



قسمت بعد هم پذیرایی بود که غذاهای شرقی را از رستوران ترک ها سفارش داده بودند. فکر می کردند استقبال زیادی می شود و غذاها خیلی زیاد بود. همه مشغول حرف زدن و میل کردن شدند. یک خانوم فکر کنم مسیحی آمد سمت ما و برگه را ترجمه قرآن بود نشانمان داد و گفت اینجا نوشته که زن و مرد با هم برابرند. اشاره اش به ترجمه آیه 195 سوره آل عمران بود:
فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّی لاَ أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنکُم مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُکُم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِینَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِیَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِی سَبِیلِی وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَابًا مِّن عِندِ اللّهِ وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ
پس پروردگارشان دعاى آنان را اجابت کرد [و فرمود که] من عمل هیچ صاحب عملى از شما را از مرد یا زن که همه از یکدیگرید تباه نمىکنم پس کسانى که هجرت کرده و از خانه هاى خود رانده شده و در راه من آزار دیده و جنگیده و کشته شده اند بدیهایشان را از آنان مى زدایم و آنان را در باغهایى که از زیر [درختان] آن نهرها روان است درمى آورم [این] پاداشى است از جانب خدا و پاداش نیکو نزد خداست
در ترجمه این آیه نوشته بود که زن و مرد با یکدیگر برابرند. این خانوم با تعجب پرسید در قرآن همچین سخنی آمده؟ ما هم گفتیم خب بله. اون گفت پس چرا مسلمانان مردهایشان جلو راه می روند و زن ها مجبورند پشت سر مردها راه بروند؟ یا چرا در عربستان زنان حق رانندگی ندارند؟


ترجمه قسمت هایی از تورات که خوانده شد:
ای ابراهیم(آبراهام یا آفرام) با خانواده ات از این سرزمینی که در آن زندگی می کنید دور شوید و به مکان جدیدی که میگویم نقل مکان کنید من می خوام به زندگی شما برکت دهم و نام تو را در جهان جاودانه کنم.... ابراهیم و همسرش سارا و برادرزاده اش لوط به سرزمین کنعان کوچ کردند.
יום אחד יאמר ה 'אל אברם, "לך מכאן, בו גר המשפחה שלך, וללכת לארץ רחוקה. אני אראה לך שבו אתה צריך ללכת. כי אני רוצה לברך אותך ולהפוך את שמך ידוע בכל מקום ".
در انجیل از قول مارکوس Markus هم مطالبی درباره هجرت حضرت عیسی(ع) نقل شده از جمله: بعد از غسل تعمید حضرت عیسی(Jesus) در رود اردن پیامی از جانب آسمان به او می رسد که تو پسر محبوب من هستی و من از تو خشنودم و عیسی تا چهل روز در صحرا بودند و فرشتگان او را خدمت می کردند و شیطان از وسوسه او دور بود و بعد عیسی به ناصریه آمدند و موعظه مردم پرداختند....
البته ترجمه های من خیلی دقیق نیست و متون هم طولانی تر از این حرف ها بود. لطفا سوال تخصصی مذهبی هم از من نکنید که من بلد نیستم!!
گزارش سیل را دیدم، یک خانه ای بود که در آب فرورفته بود و دو بچه لبه پنجره طبقه دوم نشسته بودند و با گزارشگری که با قایق روی سطح آب در خیابان ها تردد می کرد صحبت می کردند. من اثری از نگرانی و دلهره در چهره بچه های مصاحبه شونده ندیدم، شاید چون گزارش مخصوص بچه ها بود فضا تلطیف شده بود.
البته عکس هایش را که در اینترنت جستجو کردم گویا اوضاع در بعضی مناطق بحرانی بوده و حسابی شهرها زیر آب رفته بوده. در شهر خودمان در یکی از فروشگاه های بزرگ ،صندوقی برای کمک به مناطق سیل زده دیدم(البته از میزان کمک افراد اطلاعی ندارم چون محتویات صندوق مشخص نبود.
)





فکر کردم آقای همسر است که جلسه اش در دانشگاه تمام شده و خود را به مراسم رسانده ولی اشتباه فکر می کردم. خانوم میانسال و خوش خنده ای بود که به من خیرمقدم گفت و بعد گفت به نظرت اینها(اشاره به شمایل ها) زیبا نیستند؟ من کمی جا خوردم، منتظر چنین پرسشی نبودم. گفتم چرا گل های زیبایی دارد!! بعد توضیح داد که دو تا شمایل اصلی مال دو کلیسای قدیمی شهر هسند. یکی مریم و مسیح نوزاد و دیگری مریم و جسم مسیح. و گفت چه خوب که امروز هوا آفتابی بود و توانستند شمایل ها را از کلیسا خارج کنند و در شهر حرکت بدهند(روزهای قبل از این مراسم و روز بعد بارانی بود!) بعد از من پرسید شما هم چنین مراسمی در اسلام دارید. خدایا آدم می ماند چه جوابی بدهد. آخه در یک کلمه که نمیشه جواب داد. گفتم ما هم مراسمی این چنینی داریم ولی ما تصاویر و شمایل حمل نمی کنیم. خود خانومه گفت که می بینی مریم مقدس در تمام شمایل ها حجاب دارد. من هم لبخندی زدم و گفتم مثل من
خلاصه مکالمه ما به اتمام رسید و من به کار عکاسی ام ادامه دادم.





) آنها هم اول تعجب کردند ولی بعد با خوشحالی کنار یک شمایل ایستادند.


"مسیحیانی که با قلبی شاد که آواز می خواند، ستایش خدا، خدای بزرگ، راز عشق او، بدن واقعی او ، خون او!این بدنی که بر روی صلیب است، برای ما درگذشت، و خون است که در سراسر جهان جریان دارد و نجات را به دست می آورد." | Christen, singt mit frohem Herzen, preiset Gott, das höchste Gut, das Geheimnis seiner Liebe, seinen wahren Leib, sein Blut! Jenen Leib, der angeheftet, an dem Kreuze für uns starb, und das Blut, das dort geflossen, aller Welt das Heil erwarb. |




و بقیه دست خالی بودند.
صندلی های چوبی هم دور تا دور میز چیده بودند، در واقع میز ناهار خوری بزرگ بود..
برای پنجره هم یک پرده سفید بزرگ سراسری، یعنی هر پنجره یک میله پرده مجزا نداشت. بعد از این اتاق هم آشپزخانه بود و از آشپزخانه وارد اتاق نشیمن می شدی که مبل و تلویزیون و بند رخت متحرک پر از لباس آنجا بود. بچه ها هم ریل قطار و وسایل بازی شان را در آنجا ولو کرده بودند
البته دانشگاه شهر ما هم از طرف انجمن دانشجویان کاتولیک برای تولد حضرت مسیح برنامه سفر به بیت المقدس و حضور در مکان تولد حضرت عیسی را داشتند.



