اگر بخوام از این روزهای مسجد رفتنمون بنویسم حرف زیادی نیست چون ارمیا تموم مدت بهونه می گیره و ما سریع به سمت خونه حرکت می کنیم و خیلی فرصت نشستن و حرف زدن و کنکاش!! نیست.در توضیح مسجد برای دوستان امسالی مون بگم که مسجد مال ترک هاست که کل ماه رمضان را افطاری می دهند و مسلمانان گروه های مختلف و غیرمسلمانان در آنجا دور هم جمع می شوند. امسال به خاطر کالسکه مجبوریم با اتوبوس بریم و چون وقت افطار ساعت 9:30 برای ترک ها و 9:50 برای ماست اتوبوسِ شب حساب میشه و برگشتنش هم دیگه بدتر! میشه ساعت 10:30 به بعد. در شب ساعت های حرکت اتوبوس به یک ساعت یک ساعت کاهش پیدا می کنه و ما ترجیح میدیم قسمتی از مسیر رو پیاده بریم تا منتظر رسیدن اتوبوس اون خیابون بشیم.اتوبوس اون قسمتی که پیاده میریم عجیبه. یعنی توی جدول ساعت های اتوبوس ها نوشته نیم ساعت قبل از ساعت مورد نظر با این شماره تماس بگیرین!! در واقع اتوبوس نیست و تاکسیِ خطی حساب میشه. کارمند اتوبوس رانی گفت که با همون بلیط اتوبوس می تونین از تاکسی به صورت مجانی استفاده کنین! ولی بچه ها که تو مسجد دیدیمشون گفتن مجانی نیست. حالا در هر صورت به درد ما هم نمی خورد چون با کالسکه که نمی تونیم از تاکسی استفاده کنیم. بنابراین یک پیاده روی شبانه نصیب ما میشه. البته کلا که شهر ما خیلی کوچیکه و سر و تهش با دو ساعت طی میشه.
شب قبل دانیلا رو دیدم.( همون خانم آلمانی که شوهرش اهل آلبانی است و مسلمان شده) از دیدن ارمیا ذوق کرد و تبریک گفت و با گریه های ارمیا خاطرات بچه داری خودش زنده شد! بچه های دانیلا حدودا 9 و 13 ساله هستند و دانیلا الان دانشجو هست، گفت که امسال ارشد رو شروع کرده(یعنی کارشناسی رو پارسال تموم کرده). رشته اش هم ارتباط بین مذاهب یا یه چیزی شبیه این هست(وقتی دانیلا داشت صحبت می کرد من در حال قدم زدن برای ساکت کردن ارمیا بودم و یک در میون جمله هاش رو می شنیدم!) خوبی درس خوندنش این هست که بچه هاش دیگه کوچیک نیستن که نیاز مداوم به مادر داشته باشند. درسی هم که الان داره می خونه برای کار پیدا کردن و ارتقاء شغلی نیست از روی علاقه داره می خونه و هدفش افزایش اطلاعات خودش هست با توجه به این که خودش با مسیحیت و اسلام آشنایی خوبی داره کلاس ها براش مفید هست. می گفت دوباره این ترم کلاس زبان عربی دارم. پارسال هم کلاس عربی می رفت و می گفت زبان سختیه. چون امتحانشون قسمت شفاهی داره و باید به زبان عربی صحبت و اظهار نظر بکنند براش سخت بود. ان شالله دوباره ببینیمش و ارمیا هم اجازه صحبت بده بیشتر راجع به رشته اش می پرسم.
این متن کوتاه(متن زیر) و عکس ها مال دو سال پیش هست. از توی چکنویس های وبلاگ پیدایش کردم.
"سر راه رفتن به مسجد یک گورستان
بزرگ هست و از آنجا که هیچ کدوممون تا حالا قبرستان مسیحی ها رو ندیده
بودیم رفتیم بازدید اهل قبور. دم در کلی ماشین پارک بود و دو تا خانوم
داشتن گلدون های مختلف رو از صندوق عقب ماشینشون به چرخ دستی حمل می کردند تا ببرن برای قبر مرده شون. این گورستان قدیمی و بسیار بزرگ هست و چند تا سالن و ساختمان و یک کلیسای بزرگ هم دارد."
