده و دانشگاه و دانشجویان خارجی جداگانه برگزار شد که البته بیشتر از همه جشن دانشجویان خارجی خوش گذشت. جمع محدودی از دانشجویان دکترا از کشورهای مختلف و یک قسمت از فضا رو هم به بازی بچه ها اختصاص داده بودند و یک سری پازل و کتاب و مدادرنگی گذاشته بودند که البته به نظرم به رده ی سنی بچه های حاضر توجه نشده بود و در آخر مجلس یک عالمه لوگوی کوچک کف زمین ریخته بود  و فقط دردسرش برای برگزارکنندگان ماند. ما با صفیه دختر اردنی و یک پسر ترک و هدیل دختر سوریه ای و همسرش و یکی از دوستان ایرانی مان سر یک میز نشسته بودیم و موقع مسابقه هم ترکیب مان را حفظ کردیم. ولی سوالات مسابقه واقعا سخت بود و اگر کمک گوگل دانا و همسر هدیل نبود نمی توانستیم گروه اول بشویم. سوالات حول محور کریسمس و زمستان طراحی شده بود.سوالاتی مانند: جزیره ی کریسمس در کجا قرار دارد؟ و یا دانه ی برف چند ضلع دارد؟ چقدر طول می کشد تا اندازه ی درخت کریسمس به دو متر برسد؟ کشوری که بیشترین مصرف درخت کریسمس را در جهان دارد کجاست؟ چند تا آهنگ هم پخش کردند و گفتند نام اهنگ سازش کیست؟! بهترین سوالش هم این بود که 21 دسامبر چه ویژگی نجومی ای دارد؟ البته سوالات زیاد بود ولی چون من سر میز نبودم و کنار ارمیا روی زمین نشسته بودم در جریان نیستم. موقع اهدا جوایز چون گروه از شش نفر به هفت نفر رسیده بود(همسر هدیل در میانه ی مسابقه به ما پیوست) به پنج نفر جایزه دادند و من و همسر هدیل چون عضو ناپیوسته بودیم بی نصیب ماندیم. و البته ارمیا که عضو نصفه ی گروه حساب می شد و نقشش فقط آوردن شانس به گروه مان بود.البته من اعتراض کردم و گفتم که جایزه حق همسر هدیل است و منتظر ایمیل جواب هستم. جایزه هم بن خرید از یک کتاب فروشی  به مبلغ 5 یورو!! بود و جوایز گروه های دوم و سوم هم شکلات و دیکشنری کوچک و یک عروسک خفاش! با آرم دانشگاه بود.

