زندگی پر از خاطره است...

زندگی پر از خاطره است...

خاطرات زندگی من در آلمان
زندگی پر از خاطره است...

زندگی پر از خاطره است...

خاطرات زندگی من در آلمان

شما ازش سوالی ندارین؟

این چند روز مشغول سرو کله زدن با ماما(Hebamme) هستیم. یعنی جواب دادن به سوالات ایشون سخت تر از سر و کله زدن با بچه است! طبق قانون و با توجه به نوع بیمه(تعداد جلساتی که ماما به خانه می آید به بیمه ربط دارد. ولی هفته اول الزامی است) بعد از مرخصی از بیمارستان یک ماما برای کنترل وضعیت مادر و نوزاد به خانه می آید. از اول ما برای خونه همون مامایی رو انتخاب کردیم که از قبل باهاش ارتباط داشتیم ولی اون مسافرت بود و توی پیغامگیر تلفنش کس دیگه ای رو معرفی کرده بود. ما هم به اون یکی زنگ زدیم و سه روز در خدمت اوشون بودیم! این ماما هم خانم میانسال و مهربانی بود ولی خب از بس از آدم سوال و جواب می کرد کسی رو خسته می کرد. اول که آمده بود فکر می کرد من آلمانی نمی فهمم و با شک و تردید صحبت می کرد و دائم می پرسید فهمیدی؟؟ اول هم اجازه گرفت که به من تو بگوید(آلمان ها هم مثل ما برای مخاطب مفرد شما و تو دارند) یک لیست از کارهایی که باید به مادر آموزش می داد همراهش بود و هر دفعه یکی رو توضیح می داد و علامت می زد. مثل روش خواباندن بچه، روش شیر دادن، روش حمام کردن و ... یک سری توصیه هایش خوب و جدید بود ولی یک سری رو دیگه با راهنمایی های مختلفی که از ایران می رسید خودمون هم بلد بودیم. همیشه هم یک سری سوال ثابت داشت مثلا حال خودت خوبه ؟دیشب خوب خوابیدی(عجب سوال بی خودی!) baby چند بار شیر خورده؟با چه فاصله زمانی و به چه مدت و ... و چند بار توی شب بیدار شده؟ چند بار پوشکش رو عوض کردی؟ کلا کار ماما در واقع چک کردن وزن و وضعیت بچه و وضعیت روحی و جسمی مادر هست. وزن baby رو هم با یک نیروسنج(همون که توی علوم راهنمایی داشتیم) اندازه می گرفت. یعنی یک پارچه که چهار طرفش با بند به یک نیروسنج متصل بود. گاهی هم از کار و بار و رشته و کشور و شهر محل زندگی و اینها سوال می کرد. چون فامیلی اش کمی عجیب و غریب بود ما فکر کردیم که باید روس باشد. ازش پرسیدم شما آلمانی هستین؟ اصلا بدجور بهش برخورد پرسید چرا این سوال رو کردی؟ و بعد توضیح داد که والدینم در شهری همین نزدیکی زندگی می کنند. می خواست ثابت کند که آلمانی اصیل هست. اون هم البته از شهر و دیار من پرسیده بود و من پوستر های آثار تاریخی ایران را که به دیوار نصب شده نشانش دادم. خوبی این ماماها این است که پذیرایی ندارند همون بار اول یک لیوان چای اش دادم که فکر کنم کلا چای خور نبود و من هم خودم را راحت کردم و فقط با لبخند ازش پذیرایی می کنم. طبق توصیه پزشک بیمارستان همه نوزادان باید از ده روزگی قرص ویتامین D مصرف کنند، چون کمبود آفتاب روی استخوان تاثیر دارد. من بهش گفتم در کشور من به نوزادان قطره آهن می دهند که گفت آهن رو باید نوزاد از شیر مادر بگیرد. برای واکسیناسیون هم چون اینجا تا 3 ماهگی هیچ واکسنی به نوزاد نمی زنند سوال کردم و بهش گفتم در کشور من به نوزادان واکسن های سه گانه در بدو تولد می زنند که گفت باید با پزشک کودک صحبت کنید اگر تشخیص داد برایتان تجویز می کند.
این ماما اصرار داشت که محل خواب بچه را ببیند. شاید فکر می کرد چون خارجی هستیم بچه مان را روی زمین سرد می خوابانیم. نمی دانست ما ایرانی ها بچه هایمان را بیشتر از خودمان دوست داریم. هر چی هم بهش می گفتم اون اتاق به هم ریخته است به خرجش نمی رفت. نمی دونست که همین یک متر جایی که روی مبل برای نشستنش خالی شده به چه زحمتی پیدا شده وگرنه الان توی اون اتاق شتر با بارش گم میشه! اصلا اتاق شبیه بارانداز کشتی ها شده!! از بس کسی فرصت مرتب کردن ندارد و وسایل این اتاق را توی اون اتاق شوت کردیم

