X
تبلیغات
رایتل

زندگی پر از خاطره است...
خاطرات زندگی من در آلمان 

راهکارهای هلند برای مبارزه با بیکاری جوانان

یورو نیوز، 25.01.2013: در حالیکه نرخ بیکاری میان جوانان، در یونان واسپانیا به شصت درصد رسیده است، آمار وارقام از میزان بیکاری کمتر از ده درصد در اتریش، آلمان و هلند حکایت می کنند. هلندی ها چگونه با بیکاری مبارزه می کنند. برای جذب جوانان در بازارهای کار هلند چه ترفندهای در نظر گرفته شده است؟

طبق آخرین آمار که دفتر آمار اتحادیه اروپا موسوم به “یورواستت” منتشر کرده، نرخ بیکاری میان جوانان هلندی 9.7 درصد است. این عدد در مقایسه با دیگر کشورهای اتحادیه اروپا بسیار کم است. از آنجایی که این آمار رشدی فزاینده دارند. شهر روتردام در پروژه های آموزش حرفه ای سرمایه گذاری می کند.

جوانان هلندی می دانند که پس از اتمام دوره آموزش حرفه ای شان خواهند توانست شغل پیدا کنند. ایده اصلی عبارت است از یادگیری هنگام انجام کار در کالج آموزشِ حرفه ای به نام “مرکز نو آوری” که در محل سابق ساخت زیر دریایی در رتردام واقع شده است.از نظر مبتکران این طرح، کارعملی و یادگیریِ همزمان اصولِ نظری با هم ارتباط نزدیک دارند.

در “مرکز نوآوری“، گیلیان هجده ساله تلاش بسیار می کند که تمام مهارتهایی را که برای مواجهه با واقعیت های بازار متغیر کار دراین روزها نیاز دارد، بیاموزد. او یک هفته در ماه را دراین مرکز می گذراند. گیلیان در شرکت تخصی سیستم های لوله کشی در کشتیها و در تأسیسات بندری کار می کند. از اینرو کیفیت کارش باید تضمین شده باشد. مهارتهای لازم را با انجام کار در این شرکت می آموزد.

گیلیان می گوید: «من اینجا خیلی چیزها یاد گرفتم، اما اینجا در کالجِ یادگیری همراه کار عملی، علاوه چیزهایی می توانم برای شرکت خودم یاد بگیرم، چیزهای جدید و به روز دیگر را که ممکن است برای کار کردن در هر شرکت دیگری فایده داشته بشد، می آموزم. کار عملی و آموزشهای نظری مکمل یکدیگر هستند.»

سرپرست این مرکز می گوید:«نو آوری برای ما، به عنوان یک موسسه آموزشی بسیار مهم است. ما همچنین سعی می کنیم به تقاضای شرکتهای مختلف پاسخ دهیم. به نمایشگاه های تجاری مختلف می رویم. درآنجا ماشین آلات می خریم یا سعی می کنیم مهارتهای آموزشی و تکنیکی مان را به روز کنیم. همه ماشینهای جدید و فوت و فن های نو را در نظر می گیریم و آنها را به کارآموزانمان ارائه می کنیم.»

هزینه بیست و دو میلیون یورویی جهت تبدیلِ تأسیساتِ ساخت ِزیردریایی به مرکزِ آموزش ِحرفه ای، مشترکا توسط اتحادیه اروپا و شهر روتردام تأمین شده است.

اما راز الگوی هلند برای مبارزه با بیکاری جوانان چیست؟ یکی از مدیران این کالج در پاسخ به این پرسش می گوید: «من می توانم به کشورهای دیگر توصیه کنم که شرکتهای تجاری شان را قانع کنند که پذیرای این دوره های آموزشی باشند. در این صورت با این شرکتها ارتباط نزدیک برقرار می کنند و با تازه ترین استانداردهای نوآوری آشنا می شوند و این باعث می شود که این نوآوری ها وارد برنامه آموزشی شان شود.

مشاوران امور اجتماعی در هلند از پیشنهاد اتحادیه اروپا در مورد «ضمانت برای جوانان» استقبال می کنند. بر اساس این پیشنهاد، برای هر جوان بیکار باید تضمین شغلی یا آموزش حرفه ای وجود داشته باشد. از سوی دیگر جوانان نباید به دنبال راحت طلبی باشند. یک مشاور اجتماعی شهر رتردام می گوید: «جوان بیکار باید مجبور باشند تا هر پیشنهاد شغلیِ موجود در بازارِ واقعیِ کار و دراقتصاد واقعی را بپذیرند. نباید جوانان بیکار را وابسته به خدمات اجتماعی کنیم. زیرا آنها باید سعی کنند دنبال شغل بگردند. ما اینجا پدر مادر آنها نیستیم.»

آمار منتشر شده توسط “یورواستت” برای هلند ارقام امیدوار کننده ای است. با این حال یکی از کارشناسان بازارکار هلند اصرار دارد که واقعیت موضوع گاهی نگران کننده است. وایمار سالوِردا، ازموسسه پیشرفته مطالعات کاریابی در آمستردام می گوید:«چیزی که در اینجا متفاوت است این است که جوانان هم آموزش می بینند و اغلب همزمان کار هم دارند. اما این کارها، کارهای کوچکی است و تعداد این جور کارها در هلند ده برابر کارهای مشابه در ایتالیاست. با این اوصاف، به هنگام بحران مالی، میزان اشتغال جوانان (درهلند) یک سوم کاهش یافته است و میزان اشتغال بین جوانانی که از خانواده های مهاجر می آیند نصف شده است.»

