امسال هم که سال 2014 بود و تاریخش برای ولنتاین مثلا رند میشد یعنی 14.02.2014. خلاصه طبق برگه تبلیغی که به دستم رسید(ماجرای به دست آوردنش هم جالب است که ان شالله یه دفعه دیگه می نویسم) فهمیدم که در این روز زنان و دختران در میادین اصلی شهر جمع می شوند و راس ساعت خاصی یک رقص خاص با آهنگ خاص دارند. این برنامه فکر کنم اولین بار در انگلستان شروع شده و الان در سراسر جهان گسترده شده. در اطلاعیه شون نوشته که زنان و مردان در سراسر دنیا با شور و سرزندگی خودشون می تونند عامل تغییر باشند. شعارشون هم هست „One Billion Rising“ که میشه یک میلیارد افزایش. شعار اصلی هم مبارزه با خشونت علیه زنان هست. یعنی توجه جامعه جهانی و مردم رو به مسئله خشونت علیه زنان جلب کنند. یک ضرب المثل آفریقایی هم اولش نوشته بود که به نظرم جالب اومد:"بسیاری از مردمان کوچک در بسیاری از مکان های کوچک،با گام های کوچک فراوان است که می توانند چهره جهان را تغییر دهند." در فیلم هایی که در یوتی وپ برای این موضوع هست خشونتی که علیه زنان در کشورهای مختلف از آسیا و آفریقا و اروپا هست رو نمایش میده و بعد نشون میده که یکی از این زنان به موضوع اعتراض میکنه و بقیه اون رو همراهی می کنند. اسم رقصش هم هست "زنجیره را بشکن(یا زنجیر را پاره کن)" و گویا روند خاصی داره چون فایل آموزشی ش هم توی یوت ی وپ پیدا میشه. آهنگش مخصوص برای این روز هست و این طور که توی فیلم ها بود در کشورهای مختلف اجرا میشه. می تونید آهنگ رو با عنوان Break the chain در اینترنت جستجو کنید.





