زندگی پر از خاطره است...

زندگی پر از خاطره است...

خاطرات زندگی من در آلمان
زندگی پر از خاطره است...

زندگی پر از خاطره است...

خاطرات زندگی من در آلمان

پلاستیک های بازیافتی

در شهر ما که از عزاداری و هیئت و روضه خبری نبود. شهرهای بزرگتر که اجتماعات مسلمانان بیشتری دارند مراسم های متنوعی داشتند. در هیئت ها و روضه ها جای ما رو خالی کنید هر چی هم ما در خانه تلاش کنیم نمی تونیم به اون حسی که در اجتماع هست برسیم. اصلا دعا کردن و روضه گوش کردن در جمع معنی می دهد.در خطبه نماز جمعه این هفته مسجد ترک ها از فضائل اهل بیت گفتند اینجا در همین حد از عاشورا یاد شد.
درباره تفکیک زباله ها در شهرمون قبلا نوشته ام. سر فرصت ان شالله دوباره خواهم نوشت. چندی قبل در یک وبلاگ درباره شماره درج شده در پلاستیک های مصرفی خواندم و تصمیم گرفتم که من هم در این باره تحقیقی بکنم ، البته من از سایت های مختلف در اینترنت مطالعه کردم و شاید راحت ترین و کوتاه ترین توضیحات رو ویکی پدیا نوشته باشه که شما هم می تونید بخوانید و با دیگران به اشتراک بگذارید. شاید ترجمه من خیلی دقیق نباشه و شاید برخی موارد نام برده شده در کشور ما استفاده نشه. من معادل انگلیسی شون رو گذاشتم تا اگر از روی ترجمه متوجه نشدین چیه بتونین خودتون جستجو کنید. اگر قسمتی از ترجمه ام مشکل داشت لطفا بهم تذکر بدین.

علامت های مختلف بازیافت

مواد پلاستیکی در همه زندگی ما وارد شده از اسباب بازی و ماشین و بسته بندی ها و وسایل خانه و ... همه (مطمئن نیستم که در ایران همه وسایل)از آنها دارای علامت مثلث فلشی هستند. طبق جدولی که در زیر می بینید شماره ها از 1 تا 7 نامگذاری شده اند.
 به ترتیب از شماره 1 توضیحاتش رو می نویسم.

شماره 1 یا (PET or PETE (polyethylene terephthalate یا پلی اتیلن ترفتالات(من هم نمی دونم چیه!):
موجود در: بطری های نوشابه، آب و نوشیدنی، بطری دهانشویه، سس سالاد و ظروف روغن نباتی؛ سینی های غذا مورد استفاده در فر.
بازیافت: از طریق اکثر برنامه های بازیافت قابل برداشت و استفاده مجدد هست.
بازیافت به: لباس های پشمی ، فیبر، کیسه های حمل و نقل کردن، مبلمان، فرش، (گاهی) ظروف جدید
 پلاستیک PET شایع ترین پلاستیک مورد استفاده در بطری های نوشیدنی است، به دلیل  ارزانی وسبکی  آن  و آسان بودن برای بازیافت. این شمار کم خطرترین در باقی ماندن مواد بازیافت در طبیعت هست و نرخ بازیافت آن حدود 20% هست.



یا
شماره 2 یا ( HDPE (high density polyethylene یا پلی اتیلن با چگالی بالا:
موجود در: پاکتهای شیر، بطری های آب و بطری های سفید کننده، بطری های مواد شوینده و خانگی پاک کننده، بطری های شامپو و برخی از کیسه های زباله ،ظروف روغن، کره و ماست
بازیافت: از طریق اکثر برنامه های بازیافت قابل برداشت و استفاده مجدد هست.
بازیافت به: بطری های مواد شوینده، بطری های روغن، قلم، ظروف بازیافت، کاشی کف، لوله های زه کشی، چوب، نیمکت،

پلاستیک های HDPE با موارد استفاده ی متنوع ، به ویژه برای بسته بندی مرسوم است و به آسانی به بسیاری از محصولات دیگر قابل بازیافت است.