برای تقویت و افزایش شیردهی هم ازش سوال کردم که سوپ ساق پای خوک را تجویز نمود!!(در واقع همون سوپ استخوان قلم خودمان می شود) حالا اگر شما هم سردردی، پادردی چیزی دارین بگین من ازش بپرسم کجای خوک مناسب است کلا یک خوک بگیریم سر و چشم و گوشش را با هم مشترکا استفاده کنیم!!



این مامای خودمون هست که مهربونه
نظرات 52 + ارسال نظر
سحر یکشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 05:02 ق.ظ http://khodayashokret.persianblog.ir/

عزیییزم، اینجا دیگه ارمیا جون کل اش پیداست! ای جووونم.

کله اش پیدا نیست. توی اون پارچه قائم شده!

نرگس یکشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 06:28 ق.ظ

الهی! ارمیای کوچولو اون توه؟ الهی! فندق خاله!

آآآآآآآآآره داره اون تو دست و پا میزنه!

[ بدون نام ] یکشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 07:07 ق.ظ

لیلی جونم خیلی مواظب خودت و گل پسر باش

لحظات شادی داشته باشید

چشم
ممنون.

نرگس یکشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 07:10 ق.ظ http://nbeheshti.persianblog.ir/

اون پیام قبلیه من بودم یادم رفت اسمم را بنویسم
شما بچه دار شدی من دستو پامو گم کردم

ای بابا دست و پا رو نگه دارین سفت که گیر نمیاد!

سارا.ص یکشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 07:21 ق.ظ http://shasusaname.blogfa.com

چقدر جالبه این رسیدگی و پی گیری پس از تولد..به زودی با شرایط جدید هماهنگ می شین ...ببوس پسری خوشتیپو که حسابی داره فرمانروایی میکنه این روزا

ان شالله که ما و شرایط به یک توافق دوجانبه دست پیدا کنیم!
بله بله داره فرمانروایی اش را به کل آپارتمان گسترش می دهد

ستاره آبی یکشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 07:40 ق.ظ http://www.setareye-abi.blogfa.com/

سلام دوباره..ولی چه خوب که ما ما به داد آدم می رسه.اینجا طفلک مامان ها و خاله و عمه و زن دائی و زن عمو همه بسیج میشن..نه مگه؟امیدوارم به شرایط جدید هم خودتون را وقف بدین و شاهد لحظات شیرینش باشید و شیطنت های با مزه اش که در آینده پیش رو خواهید داشتما نا باشید...

سلام
خب اینجا چون می دونن مامان و خاله و عمه نیست خودشون به فریاد مادران بی تجربه می رسند.
الهی آمین. کنار اومدن با شرایط جدید یک کم زمان می بره ولی ما از قبل خودمون رو آماده کرده بودیم.

mahtab یکشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 07:59 ق.ظ http://mynicechild.niniweblog.com

سلام لیلی جان، بهتره بگم مامان لیلی جان
خوبین ایشالا؟
در مورد عکسهای پست قبل که تازه برام باز شدن باید بگم اونجا خود خود بهشته انگار؟ً
واقعا چه نعمتیه که تو همچین فضایی زندگی میکنین و نی نیتون رو به دنیا اوردین
خدا حفظش کنه چه ناز و کوچولو موچولوئه این گل پسر
خداییش کار رسیدگی پزشکی و بهداشتیشون با اینجا مو نمیزنه ها
دستشون درست که حسابی حواسشون هست بهتون
خدا حفظتون کنه برای هم هر سه تون رو

سلام خانومی. هنوز به این عنوان جدید عادت نکردم!
طبیعت سرسبز نشانه ای از بهشت است. البته قدر دونستن و حفظ این نعمت هم همت و اراده می خواد.
من تجربه مستقیمی از خدمات بیمارستانی ایران ندارم ولی فکر کنم همون که شما گفتین باشه!
الهی آمین

ژرفا یکشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 09:06 ق.ظ

[:S007:
موفق باشی با این ماما
چرا عکسا برا من باز نمیشه لیلی جون.