می دانید که در برخی کشورها مرده ها را قبل از خاکسپاری آرایش ملایمی کرده (برای طبیعی نشان دادن چهره رنگ پریده جسد) و لباس های شیک می پوشانند و در خانه اش یا کلیسای گورستان در تابوت می گذارند و خانواده و دوستان و اقوامش برای وداع با او جمع می شوند. در برخی کشورها خانواده میت شب تا صبح کنار جسد می مانند و یا وقتی دفنش کردند در گورستان کنارش می مانند. بیشتر از این اطلاع ندارم که چی میشه
سلام لیلی جون التماس دعاعزیزم
9و50دقیقه اونجااذانه چه جالب
چه شیکه قبرستوناشون
ان شاالله همیشه سلامت باشید
سلام خانومی
محتاجیم به دعای دوستان پاک دل.
روزهای طولانی طوری که تا ساعت 9 آفتاب داریم روی دیوارهای ساختمون.
پارک قبرستان می باشد!
ان شالله
سلام خانوم لیلی خانوم گل... لحظه های وصل این روز ها و شب هات ..وقتی ارمیای معصومتو در اغوش گرفتی که معجزه ی پاک خداست و مثل همه ی بچه ها رحمت خدا رو به زمین میاره ..میشه برای همه ی مامانا و مامان من هم دعا کنی؟..
سلام خانومی. ان شالله به حق این ماه سراسر رحمت و مغفرت و به لطف خدایی که لطفش همیشگی است سلامتی برای همه پدر و مادرها به خصوص مادر شما باشه
سلام... عجب قبرستان قشنگی بود... به درد سیزده به در می خورد!
سلام
بله سیزده به در در کنار اموات فکر بسیار خوبی است!
کاش این تن جملگی یک دیده بود دیده ای کو دل ز کون ببریده بود
دیده می کردم فرش راه تو تا بیاسایم به خاک پای تو
دیده ام چون کفش بر پاهای تو تا مگر بینا شود بر راه تو
کاش اگر خاری به پایت میخلید پرده های دیده ی من میدرید
دیده خون ریزد مگر بینا شود از غبار و خاک این دل وا شود
دیده ام در آب و جاروی رهت کور بینا می شود در درگهت
ممنون چه شعر قشنگی
چراتوپارک گذاشتندمردم که بابچه هاشون میخوان برن بده که
هیچکس اعتراض نمیکنه
شوخی بود بابا همه اش قبرستونه!
سلام لیلی جون طاعات و عیادات قبول التماس دعای سبزتان!
لحظه افطار یاد ما هم باشین...
سلام
از شما هم قبول باشه خانومی.
شما محبوبه همکلاسی هستین یا دوست وبلاگی؟
سلام
من خیلی وقته مطالب وبلاگ شمارو دنبال میکنم
شما عکاس ماهری خواهید شد
راستی درس شما کی تموم میشه به امید خدا؟
سلام
به چه آینده امیدبخشی رو تصویر نمودین.
اگر این پسر بذاره کسی درس بخونه امیدی به پایانش هست.
خوبه.با همه سختیهاش برید مسحد و یه کم با بقیه حرف بزنین و حال و هواتون عوض شه البته اگه ارمیاحان بذاره، راستی کولیک داه؟
ایشالا از 4 ماهگی به بعد بهتر و ارومتر میشه
نمازروزه هاتون قبول
ایشالا ارمیاجان بزرگتر که شد شما هم مثل دوستتوم دانیلاخانم میری دوباره سراغ درس
آره بابا آدم بخواد بمونه توی خونه حوصله اش سر میره مخصوصا که فامیل و خانواده هم نیست اینجا.
نه کولیک نداره مدلش این طوریه که اگه آدم دورش زیاد باشه و همه حرف بزنن حوصله اش سر میره. باید همه نوبتی سخنرانی کنن تا بتونه نگاه کنه!
لیلییییییی اذیت میکنی
باشهههههههه
نه لطفا نباشه
وای ی ی تا صبح گورستان می مونن... چقدر ترسناک ک ک ک
این گورستان ها چقدر خوشگلند.
راستی من نمی دونستم ارایش ملایم هم می کنن. خیلی واسم جالب بود.
