من و همسرم برای ادامه تحصیل اومدیم این کشور و قصد موندن نداریم.
مطالبی که من در اینجا می نویسم دیده ها و شنیده های خودم از زندگی در برش کوچکی از کشوری در قاره سبز است.
من کارشناس مسائل اجتماعی و سیاسی نیستم و این مطالب خاطرات من از شهر کوچکی است که در آن زندگی می کنیم.
خانواده ی نفره ی ما در فروردین 95 به ایران بازگشت .
ارمیا متولد فروردین93 و داداشش متولد دی94هست
اگر سوالی دارید به آدرس nasrin_v2013@yahoo.com ای میل بزنید. اگر حداکثر تا یک هفته پاسخی دریافت نکردید مجددا ایمیل بزنید!
-----------------------------------------------
کامنت های تبلیغی و غیر مرتبط با پست حذف خواهد شد.
ادامه...
سال نوی همه ی دوستان به خیر و شادی. امیدوارم برای همگی تون سالی لبریز از سلامتی و آرامش باشد. در عیددیدنی ها و مهمانی های خانوادگی تان یاد ما دور از وطنان هم باشید. ما هم شب سال نو در منزل فرنوش به صرف سبزی پلو و ماهی خوشمزه دست پخت آندریاس که از روی کتاب آشپزی با دقت و رعایت نکات لازم پخته بود سپری کردیم. ولی دیگه برای سال تحویل آمدیم خانه. هر چند که ارمیا تا صبح برایمان گریه کرد و سالی که نکوست از روز اولش پیداست رو با صدای بلند تفهیم مان نمود ولی خب ما هنوز به تحولات امسال امیدواریم. برای چهارشنبه سوری دوستان ایرانی به یکی از تپه های اطراف شهر رفتند ولی چون زمانش به شب می خورد و ما برای پیش گیری از بهانه گیری ارمیا در شب، همراه شان نرفتیم. سرگرمی جدید ارمیا اشاره کردن به اشیاء و آدم هاست وقتی که در کالسکه اش در خیابان ها تماشاگر است. همین طوری که داریم در خیابان می رویم با دست های نیمه مشت کرده به یکی اشاره می کند و یک "اوم" هم می گوید و بعد هم برمی گردد به من نگاه می کند تا مطمئن شود من هم دیده ام! بیچاره رهگذر که متعجب می ماند به چه منظور مورد اشارت و لطف ایشان قرار گرفته! هنوز علت انتخاب این آدم های خوشبخت از نظر ارمیا بر ما نامعلوم است و هیچ وجه اشتراکی از نظر سن و یا ظاهر در این افراد یافت نشده!! باشد که در آینده تحقیقات ما به نتیجه برسد. چند روز قبل که در کنار یک فروشگاه منتظر دوستم بودم ارمیا به همان سبک خودش به پیرمرد سپیدموی سپیدپوشی اشاره کرد. آن پیرمرد هم که دو قدم با کالسکه فاصله داشت جلو آدم و به نشانه ی دست دادن دست های ارمیا را گرفت و بعد هم سکه ای در دست هایش گذاشت. منٍ متعجب هم که نمی دانستم چه بگویم فقط تشکر کردم و سریع سکه را که در دو سانتی دهان ارمیا بود گرفتم. از فرنوش شنیدم که مرد آوازخوانی که با صدای بلند و گیرایش به همراه تار محترمش گاهی در میدان شهر می خواند را فریادزنان و معترض مشاهده کرده. این جوان آوازخوان که بسیار شیک پوش است و لیوان قهوه اش همیشه در کنارش است و گاهی با رهگذران گپ می زند و به کسانی که ایستاده و به صدایش گوش می دهند لبخند می زند و به نظر می رسد این کار را نه به عنوان کسب درآمد بلکه به عنوان تفریح انجام می دهد. معمولا در میدان شهر در طول هفته دو یا سه گروه و یا فرد آواز خوان و موسیقی نواز مشاهده می شود. مثلا گروهی خانوادگی با وسایل دست ساز می نوازند و می خوانند و یا انفرادی برنامه اجرا می کنند. خلاصه این مرد جوان با صدای بلند داد می زده و هوار و اعتراض که چرا شهرداری مرا 5000 یورو جریمه کرده! شهرداری بهش گفته تو باید برای حضور و آوازخوانی ات مالیات می پرداختی و چون نپرداختی حالا باید با جریمه اش یکجا به حساب بریزی!! چند روز بعد که فرنوش از همان مسیر عبور می کند مرد جوان آوازخوان را می بیند که دوباره مشغول خواندن و نواختن است و روی کاغذی در کنارش از فرد خیری که بدهی اش را پرداخته بود تشکر کرده با این اتفاقات نمی دونم گداهایی که در گوشه و کنار میدان با سگ و یا بدون سگ نشسته و دستشان را به سوی رهگذران دراز کرده اند هم مالیات می دهند یا خیر!!؟ این سری عکس ها هم از تبلیغات شرکت TCM برای تزئینات و تدارکات عید پاک(Ostern) هست. اینها وسایل تزئینی سفره و خانه با علائم و نمادهای عید پاک که همان آغاز بهار است می باشد. در اینجا بهار غیر از رویش طبیعت و شکفتن گل ها و جوانه زدن درختان با سمبل های حیوانی مرغ و خرگوش و پروانه و تخم مرغ شناخته می شود.