چندی پیش آقای همسر برای کاری به برلین رفته بود. خوشبختانه ماشین سواری از نوع mitfahr با قیمت و زمان مناسب پیدا کرده بودیم. در مورد ماشین سواری برای سفر قبلا توضیح داده بودم حالا یک بار دیگر هم می گویم. در آلمان و احتمالا بعضی کشورهای اروپایی سایت هایی وجود دارد که اگر کسی بخواهد با ماشین شخصی از شهری به شهر دیگر برود در این سایت اعلام می کند. ساعت و تاریخ حرکت رو مشخص می کند و کسانی هم که ماشین ندارند و قصد سفر دارند در این سایت جستجو می کنند و اگر کسی مطابق با زمان و تاریخ سفرشان پیدا کردند با هم تماس می گیرند و قرار می گذارند. البته معمولا راننده ها مکان قرار و شهرهای بین راه و ویژگی های ماشین و تعداد جای خالی در ماشین و احیانا اگر شرطی هم داشته باشند (مثلا سیگاری بودن) و شماره تماس شان را در آگهی شان ثبت می کنند. اصل بر اعتماد است ولی گاهی هم پیش می آید که مثلا راننده زنگ بزند و سفر را کنسل کند.
ما فعلا دو تا از این سایت ها را می شناسیم و برای سفر این دفعه از همین سایت ها جستجو کردیم و یک ماشین بنز مدل 2012 با یک خانوم راننده را یافتیم
هزینه سفر با این ماشین ها معمولا خیلی خیلی کمتر از هزینه قطار و هواپیماست. این خانوم وقتی باهاش تماس گرفتیم تا قرار رو تثبیت کنیم گفت تا حالا کسی تماس نگرفته و خودش پیشنهاد داد که میام در خونه دنبال تون!!! هیچی دیگه آژانس شد اومد دم در خونه و آقای همسر رو سوار کرد و با سرعت 160 کیلومتر تا برلین رفتند(همان طور که می دانید در اتوبان های خارج از شهر کشور آلمان محدودیت سرعت وجود ندارد) و مسیری که با ماشین سواری در حالت عادی 5 ساعت هست رو با 4 ساعت طی کردند.
البته توقف بین راه برای استراحت هم معمولا یک ربعی دارند.
این توصیفات و توضیحات از آقای همسر هست که با خانم راننده هم صحبت شده بوده : خانم راننده که فکر کنم حدود 35 یا 40 را داشت طبق حرف های خودش گیاه خوار خالص بود. از این گیاه خوارها که علاوه بر این که گوشت مصرف نمی کنند هیچ نوع محصولات حیوانی هم نمی خورند!! قبلا درباره شان نوشته ام بهشان می گویند Vegan.(از اینجا می توانید اطلاعات مربوط به این گروه رو بخونید) این افراد فقط از مواد غذایی گیاهی استفاده می کنند یعنی شیر و تخم مرغ و عسل و کلا هر چیزی که منشا حیوانی باشد را نمی خورند. خلاصه این خانم لاغراندام تعریف می کند که مثلا چربی بدنش را از فلان میوه استوایی تامین می کند و این میوه که محصول تایلند هست دانه ای 40 یورو قیمت دارد(فکر کنم میوه ای در حد و اندازه هندوانه باشد) و یا آووکادو و یا شیره نارگیل و یا دانه های گیاهی خاص که در فلان منطقه می روید فلان و بهمان خاصیت را دارد!! اصلا من فکر می کنم بیشتر میوه های مورد نظر این خانم در مناطق استوایی باشد و او باید برود آنجاها زندگی کند.
هر چند خودش گفته چند سالی در هاوایی زندگی کرده ولی خب نپسندیده و برگشته به وطنش! سگ پیر این خانم که گویا 12 سال داشته در این سفر در ماشین حضور داشته و در قفس خودش در صندوق عقب(صندوق عقب به جلوی ماشین متصل بوده) حضور داشته و صاحب گیاه خوارش برای غذا هم به او موز و این جور میوه ها میدهد!
در بین سفر هم گاهی برای گردش سگ بیچاره بی حال توقف داشته اند و خانم بیان کردند که فکر میکند سگش از این سفر خوشحال است!
در آخر باید اضافه کنم خانم گفتند که حقوق خوانده اند اما الان در اطراف شهر ما مرکز نگهداری و پرورش اسب ها در محیط بیو bio را دارند. حالا اسب که غذاش گیاه خواری هست وگرنه معلوم نیست با این طرز فکر چه غذاهایی نصیب اونها می شده! کلا اطلاعات خاص دیگری از ایشان و عملکرد و تغذیه شان در دست نیست!!
این هم دو سایتی که ما از آن برای یافتن ماشین سواری سفرهای بین شهری استفاده می کنیم:
mitfahrgelegenheit.blablacar.de/
www.mitfahrgelegenheit.de
عکس های زیر تبلیغات شرکت Tchibo یا TCM هست که فکر کنم در ایران هم شناخته شده است. دفترچه تبلیغات این دفعه شون وسایل آشپزی گیاهی بود. معمولا وسایل تولیدی این شرکت طرح های جذابی دارند. چند تا از وسایل رو که نتونستم در اینترنت عکس هایشان را بیابم مجبور شدم از روی خود دفترچه عکس بگیرم برای همین کیفیت شان با بقیه عکس ها متفاوت است.



بخارپزDampfgareinsatz

نوار سیلیکنی برای بسته بندی مواد غذایی که موقع طبخ وا نرود

قیچی سبزی بری!

ظرف ادویه و یا سبزی جات gewürzsieb (برای این که مواد کم کم به خورد غذا بره)

gewürzsieb (نخواهیم خود سبزی در غذا باشد و فقط مزه اش به غذا برود)

نمک و فلفل سابpfeffermühle - این نمک و فلفل پاش ها اینجا خیلی کاربرد دارد چون دانه فلفل و نمک درشت استفاده می کنند

آناناس قاچ کن- این ظروف ابتکاری برای هنداونه و سیب و خلاصه اکثر میوه ها وجود داره-فکر کنم در ایران هم انواع مختلفش باشد

اسپری لیمو!

اسپری لیمو

هویج رشته کن! به سبک ماکارونی

رنده مدادتراشی!


edelstahl-spargeltopf گلدان مارچوبه فلزی برای آب پز کردن مارچوبه



تازه متوجه پرده ای که مدت ها بر سر در شهرداری آویخته بود شدم : "8 فوریه روز درهای باز شهرداری". امروز رو شهرداری برای معرفی خدمات و فعالیت های خودش اعلام کرده بود. توی محوطه پر بود از ماشین های خدمات شهرداری مثل اتوبوس واحد، ماشین نظافت، آتش نشانی، ماشین برف روب، ماشین های تعویض لامپ معابر و یک سری ماشین دیگه که من کارکردشون رو بلد نیستم. داخل هر ماشین یا کنار آن هم کارگران و کارمندان مربوطه با لباس های کارشون ایستاده بودند و با مردم حرف می زدند. بچه ها بیشترین مشتاقان این ماشین ها بودند. چون اجازه داشتند جای راننده توی ماشین بشینند و به قسمت های مختلف آن دسترسی داشته باشند.بیشترین قسمت علاقمندی بزرگترها چادر محیط زیست و فعالیت های آن بود. طبق عکس ها و توضیحاتشون در کاشت درختان جنگلی و مراقبت از حیوانات فعالیت هایی داشتند. بعد وارد خود ساختمان شهرداری شدم. جمعیت زیادی در راهروهای ساختمان 4 طبقه شهرداری دیده می شد. طبق بروشورهایی که می دادند همه قسمت های شهرداری امروز برای دیدار عموم باز بود.از جمله واحدهای طبقه اول واحد پست و انتشارات(چاپ) بود. برای بچه ها وسایل نقاشی گذاشته بودند و بعد که نقاشی می کردند بهشون یاد می دادند که مثلا اینها را پست کنند. یا یک کارت پستال بهشون میدادن که آدرس روش بنویسند و به اداره پست تحویل بدهند.(در اینجا مرسوم است که مثلا وقتی کسی به شهر یا کشور دیگری سفر می کند کارت پستال هایی از شهر مقصد برای دوستانش می فرستد) در راهروهای طبقه اول میزهایی چیده و کلی بروشور و تقویم دیواری سال جدید چیده شده بود. یک مسابقه هم بود که مربوط به همان شرکتی بود که قهوه هایش را روی میز چیده بود و می فروخت(احتمالا برای تنوع!! حضور داشتند) من هم در مسابقه شرکت کردم. از آنجایی که اصلا جواب سوال ها را بلد نبودم مجبور شدم که همه را از مسئول غرفه بپرسم!!
اون هم با خوشرویی جواب می داد. قسمت شلوغ سالن طرح تفضیلی شهر یا طرح توسعه شهری بود. نقشه بزرگ شهر و جهت ساختمان سازی و توسعه شهر در آن مشخص بود و افراد زیادی کنار آن ایستاده بودند و با هم صحبت می کردند. روی تلویزیون کنار سالن هم تصاویر مناظر شهری در حالت سه بعدی نمایش داده می شد که اون هم مشتری داشت. قسمت بعدی خدمات شهرداری یا شرکت هایی که با آن همکاری می کردند در بازسازی و حفاظت از مجسمه های سطح شهر بود. کلی هم بروشور و کتابچه در این باره داشتند. شهر ما چون تاریخی است و بافت سنتی آن مربوط به قرون وسطی است و ثبت یونسکو هست اصولا محله و خانه قدیمی و مجسمه ها و سردیس های مختلف سر در خانه ها و کلیساها زیاد دارد. یک قسمتی هم مرمت ساختمان های قدیمی را انجام داده بودند که عکس ها و نمونه های خاک ها و مصالح استفاده شده را چیده بودند. قسمت آرشیو اسناد و مدارک شهر هم باز بود. پر از قفسه و نقشه ها و اسناد مختلف و عده ای پیرمرد و پیرزن با ذره بین روی سندی خم شده بودند و داشتند تحلیل می کردند.
و مثل همیشه این قسمت شلوغ و پرطرفدار بود!












