زندگی پر از خاطره است...

زندگی پر از خاطره است...

خاطرات زندگی من در آلمان
زندگی پر از خاطره است...

زندگی پر از خاطره است...

خاطرات زندگی من در آلمان

ورزش

در مسیر دیروزم در کنار کانال پسرهای حدود 14 ساله رو دیدم که داشتند امتحان ورزش می دادند. در نزدیک خونه ما دبیرستانی است که امتحان ورزش شون رو توی همین زمین خط کشی شده کنار کانال می دهند. یعنی ساعات ورزش شون جای دیگه تمرین می کنند و فقط برای امتحان میان اینجا. البته من نمی دونم ورزش شون شامل چه مواردی هست ولی همین دوی استقامت و پرش رو دیدم که همین جا امتحان می دهند.

فردای اون روز هم بچه های حدود 10 ساله امتحان پرش داشتند. دخترها با مربی خودشون امتحان می دادند و پسرها با آقای مربی خودشون.فکر می کنم تمرین و ساعات ورزش کل کلاس(دختر و پسر) با هم مشترک هست ولی مقدارش برای هر کدوم فرق می کنه. مثلا دوی استقامت برای پسرها 9 کیلومتر و برای دخترها 7 کیلومتر هست!-یاد ساعت ورزش مدرسه و همین طور تربیت بدنی دانشگاه افتادم. چقدر می دویدییییییییییییییم-

انتهای این زمین خط کشی شده محوطه شنی است برای امتحان پرش.بچه ها یکی یکی می دویدند و روی سطح شنی فرود می آمدند. یک نفر با کمک مربی متر به دست فاصله پریده شده را اندازه می گرفت و دو تا دختر هم شن کش به دست رد پا رو از روی شن ها پاک می کردند و آماده اش می کردند برای پرش نفر بعدی.

رهگذرها هم مثل من می ایستادند و بدون هیچ کلامی تمرینات و هیجان بچه ها و امتحان شون رو تماشا می کردند.

من از فضای شنی که بچه ها توش فرود می آمدند عکس نگرفتم چون جهت نگاه همه به اون طرف بود و شاید خوششون نمی اومد کسی ازشون عکس بگیره!

کنار همین کانال آب میز تنیس و شطرنج هم هست و گاهی آدم ها میان برای بازی و ورزش.







