X
تبلیغات
نماشا
رایتل

زندگی پر از خاطره است...
خاطرات زندگی من در آلمان 

امروز چهارشنبه میلاد حضرت مسیح بود و توی کلیسا جشن. البته ما برای جشن نماندیم و فقط تزئینات و مقدمات کار را تماشا کردیم. ان شالله عکس ها و توضیحاتش را در پست بعدی می نویسم.

سه هفته قبل که آقای همسر به علت سرماخوردگی به پزشک خانواده مراجعه کرد آقای دکتر بعد از زدن ماسک و معاینه ی ایشان و سوالاتی مانند سردرد و اعمالی مانند ضربه زدن با چکش کوچک به پیشانی و پرسیدن از درد و خلاصه معاینات مربوطه اعلام کرد که گلوی شما کمی سرخ است و خب علائم دیگر سرماخوردگی را هم دارید و بدن شما به طور طبیعی داره با بیماری مبارزه می کند و داروی خاصی نیاز نیست! به ایشان توضیه کرد که قرص ها و چای ها ی لیمو و نعناع را از داروخانه تهیه کند و اگر باز هم احساس درد دارد می تواند بروفن را هم از داروخانه بخرد و با استراحت کردن به بهبود بیماری اش کمک کند و پرسید که آیا برگه ی مرخصی برای محل کار نیازی داری یا نه؟

هفته ی قبل که سرماخوردگی قبلی خوب شده بود و سرماخوردگی جدید حضور پیدا کرده بود آقای همسر مجددا به ملاقات دکتر رفت که البته منشی گفت باید وقت قبلی بگیری و چون آقای همسر حالشون خوب نبود یک وقت اورژانسی بین ساعت 3:35 تا 3:45 به ایشان داد.  البته حضور ایشان در مطب یک ساعتی طول کشید و دکتر این دفعه با وسواس بیشتری و با توجه به سابقه ی مراجعه ی قبلی که در سیستم ذخیره شده بود به معاینه پرداخت. اول از ایشان نمونه ی خون گرفت تا تشخیص دهد که سرماخوردگی از نوع ویروسی است یا باکتری و بعد گفت که میزان باکتری برای تجویز آموکسی سیلین 60 است که مال شما 18 می باشد و نیاز نیست و برای موارد دیگر قرار شد فردا تماس بگیرند و نتیجه را اعلام کنند. چون آقای همسر گفته بود من بچه ی کوچک در خانه دارم و نگرانم که واگیر کند بهش چند تا ماسک داده بود و برای سرفه های شبانه هم شربتی که به مدت پانزده شب باید مصرف می شد (به قول آقای همسر اگر آب پرتقال رو هم پانزده شب بخوری خوب میشی) و برای آب ریزش بینی هم یک اسپری که البته به افزایش اب ریزش کمک می کند! داروها رو هم توی نسخه ی آزاد نوشت. برای آموکسی سیلین هم یک نسخه ی جداگانه نوشت و البته قبلش کلی سوال و جواب که سابقه ی مصرف این نوع دارو را داری ؟ آلرژی داری؟ و کلی توصیه و اخطار که خیلی خطرناک است و علائم گوارشی شدید دارد و من اصلا توصیه نمی کنم و اگر دو روز دیگر تب کردی و با توجه به نتیجه ی آزمایش فردا آن را مصرف کن. طوری درباره ی آموکسی سیلین هشدار داد که آدم فکر می کرد دارد نوعی شیمی درمانی را تجویز می کند و البته می دانید که این نوع اخطار دادن ها با توجه به ترسو بودن آلمان ها چقدر کارساز است، بنده خدا نمی دانست که بدن ما با این رقم داروها چقدر اشناست البته فردایش خود آقای دکتر تماس گرفت (چون انگلیسی باید صحبت می کرد خودش تماس گرفته احتمالا دیده از  منشی ها بیشتر بلده!) و اعلام کرد نتیجه ی آزمایش خوب بوده و موردی مشاهده نشده.

در نتیجه آقای همسر بدون هیچ سلاح خاصی به جنگ با سرماخوردگی  شتافته است.

قرار بود عکس های بازارچه ی کریسمس و تزئینات آن را بگذارم ولی فعلا فرصت نکرده ام عکس ها را از روی گوشی به سیستم منتقل کنم. عکس های زیر مربوط به پارک جنگلی شهرمان در سه ماه قبل است










[ پنج‌شنبه 3 دی‌ماه سال 1394 ] [ 08:56 ب.ظ ] [ لیلی ] [ نظرات (18) ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من و همسرم برای ادامه تحصیل اومدیم این کشور و قصد موندن نداریم. مطالبی که من در اینجا می نویسم دیده ها و شنیده های خودم از زندگی در برش کوچکی از کشوری در قاره سبز است. من کارشناس مسائل اجتماعی و سیاسی نیستم و این مطالب خاطرات من از شهر کوچکی است که در آن زندگی می کنیم. خانواده ی نفره ی ما در فروردین 95 به ایران بازگشت . اگر سوالی دارید به آدرس nasrin_v2013@yahoo.com ای میل بزنید. اگر حداکثر تا یک هفته پاسخی دریافت نکردید مجددا ایمیل بزنید! ----------------------------------------------- کامنت های تبلیغی و غیر مرتبط با پست حذف خواهد شد.
Page web
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 549447