اما نرخ بیکاری میان جوانان مهاجر در هلند خیلی بیشتر از 9.7 است. چهل درصد مهاجرانِ جوان مقیم هلند شغلی ندارند. این نرخ بیکاری چهل درصدی، باعث افسردگی، مشکلات اجتماعی و گاهی روی آوردن آنها به جرم و جنایت می شود. «طرح بازار برای داوطلبان» با این هدف به راه افتاده که به این جوانان فرصت دیگری بدهد.

یکی از متقاضیان کار در این طرح می گوید: «من بیکارم و دلم می خواهد از خجالت بمیرم. در خیابان گاهی به من حمله می شود و من باید فرار کنم. هیچ شانس و فرصتی در زندگی م ندارم.» یکی دیگر از جوانان مهاجر بیکار ضمن شکایت از تبعیض کارفرمایان می گوید: «هنوز شرکت های زیادی درهلند هستند که تبعیض قائل می شوند. می خواهم به آنها بگوییم که بیدار شوند و به جوانان فرصت های بیشتری دهند.»

یکی دیگر از جوانان مهاجر متقاضی کار می گوید:«اگر نخواهید روی جوانان سرمایه گذاری کنید، به خصوص جوان هایی که مشتاقند، اگر به آنها فرصت دیگری در بازار کار ندهید، چه خواهند کرد؟ احتمالا به سمت جرم و جنایت خواهند رفت. برای این که راه دیگری برایشان باز نیست و درنهایت، اینهمه برای مقامات مسئول و برای جامعه هزینه خیلی بیشتری در بر خواهد داشت.»

در غرب آمستردام، پارکینگی به «مولد تجارت اجتماعی» تبدیل شده است. این ایده پاتریسیا بوده است که به جوانانی که مشکل دارند یاد داده شود چه گونه دنبال کار بگردند. از نظر او هر کس نقاط قوتی دارد مثلا کسی که سابقا دزدی می کرده توانایی های فنی دارد. کسی که تجارت مواد مخدر می کرده، می تواند رابط خوبی باشد، آنکه سابقا سردسته جوانان مجرم بوده، می تواند مدیر خوبی بشود. اما همه اینها برای اینکه به بدنه جامعه وصل شوند و با آن ارتباط برقرار کنند، با مشکل مواجه هستند.

پاتریسیا در مورد طرح خود می گوید: «جوانانی که این سوابق مشکل ساز را دارند، در مواجهه با مشکلات زندگی رنج بسیار می برند. زیرا هیچ شبکه اجتماعی ای وجود ندارد که از آنها حمایت کند.»

پاتریسیا با روش ابداعی خود برای” ارتباط مردم” به موفقیت حیرت آوری دست یافته است. شصت درصد جوانانی که او به آنها آموزش می دهد، در فروشگاه های بزرگ یا در بانک ها کار پیدا کرده اند.

پیدا کردن کار، برای جوانان با معلولیت جسمی به مراتب دشوارتر است. در شهر اوترخت هلند با لارا آشنا می شویم. او به جوانان آموزش دیده، مانند باستیان که در یافتنِ کار مشکل دارند، کمک می کند. لارا، مربی الکترونیک است و به این جوانان روشهای کار کردن با شبکه های اجتماعی را می آموزد. به این ترتیب آنها راههای بهتری برای برقراریِ تماس با کارفرماها پیدا می کند.

لورا که خود معلول است، در مورد طرحش می گوید:«فکر می کنم استخدام افرادی که ناتوانی جسمی دارند برای کارفرماها مفید باشد. زیرا به آنها فرصت می دهد که تصویر کاملا متفاوتی از خود ارائه دهند و نشان دهند که نسبت به جامعه احساس مسئولیت می کنند.»

طبق قوانین هلند دو الی پنج درصد افراد با ناتوانی های جسمی باید استخدام شوند. اما اجبارِ قانونی در این مورد وجود ندارد. به همین دلیل یک سوم آنها بیکار هستند. باستیان دراین مورد می گوید: «فکر کنم اگر برای شرکتها، اجبار قانونی وجود داشت که پنج درصد جوانان با معلولیت جسمی را استخدام کنند، شرایط من تغییر می کرد. امیدوارم قانون جدیدی وضع شود. به این ترتیب خیلی از جوانها، مانند من می توانند کار پیدا کنند.»


منبع سایت:http://www.if-id.de

.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من و همسرم برای ادامه تحصیل اومدیم این کشور و قصد موندن نداریم. مطالبی که من در اینجا می نویسم دیده ها و شنیده های خودم از زندگی در برش کوچکی از کشوری در قاره سبز است. من کارشناس مسائل اجتماعی و سیاسی نیستم و این مطالب خاطرات من از شهر کوچکی است که در آن زندگی می کنیم. خانواده ی نفره ی ما در فروردین 95 به ایران بازگشت . اگر سوالی دارید به آدرس nasrin_v2013@yahoo.com ای میل بزنید. اگر حداکثر تا یک هفته پاسخی دریافت نکردید مجددا ایمیل بزنید! ----------------------------------------------- کامنت های تبلیغی و غیر مرتبط با پست حذف خواهد شد.
Page web
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 549649