زندگی پر از خاطره است...

زندگی پر از خاطره است...

خاطرات زندگی من در آلمان
زندگی پر از خاطره است...

زندگی پر از خاطره است...

خاطرات زندگی من در آلمان

اگه الان حالا نباشه

-به ارمیا میگم خیلی  طول کشید شما اینقدر بزرگ شدین. میگه اگه بفهمی همه اون روزا خواب بوده و ما الان دوباره یک ساله ایم چه جوری میشی؟

و بعد میگه چند درصد احتمال میدی که الان حالا نباشه و الان با دو تا بچه کوچیک تو آلمان باشی؟؟

-ایلیا یک دفترچه داره که تمام مناسبت های هر روز رو توش می نویسه. چند تا تقویم مختلف داره که هر روز که میرسه از توی همه نگاه می کنه و اگر مناسبتی باشه که تو یکی باشه و تو اون یکی نباشه همه رو وارد می کنه. امسال به خاطر کبیسه بودن  مناسبت های بین المللی یک روز جابه جاشدن و کارش زیاد شده و مجبوره سوال کنه چی به چیه.و بعد میاد برای ما می خونه

مثلا اعلام میکنه امروز روز اصناف و روز ابوریحان بیرونی و روز آغاز سفر مسلم به کوفه و روز دهیاری و شوراهاست 

نظرات 9 + ارسال نظر
قره بالا جمعه 15 تیر‌ماه سال 1403 ساعت 01:49 ب.ظ

منم خیلی به این قضیه فکر میکنم که اگه واقعا الان، الان نباشه چی؟
اگه چند سال پیش باشه چی؟
اگه چیزی که الان هست همش خواب باشه چی؟
و راستش با این فکر واقعا آرومتر میشم
همش میگم بیخیال لیلا، اینا خوابه ، میگذره

کل زندگی یک خوابه. بعضی ها هفتاد بعضی ها هشتاد سال طول می کشه

farhad mohammadi جمعه 15 تیر‌ماه سال 1403 ساعت 02:54 ب.ظ http://Farhad64

باسلام.خوب هست.موافقم

سلام
ممنون

تیلوتیلو یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1403 ساعت 09:14 ق.ظ https://meslehichkass.blogsky.com/

زندگی واقعا یه خوابه...

واقعا کوتاه و سیال و ذهنی ست

مونا یکشنبه 17 تیر‌ماه سال 1403 ساعت 06:00 ب.ظ

برای ارمیا ماجرای 'می اندیشم، پس هستم' از دکارت رو تعریف کنید.

نمیدونم پسرها چند سالشونه، ولی وقتی نوجوان پانزده شانزده ساله شدند، کتاب دنیای سوفی رو برای مطالعه شون پیشنهاد می کنم. در موردش توی اینترنت مطلب زیاد هست و من بیشتر نمی نویسم من خودم در دهه بیست خوندم و بسیار لذت بردم و دو بار دیگه هم خوندمش.

ممنون از این که تجربیاتتون رو در اختیارمون گذاشتین

صبا سه‌شنبه 19 تیر‌ماه سال 1403 ساعت 02:18 ق.ظ https://gharetanhaei.blog.ir/

خیلی سوال ارمیا سنگین بود

و اما سبکی که ایلیا برای مناسبت ها داره ماشالله شبیه کاتب ها و مورخ قدیمی هست و نه یه پسربچه ۸-۹ ساله.

ماشالله به جفتشون. خدا برای هم همه تون رو حفظ کنه.

شاید تو زمان گم شده
آره،خوب شد ایلیا نوشتن یاد گرفت خیلی نیاز داشت
ممنون

فاطمه سه‌شنبه 19 تیر‌ماه سال 1403 ساعت 08:40 ق.ظ http://Ttab.blogsky.com

سلام عزیزم.حالادوست داشتی که خواب بود ودوباره این راهو می اومدی؟
من که نه
فکرکنم آقاپسرت یه تقویم بادصبا داره ویه تقویم معمولی

من که دوست نداشتم دوباره تکرار کنم.
تقویم بادصبا همونه که روی موبایل نصب میشه؟؟ نه، اصلا با موبایل کار نداره. فکر کنم تقویم مال سازمان تبلیغات باشه یا آستان قدس

شادی سه‌شنبه 19 تیر‌ماه سال 1403 ساعت 11:57 ق.ظ http://Manrabekhan.blogsky.com

چقدر دقیق
خدا حفظ شون کنه. سوالات جالبی به ذهنش خطور می کنه

ممنون

khatoon چهارشنبه 20 تیر‌ماه سال 1403 ساعت 04:02 ب.ظ https://memories-engineer.blogsky.com

چقدر دلم میخواست الان ، الان نبود و همه چی یه خواب بود اما انگار زندگی اونجوری که ما فکر می کنیم نیست
و ارمیا چقدر قشنگ این مطلب رو گفته
ایلیا هم که ماشالله بزرگتر از سنش میفهمه کارهاش واقعا جالبه

کل زندگی یک خواب کوتاهه که برای اکثریت تا هشتاد سالگی با بیدار شدن تغییر می کنه.
ایلیا بیشتر سرش تو کتابه

لیمو شنبه 20 مرداد‌ماه سال 1403 ساعت 12:57 ب.ظ https://lemonn.blogsky.com

هنگ کردم واقعا. درسته میتونه باشه...

مفهوم زمان در عین سادگی پیچیده است

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد