| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
_ ارمیا می پرسه اول و آخر دنیا کجاست؟منظورش از دنیا کره ی زمین هست. میگم مثلا کشور ژاپن و آرژانتین! برای چی می پرسی؟ _میگه اگه از ایران به ژاپن زنگ بزنیم از سمت کوتاه تر یا طولانی تر به اونجا وصل میشیم!!؟ حالا چطوری مفهوم امواج مغناطیسی و الکتریکی و اینها رو توضیح بدم؟
_ارمیا می پرسه مامان به نظرت دونه های خاک بیشتره یا برگ های درختان؟
ایلیا میگه به نظرم نی اختراع جالبی هست چون آب رو میاره بالا و بعد همان طور که داره با نی توی لیوان آبش حباب درست می کنه می پرسه:آب چطوری توی نِی میاد بالا؟؟
- روش جدید بازی سنگ،کاغذ،قیچی به روش برادران
پشت سرشون قیچی و سنگ و کاغذ واقعی میذارن و بعد اسم هر کدومو که میگن خودش رو از پشت سرشون میارن. مثلا وقتی کاغذ و سنگ درمیاد ،کاغذ رو دور سنگ می پیچن تا کاغذ مچاله بشه. و یا قیچی رو میارن و کاغذ رو می برّند. بازی تا ریزریزشدن کامل کاغذ ادامه دارد
- توی ماشین که نشسته ایم ارمیا می پرسه اگه ذره بین دست بگیریم و تو خیابون راه بریم کرونا رو می بینیم؟ میگم نه ،خیلی ریزن باید با میکروسکوپ ببینیم. می پرسه چی رو باید زیر میکروسکوپ بذاریم تا کرونا رو ببینیم؟؟
-توجه داداشی ها رو به تغییرات اندازه ی ماه جلب می کنم که ببینید توی تابستان ماه چقدر بزرگ پیداست،ایلیا می پرسه وقتی ماه کوچیک میشه آدم های روی ماه هم کوچیک میشن؟؟ ارمیا میگه مامان قبلا گفته که توی ماه کسی زندگی نمی کنه. ایلیا می گه پس توش چیه؟میگم خاک و سنگ و کوه. میگه پس به چه درد می خوره؟؟
-ارمیا همان طور که به ساعت خیره شده می پرسه اگه شب قبل از خواب جلوی عقربه ها میخ بکوبیم چی میشه؟میگم همون جا عقربه ها متوقف میشن و نمی تونن برو جلوتر. می پرسه اگه صبح بیدار بشیم و میخ رو برداریم میرن سرجایی که باید باشند؟؟
ایلیا هنوز به روزشمار انتخابات جدا اعتقاد داره که مامانش رئیس جمهور میشه و میان می برنش!