بسامه
یکشنبه 2 فروردینماه سال 1394 ساعت 10:34 ب.ظ
عایا بگم که دارم برای این ارمیا کوچولو که یه ساله میشه غش می کنم؟ عایا بگم که دلم براش ضعففففففففففف میره؟ عایا بگم که می خوام از همینجا اون لپاشو با همون دست مشت شده اش بچلونم حسابییییییییییییییییییییییییییییی؟ بگم یا نگم؟ بگم یا نگم؟ بگم یا نگم؟
این تبلیغات رو نسبت به پارسال بیشتر پسندیدم..
راستی اون خانومه با دخترش رو می بینی؟ میبینی کنار چشمم چروک داره ولی نه روتوش شده نه اصلا ناراحته؟ ایران بود انقدر روش مصنوعی کار می کردن که حال ادم بد می شد.. چقدر خوبه گاهی بزاریم پوست روال طبیعی خودش رو طی کنه..
خوش به حال ارمیا که یک دوست ندیده اینقدر بهش محبت داره.کاش یکی اینجا پیدا می شد یک دهم این محبت رو بهش داشت و کمک کار من بود.عجب دقتی داری دختر.کلا همیشه بیا تصاویر رو تحلیل کن .
درود.
عید نوروز باستان و سال جدید به شما تبریک عرض میکنم .
امیدوارم سالی سرشار از شادی توآم با موفقیت داشته باشید.
نوش جان .اسم ماهی چیز بود .
ما هم همینطور سبزی پلو با ماهی خوردیم .
میتونی از خود گدایان سوال کنی ببینی مالیات میدن یا خیر؟
آپم بیا بخوان .
ایام ب کام.
ان شالله برای شما هم سال خوبی باشد. راستش من یادم رفت اسم ماهی رو بپرسم. نمی دونم میشه با یک گدا حرف زد و بهش پول نداد یا نه!!
فهیمه جون
دوشنبه 3 فروردینماه سال 1394 ساعت 07:52 ق.ظ
[ بدون نام ]
دوشنبه 3 فروردینماه سال 1394 ساعت 02:49 ب.ظ
سلام آبجی! سال نوت مبارک! انشالا پر از خیر و برکت برای شما و آقای همسر و ارمیا کوچولو باشه!
سلااااااااااام آباجی خودم. سال نوی شما هم مبارک.
زینب سادات
سهشنبه 4 فروردینماه سال 1394 ساعت 07:40 ب.ظ
عید تو مبارک باشه
سال خوبی رو کنار عزیزانتان داشته باشید
ممنونم ک همیشه قشنگ مینویسید
ارمیا را ببوس سفت
یک ایرانی هست و خون گرم
دوست دارد با همه دوست شود
عزیزم ماشالله
ممنون از تبریک عیدت خانومی. ان شالله سال جدید لبریز از شادی و سلامتی باشه ارمیا فعلا از دست پدر و مادر تکراریش خسته شده دنبال آدم جدید می گرده!!
عززززیزم ارمیاماشاالله بهش
الان مانزدیک یه نی نی کوچولوهستیم ومن کلی بغلش میکنمممممم
بغل من میخوابه جیگر:))
یعنی مرده همینجوری میخونه ؟
چّ تخم مرغ ها وایده های بامزه ای
ممنون خانومی خوش به حال مامان اون نی نی که یک دختر مهربون نزدیکش هست. اون مردکه فعلا که میاد و اوازش رو می خونه شما که خودت صاحب سبکی خانومی
مریم
دوشنبه 10 فروردینماه سال 1394 ساعت 08:14 ق.ظ
من میدونم ارمیا داره تو آدما دنبال خاله مریم مهربونش میگرده دلش برای من تنگ شده این تزئینات خوشگل رو ما هم میتونیم تو خونه درست کنیم، ولی هوا بهاریه، حس کار نیس! مجبوری بخری! مجبوووووری!
