-
گربه گمشده مجددا رویت شد
جمعه 22 اردیبهشتماه سال 1391 01:54
یه اتفاق جالب. اون گربه هه بود که آگهی گمشدنش رو نوشته بودم امروز صبح دیدمش! براش دست تکون دادم و اون هم اومد پیشم!! نازش کردم و بهش گفتم گربه هه چرا از خونه فرار کردی؟ اون هم هی نگاهم کرد و میو میو کرد. فکر کنم فارسی رو نمی فهمید. خلاصه پیش پام نشست و مورد نوازش واقع شد. من هم کاری از دستم برنمیومد. حتی به 150 یوروی...
-
کتابخانه قدیمی
چهارشنبه 20 اردیبهشتماه سال 1391 00:47
قبلا هم از این کتابخانه قدیمی عکس گذاشتم. این سری هم یک سری عکس هاش رو می ذارم کتاب مخصوص بچه ها. من روم نشد که باز کنم ببینم چیه؟ شونه و آیینه و وسایل مثل این توش بود. زیرش هم کتاب سیندرلا و شنل قرمزی هست. یه سری کتاب هم بود که جوجه پارچه ای روش چسبیده بود. به نظر شما این صندلی حس کتاب خوندن به آدم نمیده. مخصوصا که...
-
بارون
دوشنبه 18 اردیبهشتماه سال 1391 21:17
یک شنبه جایتان خالی کل روز بارونی بود. صبح که بیدار شدیم بارون گلاب پاشی از شب قبل آغاز شده بود و به مرور به بارون آب پاشی تبدیل شد.مرحله بعد دیگه با سطل آب می ریختن و یه دفعه انگار آب استخر رو خالی می کردن بارون شدت گرفت. توی خونه وقتی درها بسته باشه شدت بارون معلوم نیست. چون هم در و پنجره ها دوجداره است و هم کانال...
-
شاه بلوط
شنبه 16 اردیبهشتماه سال 1391 19:49
امروز برای خرید هفتگی از مسجد رفتیم. مسجد تقریبا خارج شهرهست .امام جماعت مسجد یه آدم نسبتا جوان و خوش برخورد است. لباس آستین کوتاه می پوشد و کروات هم می زند(لباس فرمی ندارد و معمولی لباس می پوشد) وقتی رسیدیم با خوش اخلاقی تحویل مون گرفت و احوال پرسی کرد و گفت کمکی نیاز ندارید؟ این مسجدی که گوشت حلال داره مال ترک هاست...
-
برنامه تلویزیونی
جمعه 15 اردیبهشتماه سال 1391 02:49
این دفعه می خوام چند تا مطلب که سمیرا و شقایق از برنامه های تلویزیونی اینجا گفتند رو تعریف کنم یک برنامه ای داره که کنترل فرودگاه رو نشون میده و تاکید می کنه که مامورهای بازرسی به چه چیزهایی حساس هستند. این طوری هم هست که وقتی چمدان ها روی ریل حرکت می کنند تا به دست مسافرها برسند با دستگاه بررسی می شوند و بعد منتظر می...
-
همسایه روبه رویی
چهارشنبه 13 اردیبهشتماه سال 1391 22:28
همین الان صحنه ی جالبی دیدم. مثل همیشه که از پنجره اتاق سرکی به مزرعه سبزیجات می کشم یک دفعه منظره جالبی دیدم: از پنجره خانه روبه رویی مردی رو دیدم که تو اتاقش نماز می خونه حالا به من نگین که چرا خونه مردم رو نگاه کردی. خب باد زد پرده جلوی پنجره کنار رفت و داخل اتاق هویدا شد. ولی از دیدن این صحنه خوشحال شدم. یادم اومد...
-
آش می پزیم
سهشنبه 12 اردیبهشتماه سال 1391 00:48
جایتان خالی شنبه شب مهمان داشتیم. به مناسبت تولد آقای همسر دوستان به خانه ما آمدند. از قبل تصمیم داشتیم که آش بپزیم. هیچ کدوممون قبلا این کار رو انجام نداده بودیم. من که همیشه خورنده آش بودم باز حداقل سرآشپزمون قبلا ناظر مراسم آش پزون بود. البته من شب قبل از مامان جون ترتیب ریخته شدن مواد آش رو پرسیدم. صبح تصمیم...
-
انرژی
شنبه 9 اردیبهشتماه سال 1391 02:49
امروز صبح که رفتم بیرون دیدم توی خیابون پشت در همه خونه ها از این سبدها گذاشتن هی نگاه کردم بهشون تا بفهمم چیه. آخرش فهمیدم که نوشته اگر کفش کهنه یا بلااستفاده دارین بذارین توی این سبدها ما محل استفاده اش رو داریم. آخرش هم نوشته بود که قراره ببرن توی کشور "روسیه سفید" یا همان بلاروس استفاده کنند. فردا که...