ممنون
یک بار دیگه تشریف بیارین شاید باز شد

فاطیما ی عمه یکشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 10:46 ق.ظ

سلام دختردایی جونم
وای چه مامای مهربونی دارین! ولی چه قانون جالبی داره این آلمان.
که واسه مامان هایی که تازه بچه دار شدن ماما می فرستن ولی عوضش راحتین از این که مدام نروید درمانگاه و قد و وزن نی نی تون رو چک کنین. چه قدر سوال می پرسه سرسام گرفتم

سلام فاطیماجان
آره این قانونشون به شرطی که ماما مهربون باشه خیلی خوبه.
اگر قرار بود هر روز بریم بیمارستان برای چک کردن که خودمون و baby همون پشت در بیمارستان می خوابیدیم!

فردا یکشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 11:01 ق.ظ

ولی خداییش یکی از خوشایندترین حس هایی که میشد تجربه کنم همراه با غافلگیری حس کردم... خیلی جالب بود...همیشه خوش خبر باشی. اصن ایشالا یه روز بیایم بگی ما چهار نفره شدیم و توضیحشم این باشه که واسه پسرتم زن گرفتی! آآآآی عافلگیر بشیم اون روز!!

چه برخورد خوبی در مواجه با غافلگیری داشتین. ان شالله همیشه با خبرهای خوش غافلگیر بشین
حالا اون روز به نظرت کی باشه بهتره؟ همین چهارنفره شدن؟ کمتر از یک سال دیگه خوبه؟زن آلمانی بهتره یا ایرانی؟؟!

فردا یکشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 11:03 ق.ظ

خوبه یکن اطلاعات مربوط به مکمل های عذایی نوزادان اون ور رو بنویس استفاده کنیم. البته بیشتر مقایسه میکنیم چون شرایط تغذیه و آب و هوایی اون جا و اینجا فرق میکنه.مرسیی

مکمل غذایی منظورتون غذاهایی است که بعد از 6ماهگی به بچه میدن؟
چون الان ماما به من چای کودک رو توصیه کرد و البته یک سری چای هم هست که مخصوص مادران هست که ترکیبات گیاهی اش مثل میخک و رازیانه و ... شبیه مال ماست.

tiara یکشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 11:40 ق.ظ

are , ye bar yeki az bache ha az ostademun porsid shoma almani hastid , engar kami narahat shod ama kheili buruz nadad , ama malum bud ghiafash taghir kard :D

پس خیلی بهشون برمی خوره که یک خارجی ازشون بپرسه شما آلمانی هستین؟ حتما می رن کلی تو آینه قیافه شون رو نگاه می کنن ببینن چه شکلین که کسی براشون این طوری فکر می کنه!

مامان پارساپگاه یکشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 11:58 ق.ظ http://www.pegah-parsa.persianblog.ir

قدم نو رسیده مبارک. سوپرایزشدم

ممنون
خوشحالیم از سورپرایزی دوستان

mahtab یکشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 02:23 ب.ظ http://mynicechild.niniweblog.com

سلام
اومدم پز مناظر زیبا و بهشت گونه ی ابرانمونو بدم
اگر دوست داشتین به این ادرس بروید
http://rozegaremarzi.blogfa.com/post/60

سلام
مناظر طبیعی کشور ما از کویر و دریا و جنگل واقعا زیباست. فقط حیف که قدرشون رو نمی دونیم و مراقبش نیستیم

زینب یکشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 03:19 ب.ظ http://www.bahary72.blogfa.com

سلام لیلی جون ببخشیددیراومدم
چه ماما یی هس چه قدرسوال میپرسه ادم خسته میشه البته خیلی خوبه که یکی هس که مراقب خودتون وبچه هست
یعنی قطره ی اهن دیگه نمیدن؟
عزززززززززززیزم ارمیاتواونجاسازطرف من یه بوسش کنانشاالله که همتون سلامت وشادباشید
من ازمامانم پرسیدم گفت برای افزایش شیر 1 زرده ی تخم مرغ رواینقدرهم بزن باشکرتاکرم رنگ بشه خیلی بزن بعد1لیوان شیرداغ روتوزرده ی تخم مرغ بریز بعدهم هم بزن حدود1دقیقه بعدش بخورصبح زودبخور مامان میگه خیلی اثرداره

سلام خانومی
دیر نیومدی، به موقع رسیدی
مراقبت کردن دیگه دردسرهای مختلف داره!
ممنون
از مامان مهربونتون تشکر کنین

babaii یکشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 09:06 ب.ظ

سلام بر هر سه تایتان

مراقبت و بیداری و زحمت برای این کوچولوی عزیز

خیلی باارزشه و سرمایه ی دنیا و آخرته

خدا پشت و پناهتان

سلام
ان شالله که خدا کمک مون می کنه و سختی هایش رو به شیرینی تبدیل می کنه.