تازه این گورستان تر و تمیز و گلکاری شده است بعضی قبرستان ها قبرهای تو دیوار دارن که ظاهرشون اصلا جالب نیست.
بالاخره مرده بعد یک مدت رنگ چهره اش می پره باید یک فکری به حالش بکنند.
قبرستونشون شبیه باغ گل ها می مونه
چه خوبه که هر شب مسجد میرین، اینجوری فکر کنم حال و هوای ماه رمضون رو کامل حس میکنید.
از بس به مرده هاشون از نظر مادی میرسن. بهشت رو شبیه سازی می کنن براشون!
بالاخره آدم دوست داره اطرافش روزه دار ببینه تا حس ماه رمضان داشته باشه.
سلام راستی محبوبه «به تازگی عمه جون!!»هستم.
کوچولوی نازنین را بجای ما ببوسین!
سلام سلام عمه خانم محترم.
به جای همه ما می بوسیمش ولی بوسه هر کس فرق می کنه مخصوصا بوسه عمه و خاله.
سلام خوبید؟ چ خاطرات قشنگی ببخشید شما چی میخونید ؟ اخه میگن رشته های فنی خ پذیرش خوبی داره ینی پزشکی هیچ
سلام
کلا رشته های فنی و آزمایشگاهی پذیرش و بورس بیشتر دارند.
من از پزشکی اطلاع ندارم ولی دو تا دانشجوی ایرانی پزشکی جدید داریم توی شهرمون که با هزینه شخصی اومدن.
اجتماعات مسلمانان بسیار سفارش شده واثرات عمیقی در روح انسانها داره.
موفق باشی عزیزم و همه عزیزان
بله بله
خیلی ممنون.
چراااا!؟
ترسناک گفتی بهم ترسیدم.
سلام
(بیا تاجوانم ...بده رخ نشانم
)
طاعات وعبادات قبول.
توشبهایی که بیدار میشی ما رو دعا کن.دلتنگتونیم.
کاش آقا بیاد این ماه قشنگ.
خانومی چیکار میکنی ؟ خوبی؟
ساعات روزه داری اونجا هم زیاده ؟ وچه سخته.مخصوصا تو اب وهوای گرم.دعامون کن، یادت نره.
کوچولوتو ببوس
راستی بابا جونتون چه قشنگ دلتنگیشو واستون گفته بود.عالی بود استاد.
سلام
به همچنین شما خانومی.
محتاجیم به دعا. ان شالله
خدا رو شکر خوبیم.اینجا اذان صبح حدود 3 صبح هست و اذان مغرب حدود 9:45.البته هوا خنک داریم.
بلی بلی شعر زیباییست
لیلی خانوم.سلام.
اول بگم که وبلاگ شما در فید خوان من ( هر وقت اسم فید میاد یاد خدا بیامرز گودر میوفتم) قرار داره و همیشه از نوشته هات لذت می برم.
اما نمیدونم چرا ی دامنه! ی هاست انتخاب نمی کنی!؟
عکس پستهای قبلی پریده
سلام
امیدوارم عمر این فیدخوان به دنیا باشه و یه زمانی نگیم فیدخوان مرحوم!
ممنون شما لطف دارین. من خیلی جدی به این قضیه فکر نکردم. عکس ها هم مشکل از سایت های آپلود عکس هست که بعد یک مدت تغییر کاربری میدن و کلا یادشون میره که چی بود و چی شد. متاسفانه خودم هم وقتی عکس ها رو می ذارم از روی سیستمم پاک می کنم و دیگه ندارمشون
- خب بهخاطر این عکسها جدی به این قضیه فکر کنید.
- روی Google Drive عکسها را به عنوان بکآپ آپلود کنید.
البته باید بگویم که" ببخشید دخالت میکنم "
الان کم کم دارم فکر می کنم که احتمالا عکس ها می تونن مهم باشند!
یک نفر به من پیشنهاد داده بود که عکس ها رو توی Dropbox آپلود کنم ولی امکانش نیست چون لینک تصویری به من نمیده. حداقل برای نگهداری اطلاعات مفید هست.
ممنون از پیشنهاد خوبتون. باید دست از تنبلی بردارم و یک فکر بکنم.