بله با هم دنبال خاله مریم مهربون می گردیم ولی پیداش نمی کنیم ها؟ هوای بهاری که باید حس کار داشته باشه
مامان
دوشنبه 10 فروردینماه سال 1394 ساعت 10:21 ق.ظ
عزیزدلم ارمیا بچمون چقدر همه رو دوست داره مثل مامانش با محبته
معلومه مالیاتهای سنگینی می گیرن بیخود نیست به کشورشون میرسن
در این که مثل من هست یا نه شک دارم ولی همین که غریبی نمی کند غنیمت است. کشورشون با مالیات مردم می چرخه
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
عایا بگم که دارم برای این ارمیا کوچولو که یه ساله میشه غش می کنم؟ عایا بگم که دلم براش ضعففففففففففف میره؟ عایا بگم که می خوام از همینجا اون لپاشو با همون دست مشت شده اش بچلونم حسابییییییییییییییییییییییییییییی؟ بگم یا نگم؟ بگم یا نگم؟ بگم یا نگم؟
این تبلیغات رو نسبت به پارسال بیشتر پسندیدم..
راستی اون خانومه با دخترش رو می بینی؟ میبینی کنار چشمم چروک داره ولی نه روتوش شده نه اصلا ناراحته؟ ایران بود انقدر روش مصنوعی کار می کردن که حال ادم بد می شد.. چقدر خوبه گاهی بزاریم پوست روال طبیعی خودش رو طی کنه..
خوش به حال ارمیا که یک دوست ندیده اینقدر بهش محبت داره.کاش یکی اینجا پیدا می شد یک دهم این محبت رو بهش داشت و کمک کار من بود.عجب دقتی داری دختر.کلا همیشه بیا تصاویر رو تحلیل کن .
درود.
عید نوروز باستان و سال جدید به شما تبریک عرض میکنم .
امیدوارم سالی سرشار از شادی توآم با موفقیت داشته باشید.
نوش جان .اسم ماهی چیز بود .
ما هم همینطور سبزی پلو با ماهی خوردیم .
میتونی از خود گدایان سوال کنی ببینی مالیات میدن یا خیر؟
آپم بیا بخوان .
ایام ب کام.
ان شالله برای شما هم سال خوبی باشد.
راستش من یادم رفت اسم ماهی رو بپرسم.
نمی دونم میشه با یک گدا حرف زد و بهش پول نداد یا نه!!
دست دست.چقدر ایده
پس شما هم رفتی تو کار استفاده از این ایده ها
درود
نوروز خجسته باد
سلام
ممنون.برای شما هم همین طور
سلام آبجی! سال نوت مبارک! انشالا پر از خیر و برکت برای شما و آقای همسر و ارمیا کوچولو باشه!
سلااااااااااام آباجی خودم.
سال نوی شما هم مبارک.
عید تو مبارک باشه
سال خوبی رو کنار عزیزانتان داشته باشید
ممنونم ک همیشه قشنگ مینویسید
ارمیا را ببوس سفت
یک ایرانی هست و خون گرم
دوست دارد با همه دوست شود
عزیزم ماشالله
ممنون از تبریک عیدت خانومی.
ان شالله سال جدید لبریز از شادی و سلامتی باشه
ارمیا فعلا از دست پدر و مادر تکراریش خسته شده دنبال آدم جدید می گرده!!
سلام لیلی جان!
سال نوی پر از مهر و پاکی و سلامتی و شادکامی و موفقیت و لحظه های ناب برات آرزو میکنم...
سلام خانومی
ان شالله برای شما هم لبریز از سلامتی و شادی و رسیدن به آرزوها و خواسته ها باشد
عززززیزم ارمیا
ماشاالله بهش
الان مانزدیک یه نی نی کوچولوهستیم ومن کلی بغلش میکنمممممم
بغل من میخوابه جیگر:))
یعنی مرده همینجوری میخونه ؟
چّ تخم مرغ ها وایده های بامزه ای
ممنون خانومی
خوش به حال مامان اون نی نی که یک دختر مهربون نزدیکش هست.
اون مردکه فعلا که میاد و اوازش رو می خونه
شما که خودت صاحب سبکی خانومی
من میدونم ارمیا داره تو آدما دنبال خاله مریم مهربونش میگرده
دلش برای من تنگ شده
مجبوری بخری! مجبوووووری!
این تزئینات خوشگل رو ما هم میتونیم تو خونه درست کنیم، ولی هوا بهاریه، حس کار نیس!
بله با هم دنبال خاله مریم مهربون می گردیم ولی پیداش نمی کنیم
ها؟ هوای بهاری که باید حس کار داشته باشه
عزیزدلم ارمیا بچمون چقدر همه رو دوست داره مثل مامانش با محبته
معلومه مالیاتهای سنگینی می گیرن بیخود نیست به کشورشون میرسن
در این که مثل من هست یا نه شک دارم ولی همین که غریبی نمی کند غنیمت است.
کشورشون با مالیات مردم می چرخه