شماره 3 یا V (Vinyl) or PVC خب اسم این هم که روش هست پی وی سی:
موجود در: بطری های پاک کننده پنجره و مواد شوینده، بطری شامپو، بطری های روغن پخت و پز، بسته بندی مواد غذایی روشن، پوشش سیم، تجهیزات پزشکی، نمای سایدینگ، پنجره ها، لوله کشی
بازیافت: به ندرت قابل بازیافت است و فقط توسط برخی از سازندگان چوب پلاستیکی قابل استفاده هست.
بازیافت به: ساخت قطعات ماشین، قاب، کفپوش، کابل، سرعتگیر،

پی وی سی مقاوم است و در آب و هوای متفاوت مقاوم است، بنابراین معمولا برای لوله کشی، نمای سایدینگ و  برنامه های کاربردی  مشابه استفاده می شود. PVC حاوی کلر است بنابراین تولید آن با آزاد شدن دیوکسین  بسیار خطرناک است. لذا هیچ گاه مواد ساخته شده از پی وی سی را حرارت ندهید .

شماره 4 یا (
LDPE (low density polyethylene یایعنی پلی اتیلن با چگالی پائین:
موجود در: بطری های جمع شونده( Squeezable bottles)،بسته بندی مواد غذایی منجمد شده(frozen food)،بطری های تمیز کننده های خشک و کیسه های خرید،لباس، مبلمان، فرش
بازیافت: LDPE اغلب از طریق برنامه های curbside قابل بازیافت نیستند، اما کیسه های خرید پلاستیکی را می توان به بسیاری از فروشگاه ها برای بازیافت برگرداند.
بازیافت به:می تواند به  آستر و قوطی سطل کمپوست تبدیل شود،در صنایع  کشتی سازی، قاب، الوار چوبی، کاشی کف


پلاستیکی
LDPE قابل انعطاف با بسیاری از برنامه های کاربردی است. از لحاظ تاریخی از طریق بسیاری از برنامه های بازیافت curbside آمریکا پذیرفته شده نیست، اما امروزه کشورهای بسیاری  آن را قبول می کنند.
شماره 5 یا PP (پلی پروپیلن):موجود در: بعضی از ظروف ماست، بطری های شربت، بطری سس گوجه فرنگی، کلاه، نی، بطری های دارو
بازیافت: شماره 5 پلاستیک را می توان از طریق برخی از برنامه های curbside بازیافت.
بازیافت به: چراغ سیگنال، کابل باتری، جارو و برس، باتری خودرو، کفگیرک یخ شکن ماشین( ice scrapers)، دوچرخه نگهدار(جای پارک دوچرخه-bicycle racks )، چنگک ، سطل، پالت چوبی، سینی های پلاستیکی

پلی پروپیلن دارای نقطه ذوب بالا است، و به همین علت اغلب برای ظروفی که مایع آن باید داغ شود استفاده می شود. توسط اغلب بازیافت کنندگان پذیرفته می شود.
شماره 6 یا PS (پلی استایرن):
موجود در: بشقاب و لیوان یکبار مصرف و carry-out containers، سینی گوشت، بسته بندی تخم مرغ،، ظرف آسپرین،برخی از لوح های فشرده
بازیافت: انها را می توان از طریق برخی از برنامه های curbside بازیافت کرد.
بازیافت به: عایق، صفحات نوری سوئیچ، کارتن تخم مرغ، منافذ بادگیر(vents)، خط کش، فوم بسته بندی، ظروف قابل حمل یکبار مصرف

از پلی استایرن می توان محصولات سفت و سخت و محصولات فومی( foam products) ساخته شود - در حالت های بعدی بازیافت معمولا به عنوان علامت تجاری Styrofoam شناخته شده است. مدارک و شواهد نشان می دهد پلی استایرن می تواند به سموم بالقوه در مواد غذایی تبدیل شود. این مواد در طبیعت در مدت طولانی بازیافت می شوند و مناظر زشتی را در محیط زیست ایجاد می کنند. اکثرا شرکت های بازیافت این مواد رو قبول نمی کنند.


