زندگی پر از خاطره است...

زندگی پر از خاطره است...

خاطرات زندگی من در آلمان
زندگی پر از خاطره است...

زندگی پر از خاطره است...

خاطرات زندگی من در آلمان

سفرنامه برلین- قسمت آخر!

می بینم که چند روز تعطیلی هست و همه از گرمای شهر گریزان و به باغ و بوستان ها پناه برده اند. امیدوارم که یه کم از هوای خنک اینجا به اون طرف ها هم برسه.

امروز هوا بسی سرد شد. دیشب تا صبح بارون اومد و صبح هم هوا خنک بود. گویا 12 درجه شده دوباره. به قول آقای همسر سهمیه زمستانمان تکمیل نشده و این از سهمیه فصل قبل است که گاهی ارسال می شود.

مدرسه ها دوهفته ای تعطیل هست و خوشبختانه دوبچه پرسروصدای مجتمع به مسافرت رفته اند و من از صمیم قلب آرزو می کنم که بهشون خوش بگذره و تا آخر تعطیلی ها در ایتالیا بمانند

این چند عکس از فضای شهری برلین





به سقف شیشه ای راه پله توجه بفرمائید البته به اجازه جناب مجسمه نگهبان 


یک کافه در فضای پیاده رو


این هم اتوبوس های توریستی که در اکثر شهرهای اروپا هست. وقتی آب و هوا خوبه سقف اتوبوس رو جمع می کنند تا مسافرها فضا رو کامل درک کنند!


این اتوبوس ها فکر کنم مربوط به سفر بین شهری توریست ها باشه

راهنما هم اول اتوبوس ایستاده و احتمالا داره توضیح میده


برلین هم مثل اکثر شهرهای آلمان رودخانه دارد و البته یکی و دوتا هم نیست


این هم یک مدل صندوق پست(تزئینی هم نیست و عمر مفید داره هنوز)


این هم یک عکس هنری از آقای همسر که در تصویر هم یک نمونه چراغ روشنائی خیابان دیده می شود و هم یکی از نمادهای شهر برلین



این خیابون هم جالبه

این قسمت که در وسط تصویره پیاده رو هست. سمت راست و چپ پیاده رو هم مسیر رفت و برگشت دوچرخه است. بعد از پیاده رو هم(سمت راست) مسیر رفت خیابون می باشد و بعد از شمشادها و دوباره همین طرح برای مسیر برگشت خیابون وجود داره. یعنی ببینید چقدر این خیابون عریضه.

این هم پیاده رو از نزدیک


ایشون هم از قافله باغ وحش جاموندن و اصرار داشتن که تصویرشون رو همه ببینن(این عکس رو از سایت باغ وحش برلین برداشتم)



از اینجا می تونید تاریخچه دیوار برلین رو بخونید.(منبع ویکی پدیا)

سفرنامه برلین2

خب ادامه سفرنامه جناب آقای برلین بین رو براتون می ذارم.باغ وحش و شهربازی برلین معروفه



 

این در ورودیه. البته یکی از درهای ورودی. گویا این باغ وحش که به صورت پارک می باشد بسیار بزرگ هست. این در رو به سبک ورودی های چینی ساختن

بقیه باغ وحش رو باید بلیط گرفت و رفت دید! نمیشه که هرکی رد میشه دزدکی نگاه کنه که پس بلیط برای چی می فروشن؟؟ فقط همین یک نمونه عکس گرفته شده



کاملا مشخصه که این شترهای بی کوهان در چه محیطی زندگی می کنند. و اصلا حس باغ وحش و دوری و غربت و مشکلات فرهنگی و اینها ندارن.

حالا ناراحت نشین بیرون باغ وحش هم دیوارهاش قشنگه . میشه تصور کرد که توش چه حیووون های دیگه ای زندگی می کنن



همون طور که معلومه این آجرها رو اول کارگذاشتن و بعد به صورت حیوون تراش دادن. فکر کنم کار سختی باشه.



خب این هم عکس سردر بخش خزندگان


این نیمه دایناسور رو گذاشتن که بگن اگر بلیط ندین می فرستیمتون اتاق تمساح ها

خب دیگه این یکی از دیوارهای باغ وحش بود بقیه اش رو باید در سفر بعد دید

برلین شهری با بیش از سه و نیم میلیون جمعیته(در سال 2007) و پر از پارک و رودخونه است. و البته مثل همه شهرهای اروپایی پر از مجسمه. از نظر من که همشون یک جور هستن.(احتمالا اونها هم که میان ایران براشون همه مجسمه های ما مثل فردوسی و حافظ و .. یک نفر هستند در سنین مختلف!)