فهیان یکشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 09:11 ب.ظ

امیدوارم این روزها روزهای خیلی خوبی براتون باشه. چون تجربشون رو دارم بد جوری درکتون میکنم! براتون بهترینها رو آرزو دارم. و برای این نی نی گل هم بهترین روزها رو

ممنون از حس همدردی عمیق تون و همین طور آرزوی خوبتون

تهمینه یکشنبه 17 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 11:00 ب.ظ http://vaghtimamanmishi.persianblog.ir

لیلی جان از نوشته ات احساس کردم روحیه ات خوبه. خدا رو شکر. یاد سال قبل همین موقع ها افتادم. آدم اولش خیلی دست و پاش رو گم می کنه. نی نی رو ببوس. حالا یه کم بزرگتر شه اینقدر دلت واسه این روزای اول تنگ می شه..خوش باشی خانومی.

من تلاش می کنم همیشه روحیه ام را حفظ کنم و البته در نوشتارم ضعفی نشان ندهم ولی گاهی وقت ها نوشته با واقعیت فاصله داره(در این مورد منظورم نیست کلی گفتم)
آره اولش آدم واقعا هنگ میکنه چون هر چی هم آماده باشی باز هم شروعش سخته.

یک دوست دوشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 07:33 ق.ظ

لیلی جون دیگه پام برا نظر گذاشتن باز شده حالا دیگه برا هر پستت نظر میذارم
امکانش هست در مورد مراقبتهای پیش از بارداری در آلمان و همینطور در مورد اهمیت زایمان طبیعی در اونجا برامون بنویسی؟
ضمنا پسر گلت رو هم ببوس.
بچه ها معمولا بعد از تولد یک مقدار لاغرتر میشن اون هم بدلیل کم شدن تورم های ابتدایی است.بعد از چند وقت روز به روز چاقتر میشننگران نباش

آخ جون امیدوارم که این پاگشا ماندگار شود!
در مورد اهمیت زایمان طبیعی واقعیتش کسی به من چیزی نگفت، منظورم دکتر و ماما هست که توضیحی درباب مزایای اون ندادن.یعنی اینجا حق انتخاب نداری که بگی این رو می خوام یا اون مدل رو چون همه باید طبیعی باشند مگر این که خطری باشه. در مورد مراقبت ها هم نمی دونم بگم دکتر من بی خیال بود یا خودم!! چون کار خاصی بهم پیشنهاد ندادن جز پیاده روی و آب خوردن.کلا دکترم به بارداری به عنوان یک روند طبیعی نگاه می کرد نه یک مسئله خاص و پیچیده! البته دکتر من این طوری بود بقیه دکترها رو نمی دونم.
من هم منتظرم روند صعودی برسه و این جوجه ما از فنچ موندن در بیاد!!

tiara دوشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 08:46 ق.ظ

salam
shoma oghat e shar ii dar alman ro chetori midunid keye ?
bad iradi nadare adam be masjede tork ha bere vase namaz ?

سلام
اوقات شرعی در سایت های مختلف متفاوت نوشته. ما یک سایت رو در نظر گرفتیم و مطابق اون جلو میریم. سایت
farsigoo.com
ترک های شهر ما دیدشون روشن هست و با نحوه نماز خواندن بقیه کاری ندارند. البته نگاه می کنند و گاهی سوال ولی مانع نمی شوند. من هم فکر می کنم کنار بقیه مسلمانان نماز خواندن صرف نظر از تفاوت ها زیبا باشه. اگر فرصتش رو داری بتونی بری مسجدشون به نظرم که خیلی خوبه. گاهی دوست های خوب هم می تونی پیدا کنی به شرطی که یه ذره ترکی هم بلد باشی

عسل اشیانه عشق دوشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 10:53 ق.ظ

بابا ریلکس....
مبارک باشه
من که شگفت زده شدم و به همین تبریک بسنده میکنم فعلا!