-
گربه گمشده
پنجشنبه 7 اردیبهشتماه سال 1391 02:32
ببینید من چه اعلامیه ای دیدم حالا نوشته هاش رو ول کنید منظورش اینه که این گربه که عکسش هست گم شده. هرکی پیدا کنه 150 یورو مژدگانی می گیره! البته آگهی ش چون بارون خورده رنگش رفته ولی شکل گربه هه معلومه دیگه. یه آگهی دیگه هم بود با یه عکس دیگه از همین گربه در یک فیگور دیگه(فکر کنم عکس پرسنلی بود!). من وقتی دیدم یادم...
-
گل بنفشه
سهشنبه 5 اردیبهشتماه سال 1391 01:50
این هم سرنوشت چاله خیابون ما بالاخره کارشون تموم شد و خیابون رو باز کردن این آخرهای کارشون هست که داشتن چاله رو پر می کردن و این هم آسفالت نهایی فکر کنم کارگرهای خیابون با خودشون فکر می کنند این چاله چقدر چیز مهمیه که این دختره هر روز میاد عکس می گیره شاید فکر کنند گنجی چیزی زیر پل هست که من هر روز میرم بهش سر میزنم...
-
من هستم
دوشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1391 00:48
خب بالاخره یکی سراغ ما رو گرفت بزن زنگ رو به سلامتی داداش جونم که پرسید "کجایی؟" منتظر بودم یکی بیاد ازم بپرسه کجایی تا من بیام
-
سگ های محترم
یکشنبه 27 فروردینماه سال 1391 21:40
خبرهای خوشی از اون طرف ها میرسه. بالاخره خانوم دکتر ما هم دفاع کرد و نتیجه زحمت های 8 ساله اش رو گرفت. هیئت همراه هم که یک سفر فشرده به زنجان داشتند و در مراسم دفاعیه حضور فعال داشتند خسته نباشید عرض می کنم. جای من رو حسابی خالی کردین یا نه؟ از آب و هوا هم که شنیدم حسابی رگبارهای بهاری دارین. تگرگ و سیل و هوای خنک همه...
-
لباس سنتی
چهارشنبه 23 فروردینماه سال 1391 23:36
تبلیغات این هفته خرید جالب بود. کلا هر مرکز خریدی که میریم برای خودش آگهی نامه داره و کالاهایی که هفته بعد می خواد بیاره رو معرفی می کنه. چون این مراکز خرید در کل کشور و گاهی در کل اروپا شعبه دارن معمولا تبلیغات همه شعبه ها(حداقل داخل یک کشور) یک جوره تبلیغات این هفته یکی از این فروشگاه ها لباس های سنتی جنوب کشور بود....
-
بهار فراری از ما
سهشنبه 22 فروردینماه سال 1391 15:05
-
هوا دوباره سرد شده
دوشنبه 21 فروردینماه سال 1391 20:09
خب این تعطیلی ها که هوا ابری و بادی و بارونی بود. گاهی خورشید میاد یه سلامی میکنه و دوباره غیب میشه. فکر کنم هرکی رفته مسافرت حالش گرفته شده. هوا هم که هر روز سردتر میشه. ما اول محل ندادیم ولی دیدیم نه فایده نداره دمای هوا داره به صفر درجه میرسه. اول رفتیم یه لباس کاموایی اضافه تر پوشیدیم. بعد باز هم سردمون بود دوباره...
-
چاله بسیار مهم
شنبه 19 فروردینماه سال 1391 21:59
-
جشن OSTERN
جمعه 18 فروردینماه سال 1391 01:08
-
تزئینات باغ
چهارشنبه 16 فروردینماه سال 1391 02:16
امروز مسیر کنار رودخانه رو رفتیم تا پارک بزرگ شهر(این اسمی که من روش گذاشتم). یاد شمال و سفرهایی که با خانواده بودیم افتادیم و هی یاد همه کردیم توی راه این خونه های ویلایی کلی باغچه هاشون رو خوشگل کرده بودن. از مجسمه های فلزی بگیر تا تاب و وسایل بازی و انواع گل ها و سایه بون و صندلی خلاصه تماشایی بود. من عکس یه سری از...
-
سیزده به در
دوشنبه 14 فروردینماه سال 1391 01:48
-
قلعه قدیمی 2
شنبه 12 فروردینماه سال 1391 03:30
-
قلعه قدیمی
پنجشنبه 10 فروردینماه سال 1391 02:27
-
عیددیدنی
دوشنبه 7 فروردینماه سال 1391 23:17
-
بازار فصلی
جمعه 4 فروردینماه سال 1391 03:03
-
سال نو مبارک
سهشنبه 1 فروردینماه سال 1391 08:46
-
گل خونه
یکشنبه 28 اسفندماه سال 1390 21:56
-
همسایه ها
شنبه 27 اسفندماه سال 1390 00:16
-
چهارشنبه سوری
پنجشنبه 25 اسفندماه سال 1390 23:59
-
زباله های حجیم!
دوشنبه 22 اسفندماه سال 1390 23:42
-
نخود و اسفناج
یکشنبه 21 اسفندماه سال 1390 15:56
-
رز صورتی
جمعه 19 اسفندماه سال 1390 22:16