مسن های شیک پوش

چند روز پیش در فروشگاه لوازم آرایشی و بهداشتی یک خانوم و آقای مسن رو دیدم که با هم قفسه ها را نگاه می کردند. خانوم مسن که موهایش سفید و خاکستری بود و رژ قرمز پررنگی هم زده بود لاک های مختلف را برمی داشت و به ناخن هایش می زد و نظر همسرش را راجع به رنگ آن می پرسید!چند روز قبل تر در داروخانه خانم مسنی را دیدم که  قرص های ویتامین را از توی قفسه برمی داشت و نوشته های آن را با دقت می خواند و با یکدیگر مقایسه می کرد. وقتی دید من نگاهش می کنم گفت عینکم را نیاورم و خواندن نوشته ها برایم سخت است. من هنوز نمی دانم  ویتامین B2 با B6 چه فرقی می کند!! ولی او با دقت تک تک این قرص ها را بررسی می کرد.
 دیدن پیرمردها و پیرزن هایی که با سرزندگی و لباس های شیک در خیابان و فروشگاه ها قدم می زنند به آدم روحیه می ده. مسیرم گاهی از کنار خانه سالمندانی است که پنجره های بزرگ به خیابان دارد . گاهی پیرمردها و پیرزن ها رو می بینم که توی سالن نشسته اند و کتاب و روزنامه می خوانند و جدول حل می کنند. البته کسانی که مسن تر هستند و فقط نگاه می کنند هم هستند. من معمولا که از کنار این پنجره رد می شوم(پنجره بزرگ مثل ویترین مغازه است) برایشان دست تکان می دهم و لبخند را در چهره هایشان می بینم. البته مسلما مسن های بیمار و رنجور هم هستند که در خیابان دیده نمی شوند ولی همین هایی که هستند و با وقار و شیک و مرتب حضور دارند به نظرم نماد مقاومت و سازندگی هستند. بالاخره همین ها هستند که آلمان را از کشوری جنگ زده و قحطی زده به کشور مدرن و صنعتی امروز تبدیل کردند. حالا چقدر سر جوان هایشان منت می گذارند خبر ندارم  اکثرا افراد مسن شدیدا قانون گرا هستند. یعنی اینقدر که اینها به رعایت قانون و نظارت بر اجرای اون از طرف بقیه شهروندان حساس هستند جوان ها این طوری نیستند. معلومه که حسابی قانون پذیری براشون جاافتاده.
این افراد مسن شیک پوش به نظرم حقوق خوبی دارند چون لباس های باکلاس با کیف و کفش همگون می پوشند طوری که آدم هوس می کند لباس هایشان را برانداز کند. (مثل خانم صاحب خانه ما) البته این رو هم باید قبول داشت که این ملت مردمی سخت کوش و کاری هستند و از کارگری ابایی ندارند(دقیقا مثل ما جوان های ایرانی ). راضیه  خانوم که اینجا فروشگاه فرش دارند می گفت که کارگران ما گاهی بازنشسته های ارگان های مختلف هستند که می آیند و با رضایت خاطر بارها را جابه جا می کنند و تمیزکاری می کنند و از این جور کارها خجالت هم نمی کشند که مثلا من بازنشسته فلان اداره هستم و الان دیگه زمان استراحت من هست و ... یا حتی جوان هایی که مثلا لیسانس و فوق لیسانس رشته ای را دارند که در آن کار نیست با گذراندن دوره های مهارتی و کارآموزی وارد بازار کار فنی می شوند و ادعایی هم ندارند که چرا من که فلان رشته را خوانده ام برایم کار نیست.
جوان ها اکثرا با ظاهری ساده در خیابان تردد دارند البته این نکته را هم بگویم که شهر تا شهر فرق می کند و شهرهای بزرگتر معمولا آدم ها شیک تر هستند.در نظر داشته باشید شهر ما در یک ایالت صنعتی و کشاورزی با مردمانی سنتی قرار دارد گاهی اونقدر لباس هاشون بدون مدل هست که صد رحمت به لباس توی خونه ما! 
البته در حالت کلی لباس های اینجا ساده تر از ایران ماست و از انواع طرح های گل و پولک و سنگ و مروارید و ... بر روی لباس خبری نیست. البته لباس های مجلسی برای مهمانی از لباس های معمولی جداست و توی بوتیک ها لباس های آخرین مدل عرضه می شود. لباس ها هم بیشتر پارچه ها و مدل های جذاب دارند تا کار شده باشند(منظورم از کار شده یعنی کار دست که با پولک و سنگ تزئینی و اینهاست می باشد) یعنی توی خیابون آدم ها با ظاهری معمولی راه می روند نه قرار است به عروسی بروند و نه از مجلس مهمانی برمیگردند!  از آرایش که اکثرا(حدودا 80% آدم ها) خط چشم دارند بدون کرم و رژ و ... از جواهرات هم تا آنجا که من در جوان ها دیده ام همه بدل استفاده می کنند و خوبی بدل این هست که می تونی با رنگ لباست ست کنی. باور کنید اکثرا موهایشان را با یک کش ساده بسته اند حتی گیره سرشون یک گل هم ندارد!
چیزی که به وفور دیده می شود موهای رنگ کرده در انواع رنگ هاست. من تازه کشف کردم که بیش از نصف آدم هایی که موهایشان بور هست موی طبیعی شان نیست موهای رنگ کرده دیگر سن و سال نمی شناسد. یعنی از دختر 10 ساله که قسمتی از موهایش را رنگ کرده(رنگ فوری است احتمالا) تا پیرزنان شیک پوش که متناسب با کاپشن و شال گردنشان قسمتی از موهای جلوی سرشان را رنگ کرده اند دیده می شود. اینقدر دلم می خواهد از این بانوان مسن شیک پوش که مثلا رنگ مو و کاپشن و شال گردن و کیفشان را با هم ست کرده اند عکس بگیرم ولی خب متاسفانه امکانش نیست!! بنده همین جا ازشون به خاطر زیباسازی فضای شهر تشکر می کنم.
آویزان کردن انواع سرسوئیچی و عروسک به کیف ها مرسوم است، همین طور انواع سنجاق سینه های تبلیغاتی (در مراسم های مخنلف انواع سنجاق سینه تبلیغاتی همان مراسم و یا مثلا حمایت از فلان انجمن خیریه را می فروشند) و یا تزئینی. حتی پیرزن ها هم کلی عروسک های کوچولو به کوله هایشان آویزان است.
البته این دیده های من است و شاید در شهرهای دیگر متفاوت باشد.اکثریت افراد یعنی حدود 80% کسانی که من هر روز می بینم پوشش و ظاهرشون این طوری است. به طور قطع افراد پیر بدسلیقه و بیمار و فقیر هم دیده می شوند ولی افراد شیک پوش بیشتر توی چشم من هستند
گاهی از این جوان ها که لب ها و بینی و ابرویشان را سوراخ کرده و نصف سرشان را کچل کرده اند و موهایشان را مثل تاج خروس آراسته اند و شلوارهای پاره پوشیده اند رویت می شود مخصوصا از این حلقه هایی که به اندازه مثلا ربع سکه است و کلا داخل لاله گوش می رود(منظورم اینه که آویزون نمی کنند بلکه کلش رو توی گوش جا می دهند!) استفاده می کنند که خنده دار است. البته فکر کنم پارسال بیشتر سوراخ کردن لب و ابرو مد بود و امسال فرو کردن حلقه در گوش مد شده!!!
سارا خانم که پیغام خصوصی گذاشتی آدرس ای میلی که نوشتی صحیح نیست!