جدی من ریلکس بودم؟! دارم به خودم امیدوار میشم.
ممنون برای همین تبریک

تاتا دوشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 11:06 ق.ظ

سلام
یه سوال داشتم
مدرک زبان آلمانی که شما گرفتید چی هست
studio رو اینجا خوندید آیا؟

سلام
من از صفر اینجا کلاس رفتم. هیچی بلد نبودم

نانی دوشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 12:15 ب.ظ

لیلی به نظرت ماما ها جایگاه اجتماعی خوبی توی المان دارند؟د

نمی دونم. عجب سوال سختی. از کجا بفهمم؟
خب توی بیمارستان که کار دست ماماهاست

ن.ر دوشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 01:58 ب.ظ

وایییییییییییی!!
سلام مامان لیلا!
خوبی بانو؟
تبریکککککک می گم. ببخشید تبریکات من اینقد تاخیر داره
البت ما دقیقا فردای اون شبی که ارمیا کوچولو به دنیا اومد رفتیم خونه مامانت اینا،عیددیدنی.کلی تبریکاتمون رو اونجا بهشون ابلاغ کردیم ولی خب به اصل کاری که شما باشی نشد تبریک بگیم!

هممون خعلی ذوق داریم که نی نی تون رو ببینیم ولی حیف که این همه دوری!
امیدوارم زودتر برگردی و ما رو از انتظار دربیاری
تا اون موقع من برای دومین بار خاله میشم و شما هم می تونین نی نی مارو ببینین!

مامان نشدم ولی مشخصه که خاله شدن خعلی جالبناکتر از مامان شدنه
در این زمینه از نظرات خاله های ارمیا کوچولو استقبال می نماییم!

سلاااااااااام عروس خانم پرمشغله.
الحمدلله ما خوبیم.
شما که اصولا همیشه سرت شلوغه خانم مهندس.
تبریکات رو مستقیما به خودم ارسال بفرمائید واسطه قابل قبول نیست
خاله شدن خیلی راحت تر از مامان شدنه. ولی هر خاله ای باید یک روز مامان بشه

no name! دوشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 02:53 ب.ظ http://timeisgold.blogfa.com

سلــــام، اینقدر سرم شلوغه که از اطراف بی خبریـــم، خیـــلی خیـــلی تبریک می گم، ایشالا سایه پدر مادر همیشه بالا سرش باشه

سلام
ان شالله که خبرهای خوب در شلوغی سر برای شما باشه
ممنون

بهار دوشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 04:16 ب.ظ

چه بانمک وزن می کنن نی نی رو , باحاله
خیلی خوبه که یه مدت میان خونه و تحت نظرین هردوتون , کلی به آدم آرامش میده.همیشه شاد و خوشبخت باشین خونواده ی دوست داشتنی

آره خیلی بامزه است. بالاخر نمیشه که ترازوی بزرگ با خودشون جابه جا کنن مجبورن از روش های کم حجم تر استفاده کنند.
آره اگر مثل این مامای دوم خوش اخلاق باشن حضورشون توی خونه آرامش بخشه
الهی آمین خانوم مهربون

صبا دوشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 05:45 ب.ظ http://gharetanhaei.persianblog.ir

سلام مامان لیلی جون

خدا قوت. ارمیا کوچولو خوبه؟

می دونین تو تست غربال گری بعد از تولد نوزاد اونجا انجام می دن ، چه بیماری هایی تست می شه؟
شما رو بعد از زایمان چقدر تو بیمارستان نگه داشتن؟

سلام خانومی
فعلا که داریم شیب نزولی وزن رو طی می کنیم ان شالله که تا هفته دیگه صعود رو آغاز می کنیم.
نمی دونم تست غربال گری انجام دادن یا نه. یک سری معاینات چشم و گوش رو انجام دادن. خون هم گرفتن ولی چه آزمایشی انجام دادن نمی دونم. باید از ماما بپرسم.توی ایران چی انجام میدن؟
زایمان طبیعی 3 روز و سزارین 5 روز نگه می دارن.

نانی دوشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 07:16 ب.ظ

منظورم اینه که شغل با کلاسی به حساب می یاد یا بی کلاس به حساب می یاد؟ دی: به نظر خودم هم سوال سختیه .ولی اگه تونستی جواب بدی خوشحال می م.

خب به نظر من که باکلاس هست ولی از بقیه هم می پرسم.

محجوبه دوشنبه 18 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 08:41 ب.ظ http://www.lebaseshokr.mihanblog.com

یا رب
سلام بر شما
واای خدای من مبارکه تولد نی نی ات .ان شاء الله قدمش خیر باشه برات ...راستی سال فاطمی ات مبارک

شروع سال 93 برایم واقعا نو بود آسمانی و زمینی !