ما برای غذا سالاد الویه درست کرده بودیم و اون دوست ایرانی مان کشک بادمجان و بقیه هم هر کس که می خواست غذایی درست کرده بود و پذیرایی اصلی هم که نان و پنیر و انواع سس های قابل خوردن با نان و شیرینی و میوه و انواع نوشیدنی بود. حس می کنم رابطه ی کشورهای مسلمان به واسطه ی اعمال داعش و چند دستگی ها در سوریه با هم خوب نیست. مثلا دختر اردنی با بچه های عراقی حرف نمی زد و یا خود سوریه ای ها هم چند گروه هستند. پسر ترکی که سر میز ما نشسته بود با افتخار می گفت ترکیه از سیصد سال پیش جزء قاره ی اروپا بوده و ما هم چیزی بهش نگفتیم که تاریخ را نمی توان تغییر داد. در مجموع بیشتر دانشجویان خارجی حاضر در جشن آسیایی و آفریقایی و تاحدودی اکثریت مسلمان بودند و جمع خارجی های اروپایی کم بود. البته حاضران شاید 20% کل دانشجویان خارجی بودند.
چند روز قبل هم که در خیابان قدم می زدیم یکی از بچه های دانشکده را دیدیم که به ما خبر داد که جشن کریسمس دانشکده ی ما امشب است و خب دیگر فرصت تهیه ی غذا نبود. اون جشن هم که هر سال برگزار میشه و یک برنامه ی تئاتر و یک برنامه ی ر ق ص و یک معرفی دارد و برگزاری اش با دانشجویان است و اساتید هم خودمانی شرکت می کنند و معمولا در پخت غذا و کیک هم مشارکت می کنند. تئاتر امسال مال بچه های عرب شناسی بود که من اصلا محتویایش را نپسندیم و برنامه ی معرفی اش هم گزارشی از سفر دو هفته ای چند تا از دانشجویان به اسرائیل و فلسطین و معرفی مکان های تاریخی و اعمال مذهبی یهودیان بود. برای پذیرایی هم یک میز نوشیدنی برپا بود که البته پولی بود و میز غذاها و خوردنی هایی که دانشجویان تهیه کرده بودند و خیلی گول زننده و خوشمزه پیدا بود  البته من فقط ماست خیارهایش را امتحان کردم و دو قاشق از بورانی بادمجان که کار دختر اصفهانی دانشکده بود. البته عکس های زیر گوشه ای از خوردنی ها را نشان می دهد چون به مرور که بچه ها می آمدند خوردنی ها هم اضافه می شد. خانم ش استاد ایرانی زبان فارسی دانشگاه هم یک دیس بزرگ لوبیاپلو پخته بود که کلی طرفدار داشت.بعد از مدت ها دوستان ایرانی را دیدیم و با هم حرف زدیم. چند تا پسر افغان هم به واسطه ی یکی از اساتید افغان دانشگاه به جشن آمده بودند.
ارمیا هم که تنها کوچولوی جشن بود بسیار مورد توجه واقع شده بود و البته خودش بیشتر ترجیح میداد از پله ها و آسانسور بازدید کند تا به لبخندهای دیگران واکنش نشان دهد. بنابراین ما بیشتر در همان محدوده ی پله ها حضور داشتیم و فقط برای دیدن لامپ به کلاسی که برنامه ها اجرا می شد سر می زدیم.
این توضیح تکراری را هم اضافه کنم که دانشکده ی شرق شناسی و علوم انسانی دانشگاه هر ساله از طریق یک سری آژانس هایی مسافرت هایی به کشورهای خاورمیانه و یا شمال آفریقا دارد و کلاس های زبان فارسی و اردو و عربی و ترکی و ... یا ر ق ص هندی و عربی و... جزء موارد فوق برنامه اش می باشد.
در کل سال، جشن کریسمس مهمترین برنامه ی دانشگاه هست که هر گروه و دانشکده ای برای خودش برگزار می کند و کلا همان طور که در شهر در هر مغازه و معبری اثری از کریسمس هست هر شرکت و دفتری هم برای کارمندانش برنامه هایی دارد.
عکس های این سری هم همه مربوط به خوردنی هاست و عکس های تزئینات و بازارچه باشد برای دفعه ی بعد ان شالله.

میز ما در جشن کریسمس دانشجویان خارجی




جشن کریسمس دانشجویان خارجی

میز آفریقایی ها در جشن کریسمس دانشجویان خارجی


میز پذیرایی در جشن دانشکده

میز با غذاها!




[ جمعه 27 آذر‌ماه سال 1394 ] [ 08:40 ب.ظ ] [ لیلی ] [ نظرات (20) ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من و همسرم برای ادامه تحصیل اومدیم این کشور و قصد موندن نداریم. مطالبی که من در اینجا می نویسم دیده ها و شنیده های خودم از زندگی در برش کوچکی از کشوری در قاره سبز است. من کارشناس مسائل اجتماعی و سیاسی نیستم و این مطالب خاطرات من از شهر کوچکی است که در آن زندگی می کنیم. خانواده ی نفره ی ما در فروردین 95 به ایران بازگشت . اگر سوالی دارید به آدرس nasrin_v2013@yahoo.com ای میل بزنید. اگر حداکثر تا یک هفته پاسخی دریافت نکردید مجددا ایمیل بزنید! ----------------------------------------------- کامنت های تبلیغی و غیر مرتبط با پست حذف خواهد شد.
Page web
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 549648