شما می دونید روی چه اساسی سبزی خوردن ها انتخاب شدند؟ چون با توجه به سلیقه های مختلف بعضی از سبزی ها اصلا خوشمزه نیستند. مهمانان خارجی ما که می خواستند در کارهای خانه به ما کمک کنند پاک کردن سبزی را به عهده گرفتند. نتیجه این شد که همه ی سبزی ها برگ برگ شده و آماده شستن بود ولی در بین سبزی خوردن ها انواع علف به چشم می خورد.
اونها تشخیص نداده بودند که کدام سبزی خوردنی و کدام علف است! از ما می پرسیدند خب چرا این سبزی ها(منظورشان علف ها بود) رو نمی خورید؟

برای بعضی از کارهای اداری با خانواده به تهران رفتیم. جایتان خالی که مهمان خانه دایی و عمه بودیم و از پذیرایی گرم و غذاهای خوشمزه شان نهایت استفاده را بردیم. در خانه دایی کلی با هم صحبت کردیم و ماهی شکم پر فوق العاده خوشمزه دست پخت زن دایی را نوش جان فرمودیم!! بعد هم با پسردایی بازی چه کسی، چه وقت ، کجا، چه کار را بازی کردیم و کلی خندیدیم. شب هم مهمان خانه عمه جان بودیم و شام ویژه عمه جان را هم خوردیم. نگران مهمانان خارجی ما نباشید آنها هم دارند توانایی ما ایرانی ها را کسب می کنند و نمی توانند در برابر غذاهای خوشمزه مقاومت کنند.
در خانه عمه هم تا پاسی از شب بیدار بودیم و صحبت نمودیم و به این نتیجه رسیدیم داشتن برادر کوچولو نعمتی است بسیار عظیم! همین جا از همه میزبانان مهربانانمان برای پذیرایی گرم و شاهانه شان تشکر می کنم.
به نظر من که مجسمه ها و تزئینات و گلکاری های پارک های تهران خیلی زیباست.حیف که توی ماشین بودیم و نتونستم عکس بگیرم.

مجسمه ی ابوریحان بیرونی در پارک لاله در شهر تهران
مهمانان ما از موزه های کاخ سعد آباد و نیاوران تهران بازدید کردند و کلی از آثار استاد فرشچیان خوششون اومده و کلی کتاب نگارگری ایرانی و پوسترهای مختلف نقاشی خریدند. از موزه های مختلف کاخ ها و هنر هنرمندان ایرانی در موزه های مختلف مثل موزه آبگینه و موزه برادران امیدوار و آینه کاری و تزئینات کاخ ها و کوشک ها کلی خاطره های خوب دارند.

موزه آبگینه در کاخ سعدآباد
یکی از مهمانان ما کتاب های نگارگری را ورق می زد و با دقت خطوط و طرح ها رو برانداز می کرد و با اشتیاق می پرسید که اینها سمبل چیست؟ ما هم تک تک شکل ها از جمله گلاب پاش و سه تار و بته جقه و قلیون و چشم زخم و ... رو برایشان توضیح دادیم و هر کدام رو توی خونه داشتیم نشانشان دادیم.

نمونه ای از نگارگری ایرانی
خواهر کوچولو سه تارش را آورد و با این که سال ها پیش دوره آموزشی رفته بود ولی باز هم یادش بود و برایمان کمی آهنگ زد.ساختمان تار و چیدن سیم های آنها برایشان جالب بود. برایشان چند نمونه از آهنگ های محلی گروه رستاک که وسایل موسیقی را نشان می دهد نمایش دادیم. آنها تاکنون از موسیقی سنتی آواز را شنیده بودند و برایشان جالب بود که در موسیقی سنتی دست زدن و آهنگ های شاد هم وجود دارد. آهنگ "لیلی درو وا کن " مویم گروه رستاک را شخصا به آنها توصیه نمودم
.در آخر علاقمند شدند که سه تار یا یک وسیله دیگر موسیقی ایرانی را بخرند! فکر کنم که کل یک هواپیما را با خریدها و سوغاتی ها و بارهایشان پر کنند.

سه تار
تا آنجا که من دیدم کارکنان صندوق بسیار مقرراتی بودند و خارج از نوبت قبول نمی کردند. ولی بیشتر مراجعین سالمندان و یا روستایی ها و یا افراد کم سواد بودند که با دستگاه نوبت دهی آشنایی نداشتند. برعکس بانک که دستگاه نوبت دهی عملا یک چیز تشریفاتی شده بود و اکثر کسانی که می آمدند بر حسب دوستی و آشنایی خارج از نوبت کار خود را انجام می دادند. من هم به معاون بانک اعتراض کردم و ایشان هم طبق معمول جملاتی از این قبیل که به بالادستی ها بگوئید و نیرو کم داریم و ... گفت. ولی چند دقیقه بعدش یک باجه دیگر شروع به کار کرد.
خواستم بگم همچین آدم هایی خوبی هنوز داریم.


) ایشان بسیار علاقمند است تا تنها زنی باشد که مجسمه شیر سنگی روی قبرش گذاشته می شود.زندگی در کوه و دشت و اسب سواری و داشتن تفنگ شکاری از علاقمندی های خواهرکوچولو است!! 



یا افعال خواندن، خوابیدن ، خاریدن تلفظی مشابه هم دارند. برای آنها جالب است که بسیاری از افعال ما ترکیبی است از یک اسم + فعل کردن مثل درست کردن، نقاشی کردن، حساب کردن و ...
در حیاط مدرسه پر بود از جمعیت و چادرهایشان و خنده ها و بازی کردن هایشان. برای مهمانان ما این حجم عظیم مسافرت با ماشین بسیار تعجب انگیز بود و همچنین اقامت در مدرسه. از این که برای تسهیل مسافرت نوروزی همه بسیج می شوند و مدرسه ها و اقامتگاه های دولتی در اختیار مردم قرار می گیرد و مردم می توانند با حداقل هزینه سفر کنند بسیار جالب بود. در راه می دیدند که هلال احمر چادرهای مسافرتی در اختیار مردم قرار می دهد و مردم در پارک ها می خوابند از تعجب شاخ در می آوردند
.