نمی دونم اینجا ماشین قرمز مده؟ مثل ایران که سفید و نقره ای برای ماشین بیشتره.ببینید چند تا ماشین قرمز توی این خیابون پارک شده! چهار تا ماشین قرمز هم پشت سرم بود


شکوفه های گیلاس حیاط مون که الان دیگه همه تبدیل به  گیلاس های صورتی کوچولو شدند


کانال آب در یک روز آرام و آفتابی


دکور یک مغازه!!


تزئینات فلزی باغ


درخت برگ سرخ تیره

ماه Mai

امروز چهارشنبه 21 Mai هست. 11 ام این ماه روز مادر بود و 29 این ماه روز پدر هست. تبلیغات فروشگاه ها در این ماه از کادوی مادر به کادوی پدر تغییر کرد. این فروشگاهی که من ازش عبور می کنم لوازم آرایشی و بهداشتی اش طبقه اول هست و هدایای مادر و پدرش همه در این راستا قرار می گیره. یعنی سرویس طلا و جوراب و این حرف ها نداره. انواع کرم و شامپو و ژل و کرم و ادکلن و این حرف ها رو هم برای مادر و هم برای پدر پیشنهاد میده. بین والدین از جهت قیمت کادو فرق نمی ذاره!!


روز پدر
25 ام این ماه هم انتخابات پارلمان اتحادیه اروپاست. کلی بروشور و تبلیغات توی شهر براش پخش کردن. شنبه در میدان شهر یک گروهی بودن که انواع بروشورها در توضیحات مربوط به پارلمان اروپا و صادرات اروپا و یک سری آمار در قاره اروپا به روش های مختلف توزیع می کردن. یعنی از کتابچه مخصوص کودکان تا بحث های تخصصی و یا به زبان ساده برای افراد کم سواد داشتند. کاش فرصت داشتم و اطلاعاتی که توی این بروشورها یادآوری کرده براتون می نوشتم. اتحادیه اروپا از 28 کشور تشکیل شده که در مجموع 751 عضو پارلمان ار این کشورهاست. آلمان با 96 عضو پرجمعیت ترین کشور پارلمان را تشکیل می دهد و بعدش هم فرانسه با 74 عضو و ایتالیا  و انگلیس هر کدوم با 73 و اسپانیا با 54 نفر در رتبه های بعدی قرار دارند. اطلاعات بیشتر رو می تونید از ویکی پدیا بخونید. انتخابات از 22 تا 25 این ماه هست و شهروندان بالای 18 سال اتحادیه اروپا در هر کشوری که باشند می تونند در رای گیری شرکت کنند. البته شرطی که نوشته بود این بود که باید 3حداقل  ماه در یکی از کشورهای اتحادیه زندگی کرده باشند. رای دادن هم گروهی است. یعنی به کل اعضای یک گروه که در یک دسته هستند رای داده می شود.در هر گروه هم اسم اعضای آن با شغلشون و ایالت و شهر محل سکونتشون نوشته شده. الان بیشترین حزب آلمان در پارلمان اروپاCDU هست و هر حزب جایگان نشستنش مشخص هست.یعنی اعضای یک حزب کنار هم می نشینند. اعضای پارلمان هر 5 سال یک بار انتخاب می شوند. برای پیشبرد اهداف و برنامه ها اعضای اتحادیه با هم تشکیل حزب می دهند. یعنی فردی خارج از حزب کمتر توان پیشبرد برنامه هایش را دارد. از سال 1979 تاکنون این پارلمان مشغول فعالیت هست.
 اتحادیه اروپا در سال 1958 با اتحاد کشورهای آلمان و لوکزامبورگ،فرانسه، ایتالیا، بلژیک، هلند ایجاد شده.در سال 1973 کشورهای انگلیس،ایرلند و دانمارک به اون پیوستند و همین طور اعضای جدید بهش اضافه شده. الان هم که ترکیه خواهان پیوستن به اتحادیه اروپاست.

تعداد اعضای هر کشور در پارلمان

برگه رای با نام هر حزب و اعضای آن

دکور یک مغازه برای تابستان

دکور عروس و دامادی
در مسیر راهم یک آقای محترمی رو دیدم که روی زمین با گچ رد پا می کشید. فرصت نداشتم برم ببینم از کجا شروع کرده و قراره به کجا برسه و هدفش چیه!


مرد جوان در حال کشیدن رد پا روی زمین

رد پا!