شماره 7 متفرقه:
موجود در: گالن های آب سه و پنج لیتری،اشیاء ضد گلوله، عینک آفتابی، DVD، iPod و برخی قسمت های کامپیوتر، مانیتورها، برخی از ظروف غذا، نایلون
بازیافت: این پلاستیک به طور سنتی قابل بازیافت نیست، اگر چه برخی از برنامه های curbside در حال حاضر آنها را می پذیرند
بازیافت به: چوب پلاستیکی(Plastic lumber)، محصولات سفارشی

طیف گسترده ای از رزین های پلاستیکی(plastic resins) که در شماره های قبلی جای نمی گیرند در این گروه دسته بندی می شوندحتی برخی از آنها از گیاهان (polyactide) ساخته شده است و قابل تجزیه هستند. مطالعات امروزی نشان می دهد این نوع پلاستیک می تواند به بهم ریختگی هورمونی منجر شود.

پلاستیک های شماره های 1 تا 3 امروزه قابلیت بازیافت و بازگشت به چرخه استفاده رو به طور مناسبی دارند و برای طبیعت مناسب تر هستند. در متن بالا کلمات تکراری مثل بطری آب نشان می دهد که چندین نوع بسته بندی برای بطری ها و ظروف پلاستیکی وجود دارد و هر کارخانه ای از پلاستیک خاصی استفاده می کند. البته هر کدوم از این شماره ها قابلیت های استفاده مجدد مختلفی دارند مثلا برخی شون رو نمیشه گرم کرد و یا در محفظه فریزر گذاشت و برخی از این پلاستیک ها برای استفاده در دمای بالا ساخته شده اند.
حالا می تونید برید توی خونه و به ظروف و بسته بندی های پلاستیکی مثل شامپو و قوطی کرم و ... نگاه کنید و ببینید که هر کدوم چه عددی هستند. البته نمی دونم توی ایران چقدر به ثبت این مواد به طور جدی توجه می شود.

 این مطلب هم توضیح مختصر و مفیدی دارد


خصوصیات هر نوع از پلاستیک ها-خصوصیاتی مانند شفافیت- مقاومت در برابر گرما و سرما - استحکام و...



موارد بالا به صورت خلاصه

ماه خاکستری نوامبر

اول از همه عزاداری هایتان قبول باشد. در این ماه پر از تفکر و عبرت آموزی در جلسات عزاداری امام حسین علیه السلام یاد ما هم باشید.


این دو روز ما درگیر مهمانی بودیم. سمیرا را قبلا دعوت کرده بودیم که به علت درس و امتحان پسرشون نتونسته بودن بیان. برای همین این هفته اومدن. آرمین همسر سمیرا برای ماه نوامبر(ماهی که الان در آن قرار داریم) می گفت که این ماه پر از مناسبت های غم و اندوه است. البته خودتون هم می دونید که اینجا مردم احساساتی نیستن و غم و شادیشون بروز مشهودی! ندارد. اول ماه نوامبر که قبلا نوشتم "روز گرامیداشت قدیسان" هست. یک مناسبت دیگر این ماه "یکشنبه مرده ها" Totensonntag نام دارد که همون روز احترام به مردگان هست. این چند هفته من میدیدم که اکثر فروشگاه ها دسته گل های مخصوص سر قبر! می فروشند ولی علتش را نمی دانستم. تقریبا میشه همون آخرین پنج شنبه سال که در برخی شهرهای ایران به زیارت اهل قبور می روند. یک روز ماتم دیگر هم گفت که من یادم نیست!! خلاصه نتیجه گیری آرمین این بود که چون ماه نوامبر تمام شدن روزهای آفتابی و شروع سرما و تاریکی زمستان های آلمان هست همه غصه ها توی همین ماه پر رنگ میشه و همین میشه که آمار خودکشی در این ماه میره بالا.