با " فاطمه ی او " به روزم و منتظر کوک توجهتان

سلام
ان شالله.
خدا رو شکر ان شالله که تا آخر سال لبریز از خیر و شادی و برکت باشه

زینب سه‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 08:41 ق.ظ http://www.bahary72.blogfa.com

عزیزم من دختربهارنیستم

ولی دلت که مثل بهار سبزه!

عطیه سه‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 09:59 ق.ظ

سلام عزیزم.لیلا جان خیلی خوشحالم که همه چی مرتبه و اونجا تا این حد هواتونو دارن. باز هم به شما و آقای همسر تبریک میگم.ارمیا جون رو ببوس

سلام عطیه جان
الحمدلله که خدا کمکمون می کنه و حداقل از نظر پزشکی احساس کمبود نمی کنیم.
ممنون عزیزم

ن.ر سه‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 12:59 ب.ظ

عه!
پس نظر من کو؟؟

همین جاست.

زینب سه‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 02:44 ب.ظ http://www.bahary72.blogfa.com

ببخشیدلیلی جون که متوجه منظورت نشدم کلی خجالت کشیدم
مرسی عززززیزم سرسبزی وخوبی روشماداریدکه بقیه روهمینجوری میبینید
لحظه هات بهاری مامان لیلی

مشکل از شما نیست خانومی. تقصیر استعاره های زیبای زبان فارسی است!!
دلت سبزه و دستت خانومی. بهار در دلت مهمان باشد همیشه.

مهسا سه‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 02:58 ب.ظ http://sarneveshtehman.blogfa.com

چقدر جالبه اینقدر رسیدگی می کنن. خیلی خوبه... این اخرش گفتی ... خوک؟؟؟ وای ی ی ی

احتمالا یه نیازی دیدن که اینقدر پیگیری می کنن.
اون بنده خدا نمی دونسته ما مسلمونیم

صبا سه‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 04:04 ب.ظ http://gharetanhaei.persianblog.ir

فکر کنم سیر نزولی وزن نوزاد تا چند روز پس از تولد طبیعی باشه مخصوصا برای نوزادان سزارینی ولی بعدش درست میشن.

تو ایران من میدونم تیروئید، فاویسم و فنیل کتونوری انجام میشه. ولی اونجا شنیدم تعداد آزمایش هاشون خیلی بیشتر از ایرانه واسه همین پرسیدم. همون نمونه خونی که از گل پسرت گرفتن واسه همین غربال گری هست.

بله ماما هم گفت طبیعیه ولی خب یک جوجه که به فنچ تبدیل میشه دل آدم کباب میشه
این دفعه ماما بیاد ازش می پرسم. اسم انگلیسی اون آخری چطوریه؟

زینب سه‌شنبه 19 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 07:07 ب.ظ http://www.bahary72.blogfa.com

بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس برای لیلی جون

عجب بوس چاق و چله ای.

معصومه چهارشنبه 20 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 07:57 ق.ظ http://puyanemaman.persianblog.ir

سلام لیلی جان. نگفتی مامان گلت اومدن یا نه اگر اومدن گه چشم همگیتون روشن. مامای من خوشبختانه چون تو ایام گرم اینجا به تورم خورد و همش عجله داشت با ماشین کوچه اش بره لب دریا زیاد بهمون گیر نمی داد. فقط یه توصیه خوبی که بهم کرد چای رازیانه بود برای بچه گفت روزی یک بار بهش بده برای دل درداش خوبه. منم از نبات و عرق نعناع بهش گفتم گفت اگه تو کشور خودتون رایجه و نتیجه خوبی هم داده خب تو هم امتحان کن. منم روزی یه بار 200 سی سی چای رازیانه با یه حبه کوچولو نبات و یه قاشق چایخوری عرق نعناع می دادم به پویان معجزه می کرد.

اتفاقا من هم می خواستم از شما برای همین چای که ماما توصیه کرد بپرسم که آیا موثر هست یا نه؟
ممنون که نوشتی خانومی

معصومه چهارشنبه 20 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 08:01 ق.ظ http://puyanemaman.persianblog.ir

ببخشید ادامه اش رو بنویسم...
رازیانه هم تازه اش تو سوپرمارکتها هستن تو سوپ خیلی عالیه هم برای سرماخوردگیت خوبه و هم تو طب سنتی خودمون برای افزایش شیر مادر مفیده. می دونم الان دیگه آلمانیت حسابی راه افتاده اما با اجازه اسمشونو برات می نویسم.
Fenchel
Fencheltee
اولی که اسم خودشه و دومی اسم چاییشه. ضمنا حتما می دونی که مواد ویتامین ث برای بچه زیاد خوب نیست الان که شیر می دی تو خوردن توت فرنگی و گوجه فرنگی و مراقب باش چون ادرار بچه رو سوزان می کنه و پاهاش می سوزه. از طرف من پسر نازتو بچلون لطفا.