 و این هم یک مجسمه تکی


حالا یک زبان دان می خوایم بره بخونه ببینه زیر این مجسمه ها چی نوشته؟ این ها شاعری، نویسنده ای، مخترعی ،.. کسی هستند یحتمل

چند خطی هم از ویکی پدیا درباره شهر برلین:


برلین (به آلمانی: Berlinپایتخت کشور آلمان و بزرگ‌ترین شهر هم از لحاظ جمعیت و هم از لحاظ مساحت در این کشور است و در کل اتحادیه اروپا مقام دوم را دارد. مساحت آن ۸۹۹ کیلومتر مربع است برلین همچنین یک شهر ایالتی است، یعنی یکی از ایالت‌های شانزده‌گانه آلمان نیز به شمار می‌آید. برلین، بزرگ‌ترین و از نظر تاریخی مهم‌ترین ایالت آلمان است. جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی این شهر در حال حاضر، آن را به یکی از مهم‌ترین مراکز جلب گردشگر تبدیل کرده‌است.برلین به عنوان یکی از مراکز فرهنگی جهان در زمان‌های مختلف نقش مهمی بازی کرده‌است: در قرن ۱۸، به عنوان پایتخت پروس، قلب روشنگری بود. در «دههٔ طلایی سال‌های بیست»، در این شهر بزرگ جشن‌های بی‌شماری برپا شد. امروز نیز برلین، یکی از شهرهای مهم اروپاست که هنوز نگاه‌ها را به خود جلب می‌کند.

برلین به خاطر وجور دیوار معروف برلین که در سال های 1949 تا 1989 این شهر رو به دو قسمت تقسیم کرده بود شهرت داره. به خاطر وجود این دیوار هنوز تفاوت رو بین قسمت شرقی و غربی می توان مشاهده کرد.

سفرنامه برلین1

امروز دوشنبه اینجا به مناسبت pfingstmontag تعطیل بود و  این همسایه های ما هم دلی از عزا درآوردن. از صبح همه توی تراس بودن و صدای حرف زدنشون میومد. هم ظهر و هم شب هم کباب و جوجه درست می کردن و بوش میومد، خوبه که سوسیس ها رو ما هوس نمی کردیم حمام آفتاب گرفته بودن و لباس هاشون رو پهن کرده بودن و بچه هاشون بازی می کردند و خلاصه همش بیرون بودن.حالا یکبار مفصل می نویسم در مورد همسایه هامون. من کلی عکس و مطلب دارم که گاهی نمی دونم کدوم رو حالا بنویسم.برای خوندن راجع به  عید پنجاهه اینجا رو کلیک کنید.
این مراسم پنجاهمین روز عروج حضرت عیسی(ع) به آسمان هست.
این دفعه می خوام سفرنامه برلین رو بنویسم.شنبه آقای همسر برای کار اداری رفته بود سفارت ایران در آلمان، که مکانش همون شهر برلین پایتخت می باشد. از اینجا با ماشین تا پایتخت 4 ساعت راهه. نتیجه سفر یک روزه شون به برلین رو با عکس برای ما(من و شما که نرفته بودیم و خونه مونده بودیم!!) تعریف کردن که من هم برای شما بازگو می کنم.
اول این کلیسای شکسته رو ببینید


اگر کلیسا رو دیدین؟؟
کلیسا اون ساختمون بلنده است. که در حال مرمت می باشد. اون شیشه ها رو برای مرمت دور برج کشیدن. در نگاه اول آدم فکر می کنه که یه ساختمون شیشه ای است ولی در اصل برای مرمت دورش شیشه کشیدن تا منظره شهر زشت نشه.
ماجرای این کلیسا اینه که برلین در زمان جنگ توسط متفقین بمباران شده و کاملا نابود شده. این شهر رو بازسازی کردند و برج این کلیسا رو به همون صورت نیمه ویران نگه داشتند تا مردم شهر نگاهشون بهش بخوره و یادشون بیاد که چه بلایی سر بشریت آوردن!! یا به توریست ها بگن ما از کتک خوردن نمی ترسیم ممکنه باز هم هوس کشورگشایی به سرمون بزنه .یا شاید هم می خوان بگن ببینید ما کشورمون رو از کجا به اینجا رسوندیم و یا ...(اگر منظور غیراز این نداشته باشن)
این عکس رو من از اینترنت گرفتم. توی این عکس کلیسای مخروبه در بین ساختمان های مدرن اطرافش به راحتی قابل تشخیص است.


حالا این شهری که زمان جنگ نابود شده و الان 60 سال حدودا از پایان جنگ و محاکمه سران نازی گذشته دیدن داره، یعنی اصلا نقطه ای در شهر نیست که آثار جنگ داشته باشه.یعنی نشون بده این شهر زمانی با خاک یکسان شده.
این هم نمای شبش
این هم عکس یک آب نمای شهر

دورتا دور این آب نما پر از مجسمه های ریز ودرشته.



به نورپردازی مجسمه ها و آب نما توجه کنید

یک سری آب رو از پله ها به سمت پائین هدایت کردن و یک طرف دیگه با آب راهه باریک و نقش های ریز طرح مارپیچ ایجاد کردند.


چون عکس مارپیچ و پله هاش خیلی خوب نبود من نذاشتم. اگر کسی خواست می تونم عکس ها رو با کیفیت بالا براش بفرستم. برلین شهر بزرگیه با کلی فضای تجاری و مسکونی و جمعیت زیاد. مثل اینجا نیست که ساعت 8 همه بدون برن خونه هاشون، رستوران ها و غذاخوری هاش تا دیروقت بازه و مردم در جنب و جوش هستن. مهم تر این که مغازه و مدرسه ایرانی داره چون جمعیت فارسی زبانش زیاده.
ادامه دارد...