با سمیرا راجع به پایان نامه اش صحبت کردیم. بنده خدا به تازگی پایان نامه را تحویل داده و یک نفس راحتی بعد از یک سال و نیم کشیده. آخه هر چی هم که آدم توی حرف زدن به هر زبانی مهارت داشته باشه نوشتن  اون هم نوشتن متون علمی توانایی دیگه ای می خواد. اون هم زبان آلمانی که گرامرش جان به لب رسان!! هست. سمیرا هر فصلی که می نوشته همسرش و دوستاش برایش تصحیح می کردند ولی با این همه وقت زیادی ازش گرفته. الان هم پایان نامه رو به استاد تحویل داده و استاد بعد از بررسی میده به اداره ارزشیابی دانشگاه تا از نظر کپی رایت و بقیه موارد بررسی بشه. قانون کپی رایت اینجا واقعا دقیق اجرا میشه. یعنی اگر شما نقل قول غیر مستقیم از کتاب یا نویسنده دیگری در متن ات باشد باز هم باید ارجاع بدی. و این غیر از حق کپی رایت عکس و نمودار و ... است که باید خریداری بشه.گویا نرم افزاری هم دارند که این موارد رو بررسی می کنه که مثلا این جمله شما در پایان نامه چقدر با فلان جمله نویسنده در فلان کتاب شباهت دارد و آیا تو ارجاع رو رعایت کردی یا نه. من اطلاع دقیق تر ندارم  فقط می دونم که این بررسی 6 ماه طول میکشه. بعد از نوشتن پایان نامه نوبت امتحان های شفاهی و کتبی است. یعنی غیر از واحد های درسی گذرانده برای فوق لیسانس بعد از تحویل پایان نامه باید باز هم امتحان بدهی. این طور که سمیرا می گفت 12 تا موضوع از سه گرایش دیگر در دانشگاه را باید انتخاب کنی و اون وقت امتحانشون رو بدی. دقت کنید از موضوعات مختلف در دانشگاه نه رشته خودت! یعنی سمیرا الان رفته در درس های رشته های دیگه دانشگاه بررسی کرده و چند موضوع رو انتخاب کرده و به مدیر گروه اون رشته ها اعلام کرده که من این موضوعات رو می خوام امتحان بدم.بعد اون مدیر گروه محترم برای هر کدوم از این موضوعات تعدادی(دقت کنید تعدادی نه یکی) کتاب مشخص می کنه و سمیرا باید بره اونها رو بخونه و بعد هم امتحان کتبی گاها تا 4 ساعت رو بده. امتحان های شفاهی مربوط به گرایش های مختلف مرتبط با رشته خودت در دانشکده هست که با استاد راهنمایت هماهنگ می کنی. خلاصه بنده خدا سمیرا حالا حالاها این فوق لیسانس گرفتنش ادامه دارد. این نکته رو بگم که این قواعد دانشگاه شهر ماست و شاید فقط در رشته های علوم انسانی و هنر کاربرد داره. از همین جا می گویم که من از بقیه رشته ها و دانشگاه ها هیچ اطلاعی ندارم. شاید قوانین برای رشته های آزمایشگاهی یا مثلا مهندسی در دانشگاه های دیگه متفاوت باشه. الان هم سمیرا دنبال کار می گرده. به افراد گوناگون و جاهای مختلف مرتبط با رشته و بی ارتباط با رشته اش سپرده ولی فعلا که کاری به درد بخور پیدا نکرده. می گفت بعضی از جاها با حجابم مشکل دارند. مدتی هم در یک گل فروشی کار می کرد که اون هم با شرایطی سمیرا را با حجاب پذیرفته بود. من هم چند بار رفتم و به او در گل فروشی سر می زدم. من خودم کار کردن با گل ها و فضای شاد و رنگارنگ او رو دوست دارم هر چند که گل ها به ندرت اینجا عطر و بو دارند. سمیرا دسته گل های مختلف رو می پیچید و در گلدان های آب می گذاشت تا مشتری ها بپسندند کلی باید ذوق و سلیقه به خرج می داد ولی خلاقیت رو می گفت شاید نپسندند! اینجا دسته گل مشتری زیاد دارد و معمولا از پیر و جوان دسته گل و گلدان گل را می خرند. باز هم تاکید کنم که من از کار در شهرهای بزرگ و مشکلاتی که خارجی ها یا مسلمانان دارند اطلاعی ندارم و صرفا نقل قول ها را بازگو می کنم.