هر چقدر هم آلمانیم راه افتاده باشه یک سری کلمات جدیدن و بار اوله که من می شنوم.در ضمن خیلی ممنون از راهنمایی شما. اگر شما تائید بکنین من خیالم راحت تره

زینب چهارشنبه 20 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 08:34 ق.ظ http://www.bahary72.blogfa.com

شدت محبت رامیرساند

چقدر محبت شدید خوب است

مامان فاطمه کوچولو چهارشنبه 20 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 09:10 ق.ظ

وای لیلی خانم خیلی بهتون تبریک می گم ان شاالله گل پسرتون عاقبت به خیر باشه. خیلی خیلی خبر خوشحال کننده غیر منتظره ای بود. شما دانشگاه رو چی کار کردین چقدر به مامانایی مثله شما مرخصی یا کمک می دن؟
یه سوال دیگه اکه مامانی 40/42 هفتش تمام بشه اما دردش شروع نشه چی کار می کنن آمپول فشار میزنن؟ سزارین می کنن یا یه کار دیگه؟
راستی این چای بچه چی هست ؟ ببخشیدا کنجکاویم زیاده شما هم با یه نینی کوچولو سرتون شلوغه!

فعلا که همه چیز رو بی خیال شدیم و به پروژه جدیدمون چسبیدیم!
دکتر من که گفت برو خونه و هر وقت درد داشتی برو بیمارستان و کلا دکتر خوش خیالی داشتم. ولی دوستم دکترش بعد از ده روز از تاریخ مقرر که بچه نیومده بود بهش زنگ زد که برو بیمارستان و آمپول فشار و ...
معصومه خانم در کامنت ها راجع به این چای توضیح دادن. یک سری ترکیبات گیاهی هست.

سپینود چهارشنبه 20 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 10:28 ق.ظ http://ushti.blogfa.com

والا چی بگم ؟ من که شوکه شدم ؟ ماشاله چقدر محافظه کرانه عمل کردی دختر ! یعنی باردار بودی ؟ ! هزار ماشالله . ریلکسسسسسسسسسسس تبریک می‌گم . قدم نورسیده مبارک عزیزم.

سلام خانومی
من سعی کردم یک دفعه اعلام کنم تا مزه اش بیشتر باشه!
ممنون خانومی

فردا چهارشنبه 20 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 11:17 ق.ظ

منظورم از مکمل همین قطره های آهن و مولتی ویتامین که اینجا به بچه هل میدن.
در مورد زمان چهار نفره شدن هم بنظرم یه سال دیگه زوده! حالا یکم بذارین از تو شوک ایتن یکی در بیایم بعد بعدی!!!
ضمنا زن خوب ایرانی و آلمانی نداره! مهم اینه که خوب باشه!
زن دکتر هم اگه خواستین خبر بدین!!!

خب پس شما سال دیگه رو مناسب نمیدونین؟ حق با شماست شوک درمانی همیشه جواب نمیده!!
بله زن خوب نعمتی است که هر کسی به دست نمیاره

فهیمه چهارشنبه 20 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 11:50 ق.ظ

سلاااااااااام.چه بامزهبود.قدمش هزار بار پرخیر وبرکت.
راستی ما چون جدیدا بچه دار شدیم یعنی تازه است.....فکرکنم اگه سوال داشتی بتونم کمکت کنم.می بوسمتون ازدوووووووور

سلام
ممنون
حتما مزاحمت میشم

tia چهارشنبه 20 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 05:13 ب.ظ

rastesh moteasefane man inja har torki ro didam adame dorosti az ab dar naumad , nemishe be hame tamim dad ama kolan didam beheshun avaz shod albate in dalil nemishe masalan masjedeshun naram namaz bekhunam , faghat kami konjkav budam tu in shahr be in bozorgi vaghean enghadri shia nadare...
rajebe un site , moteasefane hich jaye site oghate shar ii ro peyda nemikonam :(