نه عززززززززززیزم نترس
طاعات قبول.
فکر کنم تو اون شرایط با بچه مسجد رفتن ثواب بیشتری هم داشته باشه حتی اگه کوتاه باشه.
الهی آمین.
ان شالله که به این سختی اش بیارزد.
سلام...
شعر در اشتیاق قدوم مبارک قافله سالار عشق ... توسط عاشقی
دلسوخته و پاکپاخته....است
سلام
من هم همین برداشت رو کردم که مقصود کسی دیگر است. ولی این از زیبایی شعر کم نمی کنه.
تو مسجد دوست پیدا نکردید؟
من خیلی دوست دارم تو مسجد دوست پیدا کنم از یک کشور دیگه
حس می کنم روحیه هامون احتمالا بیشتر به هم شبیه هست
با حجاب فکر می کنم ایرانی ها کمتر سمت آدم می آن و دوست ندارد با آدم ارتباط داشته باشند
دوست خاصی پیدا نکردیم. علت اصلی اش هم اینه که چون زمان افطار ما فرق می کنه پیش هر کس که می شینیم باید یک سری کامل سوال و جواب رو طی کنیم و شاید دید خوبی نسبت به شیعه پیدا نکنند.
در مرود حجاب و نظر ایرانی ها متاسفانه بلی حق با شماست.
اینطوری آدم در یک کشور غریب هم باز غریب می مونه
خیلی ترسناکه اگه آدم فکر کنه به سختی بتونه در یک کشور غریب دوست پیدا کنه البته این ترس برای منه شما که دوست پیدا کردید
منظورتون رو متوجه نشدم که یعنی چی حجاب داشتن مشکله؟ اینجا حجاب داشتن سخت نیست اگر کسی بخواهد. منظورتون از جهت ارتباط داشتن با بقیه است؟
اینقدرها هم ترسناک نیست. ولی کلا حق انتخاب آدم کم میشه. و باید خیلی از علاقمندی هات رو کنار بذاری تا بتونی روی نقاط مشترک کنار بیای
می شه یه سوالی بپرسم
تو دوست هات رو چطور پیدا کردی
در دانشگاه؟
توی شهر ما ایرانی کم هست چون واقعا شهر کوچیکی هست. بچه های ایرانی که هستن همه دانشجو هستند و خب با یکی دوست بشی بقیه رو بهت معرفی می کنه ولی این که چقدر به هم بخورین دیگه معلوم نیست. البته الان دانشجوی ایرانی زیاد شده
منظورم این بود که شاید هموطنان در خارج از کشور دوست ندارند با یک خانم باحجاب ارتباط و دوستی داشته باشند.
به نظر من آدم ها از یک زبان و یک وطن با وجود اختلافات در زمینه دین و اعتقادات می تونن با هم دوست باشند و صد البته احترام هم رو داشته باشند.
یادمه وبلاگ یک دوستی رو در کانادا می خوندم که حجاب داشت و در توضیح وبلاگش نوشته بود ما مهاجرت کردیم چنانکه در قرآن گفته شده در زمین سیر کنید و الا آخر
جمعی از دوستان ایرانی نوشته بودند ببخشید البته که شما همون عقده ای هائی هستید که ایران رو خراب کردید حالا اینجا رو می خواید خراب کنید برگردید و از این حرف ها
برای من خیلی ناراحت کننده بود که چطور آدم هائی که در کنارشون زندگی می کنیم و هر روز براشون دعا می کنیم یا دست کم آرزوهای خوب براشون داریم اینطوری رفتار می کنند
بنده خدا اون خانم دست آخر توضیح وبلاگش رو برداشت یعنی آدم نتونه با هموطن خودش هم صادق باشه .... خیلی سخته
اکثر ما ایرانی ها درگیر افراط و تفریط هستیم و گاهی به علت لج بازی همه مسائل رو با هم قاطی می کنیم.
من هم از این کامنت ها داشته ام. کسانی که دید منفی نسبت به افراد با حجاب یا دین دار دارند و ... حرف بسیار است
باید همه مون در هر نقطه ی دنیا که هستیم و با هر پست و مقامی که داریم برای ارتقاء فرهنگ و اخلاق در جامعه و کشورمون تلاش کنیم.