جایتان خالی یک شب هم مهمان شقایق بودیم. شقایق یکی دیگه از بچه ها رو هم دعوت کرده بود. این دختر مهربون که همسرش ایرانی است به تازگی از ایران برگشته است البته همسرش یک کمی کار داشت و ایران مونده. ازش راجع به ایران و سفرش پرسیدم. اون از قبل ایران رو خیلی دوست داشت. می گفت چند سری لباس خریده و صنایع دستی و آجیل و شیرینی های مختلف ایران رو. بهترین خاطره اش رو هم کادو گرفتن های مختلف اعلام کرد. می گفت توقع نداشتم که همه فامیل همسرم از خاله و دایی تا پسرعمه و پسرعموهاش بهم کادو بدن. کلا بسیار ذوق زده شده بود از این رسم پاگشای ایرانی ها و کادو دادن به عروس خاطره خوب دیگرش را سفر به شمال ایران و آب و هوای شرجی اش و قدم زدن در کوه های سرسبز تعریف می کرد. می گفت یک جایی هم رفتیم نزدیک تهران که یک رودخانه بزرگ داشت و دور تا دورش قالی انداخته بودند و نشسته بودند(احتمالا دربند منظورش بوده!!) آنجا را هم خیلی دوست داشت. بدترین قسمت سفرش را هم دیدن زباله ها در طبیعت گفت. البته می گفت در مهمانی های طولانی وقتی همه فارسی حرف می زدند سردرد می گرفتم(این قسمت رو من کاملا درکش می کنم!!) البته فارسی حرف زدنش خیلی خوب شده بود و گاهی که من و شقایق با هم فارسی حرف می زدیم منظورمان را می فهمید.(کلا نمی شد در حضورش یواشکی فارسی حرف زد!) از جمله های بامزه ای فارسی که شنیده بود یکی "دست شما درد نکنه" بود. کلا این جمله کلمه کلمه اش معنیی متفاوت با کاربردش داره و وقتی ترجمه هم می کنی قاعدتا خنده دار میشه تازه بهش گفتیم جوابش هم میشه "سر شما درد نکنه"!!

البته هر زبانی از این اصطلاحات بامزه داره که آدم بار اول که می شنوه منظور رو متوجه نمیشه.


عکس های پائیزی این دفعه با دوربین عکاسی گرفتیم. شاهکارهای هنری من و آقای همسر می باشد! البته این عکس ها مربوط به هفته های قبلی هست، الان که بیشتر درخت ها بی برگ هستند و زمین ها خیس و پر از برگ های خیس خورده قهوه ای و رنگ پریده!

درخت رنگارنگ

پیاده روی برگ پوش

برگ های زرد


کلیسای نزدیک کانال

عکس دوتایی من و آقای همسر

کلیسای نزدیک خانه ما

ما آفتاب پرست نیستیم!!

خب روزهای ابری و بارونی شهر ما شروع شده و دیدن آفتاب شده یه هیجان. از آنجا که ما نمی خوایم بپذیریم که خورشید خانوم به این زودی ناز کردنش رو شروع کرده هر وقت که گوشه ای از جمالش را ملاحظه می کنیم به سان آفتاب پرست های خوش رنگ! استوایی فوری به تراس رفته و به او سلام می کنیم.با توجه به این که فصل پائیز هست تابش خورشید به صورت مایل هست. یعنی سر ظهر هم که خورشید باید وسط آسمون باشه در گوشه آسمون قرار داره(منظورم همون خورشید پشت ابر هست نه جمال بی همتای پرنور و بی واسطه اش!!) اکثرا هم دم غروب یا صبح زود که خورشید به افق نزدیک هست و کمی از لایه ضخیم ابر فاصله دارد اندکی از اشعه هایش به زمین می رسد. در این جور مواقع ما به سرعت خود را به تراس رسانده و سعی می کنیم کمی ویتامین D جذب کنیم!! نمی دونم خودشون چطور به این بی آفتابی عادت دارد ولی برای ما بچه های کویری کمبود آفتاب یعنی کمردرد و پادرد و.... وقتی به اشتیاق دیدن خورشید به تراس می رویم چون ایشون دارن کجکی(همون مایل منظورم هست!) به زمین نگاه می کنه اکثرا اشعه هاش به قسمت های بالای تراس می رسه و فقط صورتهایمان را متبرک می کند!! گاهی مجبوریم بریم روی صندلی تا قدمون بهش برسه و بتونیم در چشمان مهربانش زل بزنیم!! من حتی دست هایم را کنار صورتم می گیرم تا بلکه دو تا ذره بیشتر گرما بگیرم. گاهی برای خورشید خانوم دست تکان می دهم تا مرا ببیند و از میران علاقه ام به خودش با خبر شود و بیشتر به خانه مان سر بزند!! به ذهنم رسیده بعضی از نقاط تراس که نور خورشید به آنجا می رسد را آینه یا ذره بین کار بگذارم تا نور متمرکز شود و کمی گرما چاشنی اش شود!! نمی دانم همسایه ها از دیدن ما چه فکری می کنند ولی اگر یه مدت بعد توی خبرها شنیدید که زوجی در آلمان پیدا شده اند که به روش انسان های بدوی به آفتاب احترام می گذارند و برای آفتاب مراسم های ویژه!! برگزار می کنند یا اصلا کلا آفتاب پرست هستند ولی سرسختانه ادعا می کنند ایرانی هستند بدانید ما هستیم!! سعی می کنم توی گزارشهایی که شبکه های مختلف خبری دنیا از ما تهیه می کنند براتون دست تکون بدم!!
می تونید مصاحبه ی من رو از این سایت بخونید (البته این گزارش ربطی به موضوع آفتاب پرستی ما ندارد!! و کاملا جدی است)و اگر درباره حرف هایم نظری(مخصوصا انتقاد خوب!! نه از اونها که توی ذوق آدم میزنه-انتقاد سفارشی) دارید برایم بنویسید.