متاسفانه ترک ها نسل اولشون تحصیل کرده و خیلی مطلع نیستند بیشتر کارگر هستند برعکس ایرانی ها که در نسل قدیم مهاجرشون دکتر و مهندس و کلا تحصیل کرده زیاد دارند. من هم در بین ترک های سنتی دوست خاصی رو پیدا نکردم ولی نسل جدیدشون معمولا روشن تر و قابل دوستی تر هستند. اگر پرس و جو کنی احتمالا مرکز و یا مسجد شیعه ها پیدا کنی. شهر مونیخ که مرکز اسلامی ایرانی هم داره ولی من نمی دونم فضاش چطوری هست؟
این سایت اوقات شرعی رو خودم الان سر زدم و دیدم که تغییر کاربری داده! نمی دونم چرا با هر سایتی من کار می کنم کلا از بیخ و بن نابود میشه!!؟

معصومه چهارشنبه 20 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 05:37 ب.ظ http://puyanemaman.persianblog.ir

سلام. من الان متوچه شدم تو پست قبلی ات اومدن ماما رو با اومدن مامان گلت اشتباه گرفتم. ببخشید خنگم نه؟

نه عزیزم شما خیلی هم خوبی. مقصر این دو تا کلمه هستن که شبیه هم هستن

اکرم جون پنج‌شنبه 21 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 03:27 ب.ظ http://akrammahdiye.blogfa.com

برای ویتامین دی هم بمحض اینکه آفتاب پیداشدبچه رودرمعرضش قراربده هم طبیعیه هم اصل درموردقطره آهن هم ماماراست گفته همونی که خداآفریده توشیرمادرش.

آخه آفتاب که پیدا میشه باد هم دنبالش هست و نمیشه نوزاد رو کم لباس کرد. فعلا باید با همون قرصش کنار بیایم

کیف انگلیسی پنج‌شنبه 21 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 06:43 ب.ظ

بابا... بازار نظر دادن تو وبت خیلی داغ شده
منم تولد کوچولو رو تبریک میگم

هر چی هم داغ باشه نظر شما جایگاه خودش رو داره

سایه جمعه 22 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 10:16 ق.ظ

سلام سال نو مبارک قدم نو رسیده هم.حالا می فهمم چرا هی بهت میگفتم پر تلاش!!!
آخه نی نی تو راهی داشتی اما مطالب خوب هم میذاشتی
اما نگفتی شیطون
مادری خوش بگذره

سلام
خیلی ممنون
واقعا؟ من پرتلاشم؟ بسیار ممنون از تعریف دل نشین تان
نگفتم که هیجانش زیاد بشه

سپینود جمعه 22 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 12:59 ب.ظ

سلام . سال نوت مبارک . وای چه سالی باشه امسال برات با این اتفاق مبارک . والا من دو روزه که می‌خوام برات کامنت بزرام ارور می‌ده و نمیشه . الان بهترم ! روز اولی که اومدم خوندمت از تعجب شاخ درآورده بودم ! لیلی مامان شده ؟ بابا ریلکسسسسسسسسسسسسسس بابا سکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت خدا حفظش کنه . خوشنام باشه و زیر سایه پدر و مادر بزرگ بشه .

سلام
ممنون،سال نوی شما هم مبارک خانومی
بلی واقعا امسال برایم متفاوت آغاز شده.سپینود شاخ دار باید خیلی بامزه باشه نه؟ ممنون از خودم به خاطر این تاثیر شگفت انگیزم بر شما!
الهی آمین برای دعاهای خوبت

تاتا شنبه 23 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 05:23 ق.ظ

سلام
ببخشید من این همه سوال می کنم
مامای مهربان شما به زبان آلمانی یا انگلیسی برای شما توضیح می دن؟ و شما با کدوم زبان باهاش صحبت می کنید؟
چند ترم کلاس زبان آلمانی اونجا گذروندید؟
راستش لغات آلمانی آرتیکل ها و فعل هاشون خیلی زیاد و گیج کننده است برام جالبه بدونم کلاس های ایران بیشتر تاثیر گذار هست ای کلاس های خود آلمان.

سلام
مامایی که ما از اول انتخاب کردیم که زبان انگلیسی هم بلد باشه. الان ایشون آلمانی صحبت می کنه و جاهایی که من متوجه نمیشم به انگلیسی میگه.
من توی ایران کلاس زبان آلمانی نرفتم و از صفر اینجا شروع کردم. مهارت زبان غیر از کلاس به تمرین و ممارست نیاز داره

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد