خب ما الان زنده هستیم (از آتش بازی دیشب)و از همین جا سال نوی میلادی را به تمام آنهایی که از این تقویم استفاده می کنند تبریک میگم.
دیشب ما ساعت 11:30 در مرکز شهر بودیم، هر چند از غروب سر و صدای آتش بازی و ترقه پراکنی به گوش می رسید! تو خیابان های مرکز شهر ،مردم دسته دسته راه می رفتند و می خندیدند.اینقدر جمعیت بود که فکر می کردی کل مردم شهر امشب اومدن توی خیابان. امسال شقایق و کیارش مهمان سال نوی خونه دوست آلمانی شان بودند و نتوانستند با ما بیایند. در دستان همه رهگذران بطری های م/ش/روب بود! رسم است که قبل(شاید هم بعد!) از سال نو باید به سلامتی یکدیگر بنوشند. برای همین ملت مجهز آمده بودند. ما هم مثل دو تا بچه خوب تو جیب هامون آجیل(همه جای دنیا ایرانی به آجیلش شناخته میشه


) ریخته بودیم و رفته بودیم تماشا، یک مزیت خیلی خوب آجیل خوری در امشب داره و اون هم اینه که می تونی پوسته هاش رو بریزی روی زمین.
برای نوشیدن هم باید بطری م/ش/روب را تکان بدهند و یک دفعه درش را باز کنند تا کفش روی زمین بریزه!(مثل نوشابه وقتی تکان می دهی) همراه خودشان گیلاس هم برای نوشیدن آورده بودند!!

کنار پل قدیمی منتظر شروع سال نو بودیم. از همه طرف صدای ترقه و خنده می آمد. دی/سکوها و مغازه های نوشیدنی فروشی فعال بود. چند تا مغازه نوشیدنی توی میدون شهر بود که با صدای بلند آهنگ گذاشته بودند و ملت شادمان می نوشیدند و حرکات شادمانه!! دسته جمعی اجرا می نمودند. ما طبق تجربه پارسال نزدیک پل کنار ویترین روشن یک کلاه فروشی ایستاده بودیم. کنار ما چند جوان مشغول سیگار کشیدن و صحبت بودند(به زبان انگلیسی) یکی از پسرها برگشت به ما گفت سلام من مایک هستم. شما چیزی نمی نوشید؟ و بعد خودش جواب داد بله شما مسلمان هستید(چشم بسته غیب گفت! خب من محجبه توی اون شلوغی کاملا مشخص بودم) و بعد خودش توضیح داد که من به خدا اعتقاد دارم ولی هیچ دینی ندارم. ما هم سال خوبی را برایش آرزو کردیم

کلا خیلی شلوغ پلوغ و پر سر و صدا بود. مردم هم اکثرا لباس های مهمونی پوشیده بودند. یعنی توی اون سرما یک ساق شلواری نازک با پیراهن پوشیده بودند.

معمولا هم دسته جمعی و چندتایی حرکت می کردند. مثلا خانوادگی یا جمع دوستانه. گاهی هم از این نارنجک های پر سرو صدا منفجر می کردند. البته نارنجک ها رو می انداختند وسط خیابان نه زیر پای مردم.
ساعت 12 همه با هم فشفشه ها و ترقه هاشون رو پرتاب کردند. یک سروصدا و دودی شده بود که چشم چشم رو نمی دید. مثل میدان جنگ. همه هم دست زدند. اینها هم مثل ما اعتقاد دارند که لحظه تحویل سال(همون ساعت 12 شب) هر کاری بکنی تا آخر سال همون کار رو ادامه می دی.

بعد هم همدیگر رو بوسیدند. کنار ما یک خانواده ایستاده بودند که دخترشون (هم سن من بود) پریده بود و مامان و باباش رو می بوسید. خوشبختانه ما خیلی وسط ماجرا نبودیم چون گاهی هرکس بغل دستی اش را (هرکس که باشد) می بوسد

تا ساعت 1:30 توی خیابان چرخیدیم. توی هر خیابان عده ای مشغول آتش بازی بودند. و همه شیشه های نوشیدنی شون دستشان بود. بعضی ها هم مثلا توی محله خودشان جمع شده بودند و کنار هم مراسم رو برگزار می کردند. مخصوصا اونها که بچه دارند به علت شلوغی و بی قانونی امشب خیلی مایل نیستند که بچه ها توی جاهای شلوغ باشند. کلا دیشب قانون رو بوسیده بودند و کنار گذاشته بودند: همه از چراغ قرمز رد می شدند و آشغال هایشان را روی زمین می ریختند و در خیابان می نوشیدند. ما که آمدیم خونه ملت هنوز توی خیابان بودند. امشب شبی است که تا صبح دی/س/کو ها فعال است و جوان ها خواب ندارند. در راه برگشت توی خیابان پر از آشغال بود. شیشه شکسته، جعبه های خالی، پوکه های ترقه، ربان های رنگی، آسفالت خیابان اصلا پیدا نبود

توی خیابان خودمان چند تا خانواده را دیدیم که با بچه هایشان داشتند فشفشه هوا می کردند. سر کوچه یک پسربچه با پدرش بازی می کرد. چند قدمی آنها بودیم که یک نارنجکی را وسط کوچه انداختند، ما مانده بودیم که الان باید کدوم طرف پناه بگیریم، چون یکی دیگه هم سمت چپ ما انداخته بودند. پدر هم گوشش رو گرفته بود و داد می زد وای چه صدایی

بعد که سرگشتگی ما را دید خندید و گفت این مال بچه هاست و خطری ندارد. و نارنجک هم فقط نور داشت یه چیزی مثل فشفشه های تولد بود. بعد هم دستی به کمر آقای همسر زد و سال نو را تبریک گفت

به خانه که رسیدیم تلویزیون را روشن کردیم. اکثر شبکه ها جشن های سال نو را نشان می داد. برنامه هایی داخل سالن های بزرگ سربسته یا سرباز و اکثرا هم چند خواننده داشتند می خواندند و حضار هم دست می زدند و بالاو پائین می پریدند.

شقایق به من گفت که دوست ایتالیایی اش بهش گفته که ما رسم داریم شب سال نو یا روز اول سال نو غذایی با عدس می خوریم، چون اعتقاد داریم ثروت می آورد. خلاصه شقایق به ما سفارش کرده غذایی با عدس بپزیم، ولی من بهش گفتم برای اینکه اثرش بیشتر باشه باید عدس رو خام خورد

کلا بنده در حال تغییر رسوم هستم


کلا در کشورهای غربی سال نو را در خیابان جشن می گیرند و معمولا هم خود شهروندان در آتش بازی نقش دارند. چون هوا تاریک بود و کیفیت عکس های موبایل هم بالا نیست من از عکس های اینترنتی استفاده کردم.
این هم عکس هایی از آتش بازی شهرهای مختلف آلمان



برلین

برج های دوقلوی مالزی

مونیخ

برلین
برای دیدن عکس های بیشتر می توانید
اینجا را نگاه کنید. چند تا فیلم کوتاه آتش بازی هم هست اگر خواستید می توانید دانلود کنید.
این
فایل را خودم ضبط کردم. ببینید چقدر سر و صداست.
این
فایل هم آتش بازی امسال از شهر سیدنی استرالیاست. استرالیا اولین کشوری است که سال نو را جشن می گیرد.(روز از آنجا آغاز می شود)
این هم یک فیلم از آلمان