با توجه به آغاز فصل سرما تبلیغات رفته به سمت محصولات گرمایشی و برف روبی. برای من جالبه که توی این کاتالوگ ها ماشین های برف روبی به این بزرگی رو تبلیغ می کنند. آخه کسی باید باغ و ویلا و مزرعه داشته باشه که بخواد از همچین دستگاه هایی استفاده کنه!


برف روب الکترونیکی

برف روب بنزینی

تراکتور برف روب !! قیمت ناقابلش 2200 یورو هست
البته یک سری هم تبلیغ تایر زمستانی برای ماشین و باطری قوی و ضدیخ و ... هست که طبیعیه.قسمت بعدش که بسیار چشم نواز هست شومینه با سوخت چوب یا ذغال مدرن یا چیزی مشابه اون هست. تصاویر آتش در بخاری  واااااااای خدای من چه زیبا و نوستالژیک هست. بعد آدم هایی که جلوی بخاری روی مبل یا حتی زمین لم دادند و دارند مثلا کتاب می خونن چقدر گرم و خوشحال به نظر می رسن. تا اینجایی که من از این آلمان ها دیدم اهل گرم کردن خونه نیستن و ترجیح می دن بیشتر لباس بپوشن تا خونه رو گرم کنن اصلا کلا بدنشون به این سرما مقاوم هست.(در بین کشورهای اروپایی آلمان ها به صرفه جو بودن-اسم دیگه ای هم داره!!- معروف هستن) ولی فروشگاه ها و مراکز اداری و دانشگاه ها معمولا بسیار گرم و نفس گیر هست . البته افراد مرفه در هر جامعه ای از نظر مصرف انرژی و سطح زندگی متفاوت هستند. شومینه ها به علت سوخت طبیعی که دارند برای برخی ها که به این جور مسائل اهمیت می دهند مهم هست


شومینه زیبا

شومینه طرح تلویزیون!

آتش در شومینه
یک سری هم تبلیغات هیترهای برقی است. من نمی دونم با این هزینه بالای برق اصلا روشن کردن همچین وسیله ای مقرون به صرفه هست یا نه؟



هیتر گرمایی

هیتر گرمایی مخصوص تراس
یکی نیست به این خانوم بگه شما لباس بیشتر بپوش اینقدر انرژی اسراف نکن
قسمت بعدی تبلیغات هم مربوط به لانه پرندگان و غذای آنهاست. قبلا هم نوشته ام که در هوای سرد اکثرا به درختان و تراس ها و کلا توی باغ ها و حیاط ها برای پرندگان غذا می گذارند. غذاهایی مثل دانه ارزن و تخمه آفتابگردان و ..که در اکثر فروشگاه ها فروش می ره و مشتری زیادی هم داره. مثل ماها که برای پرنده ها نان خرد می کنیم.

پرندگان در خانه ای آماده

لانه پرنده و غذای آویزان از آن
در مناطق اطراف شهر گاهی غذای پرندگان نصیب بقیه جانوران می شود!