| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
مواجه شدم و البته برگ های زرد از پائیز مانده در زیر پا که نمی دانی چقدر منتظر گام های رهگذران مانده اند. برگ هایی که ظاهرا از پائیز امسال است ولی در عمل می بینی که زیر این برگ ها انبوهی از برگ های سالیان دراز خفته اند و گاهی پاهایت تا زانو در برگ فرو می رود. وقتی کمی در هوای گرم و دم کرده که نتیجه انبوهی از درختان به هم پیوسته بود روی یک تنه درخت جوان که احتمالا سال قبل طوفان یا سرما را تحمل نکرده و خم شده نشستیم.با دقت کل جنگل را نگاه کردم. تا چشم کار می کرد سرسبزی بود و طراوت. هر چه دقت کردم که در آن دوردست ها خرگوشی، روباهی، سنجابی چیزی ببینم بی فایده بود، هیچ جانداری قصد عبور از آن اطراف را نداشت تا هیجان مرا تکمیل کند.
وقتی به مدت طولانی در جنگل بشینی می توانی صدای تنفس آن را بشنوی. پیچیدن نسیم در میان برگ های درختان به سان نفس کشیدن جنگل می ماند. هر از گاهی حس می کردی صدای قدم های کسی در نزدیکی تو می آید ولی هیچ کس در آن اطراف نبود.
صدای افتادن برگی، میوه ای و گاه شکستن شاخه ای و پریدن پرنده ای حس حضور ناپیدای نگهبان جنگل را تداعی می کرد. با توجه به فیلم هایی مثل هری پاتر، ارباب حلقه ها و فیلم های نامعروف دیگر انتظار دیدن موجودات ناشناخته و یا حداقل انسان هایی با اهداف نامشخص دور از انتظار نبود ولی هیچ خبر هیجان انگیزی رخ نداد. فقط حشرات و پشه های سمج تو را لحظه ای تنها نمی گذارند که مبادا احساس غربت بکنی




بنده پیشنهاد نمودم کمی شامپو به سرمان بزنیم و یکی دو ثانبه بریم تو تراس و برگردیم تا حمام مان تکمیل شود.این بود گردش یک روز بهاری آفتابی که به باد و بران ختم شد.




ساختمان های بلند در منطقه Main halten

همان ساختمان از نمایی دیگر-عکس از اینترنت
بانک مرکزی اروپا یک نهاد مالی و ارزی است که سیاست های پولی 17 عضو اتحادیه اروپا را تعیین می کند. مقر این نهاد که در سال 1998 تاسیس شده در فرانکفورت قرار دارد. ما هم مثل خبرنگار اعزامی واحد خبر زیر این آرم یورو عکس یادگاری انداختیم

گوته، نویسنده و شاعر معروف آلمانی را پسر فرانکفورت می نامند که پس از مرگش، دیدار از خانه ی او برای عموم آزاد است. در خانه ی گوته، هر جا را که نگاه کنید اثری از او و کارهایش به چشم می خورد: میز تحریرش ،کتابخانه ی عظیم و تمام کتابهایش، دست نخورده و جذاب برای دوستداران ادبیات. البته گویا ساختمان بغل خانه را بعد از مدتی به خانه اضافه کردند تا بشود به عنوان موزه از آن استفاده کرد.

نمای بیرونی خانه گوته

فضای داخل خانه- عکس از اینترنت

فضای داخل خانه-عکس از اینترنت

مجسمه گوته در میدان نزدیک خانه اش
ساختمان اپرای قدیمی، با مجسمه های موتسارت و گوته دربالای آن،یکی از دیدنی های شهر فرانکفورت است که در سال ۱۸۷۷ میلادی ساخته شد. اطراف این ساختمان که بیشتر برای کنسرت از آن استفاده می شود، پر از رستوران و کافه است و خیابانهایش در هر ساعت شبانه روز زنده اند و مملو از توریست.

ساختمان اپرای قدیمی شهر

مجسمه موتزارت بر روی ساختمان اپرا
بعد از دیدن ساختمان اپرا وارد خیابان زایل شدیم که از مهم ترین مراکز خرید فرانکفورت و اروپاست. در این خیابان عریض و طولانی ماشین عبور نمی کند و گران ترین برندها و شیک ترین مدل ها در معرض دید عموم است. و اکثر مغازه ها هم به سبک زنگ زدن و اجازه ورود خواستن است. ما هم از این مدل ها و قیمت ها بازدید نمودیم

ویترین یک مغازه

کیف ها برند ورساچه
ولی واقعا از بس هندی و سیاه پوست و زبان های مختلف شنیدیم یادمون رفت که در چه کشوری هستیم. کلی هم فروشگاه و رستوران و هتل و مغازه ایرانی دیدیم که به زبان فارسی بر سر درشون نوشته بود.فرانکفورت شهر آسمان خراش هاست و یکی از شهرهای پرجمعیت آلمان هست که البته پر از مهاجر از ملیت های مختلف است. ناهار رو هم دوتایی در یکی از پارک های شهر خوردیم.همان طور که مردم در پارک ورزش می کردند و بچه ها در قسمت وسایل بازی سرگرم بودند ما هم در گوشه ای نماز خواندیم هر چند که با کنجکاوی رهگذران مواجه شدیم.








