| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |












من یک آقایی را که بالای یک ماشین ورجه ورجه می کرد دیدم و به آقای همسر
گفتم این چقدر آشناست، می دونستم رئیس یک قسمتی در شهرداری یا دانشگاه هست
ولی سمتش را یادم نبود تا این که روزنامه ی هفته ی کارناوال را دیدم. در روزنامه ی هفته ی قبل شهر که هر چهارشنبه دم در خانه ها رایگان توزیع می
شود دیدم که عکس مسئولان شهری که در کارناوال شرکت کرده بودند رو گذاشته
بود. ولی باورمان نشد که این آقا که گاهی با دوچرخه در
حال تردد در شهر می بینمش واقعا کاره ای در شهرداری است! خود شهردار هم
لباس یک شوالیه در یک فیلم مشهور رو پوشیده بود. چون روزنامه توسط ارمیا نابود شده من اطلاعات دقیقش را یادم نیست.









