| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
-در خیابان با دیدن تابلویی یاد روز ۲۹ اسفند می افتند و ارمیا از بابا می پرسد می دانی ۲۹ اسفند چه روزی است؟ دو برادر کمی کلمه ها را جابه جا می کنند تا بین "روز ملی شدن صنعت نفت" و "روز صنعت ملی شدن نفت" انتخاب کنند. و بعد که اعلام کردند ایلیا از بابا می پرسه حالا اینی که گفتیم یعنی چه؟؟
-ایلیا می گه می خوام برم پیش خدا.می پرسم چرا؟؟ می گه می خوام دایناسورها رو ببینم! میگم دایناسورها تبدیل به نفت شدن میگه مگه قرار نیست همه آخرش برن پیش خدا؟؟!!
-ایلیا می پرسه مورچه ها زمان دایناسورها بودن؟ میگم احتمالا آره.می گه پس وقتی روی دایناسورها راه می رفتن اونها غلغلکشون می اومده؟؟
- ایلیا می پرسه همه چیزها اخرش به خدا ربط داره؟؟ مثال از شیر گاو می زنه و علف و رویش گیاه و ... بعد میگه حتی پنجره هم به خدا ربط داره چون تو فکر ادم ها بوده و آدم ها رو خدا درست کرده.
ارمیا سی دی رو توی اتاق دیده و محو رنگین کمان روش شده.می پرسه این رنگ ها به خاطر فیلم های توش هست؟؟ cd از چه جنسی هست؟ چطوری اطلاعات توش قرار می گیره؟ اینها نسلی هستند که نوار کاست و تولد ویندوز و موبایل رو ندیدند و از دوران موبایل لمسی و تلفن بی سیم و آیفون تصویری شروع کردند.
_ ایلیا می پرسه اگه خدا پدر و مادر داشت تاریخ تولدش تو تقویم می اومد؟؟(در این زمینه باید تو هند به دنیا می اومد تنوع خداش بیشتر می بود.)
- ارمیا مقابل تقویم ایستاده و می گه امروز سوم اسفند روز کودتای ... هست. خب کودتا یعنی چه؟؟؟ از جمله کلماتی توی تقویم که توضیحش سخته همین قیام و کودتاست و البته بازگشت شکوهمندانه! ارمیا پرسیده بود هر کس از ایران بره وقتی برگرده بازگشتش شکوهمندانه است!!!
در اقدامی نمادین به پیشنهاد ارمیا ما روز اول اسفند تو خونه اسپند دود کردیم.
خدا رو شکر سال به آخر رسیده و درس تقویم تکمیل شد و سوالات سخت ما تموم شد
-ارمیا همون طور که یک برگه کاهو از تو سبد برمی داره می پرسه:چرا برگ های کاهو از بزرگ به کوچیکه؟
-ایلیا میگه هوا ریزتر از آبه چون اصلا پیدا نیست.
-ایلیا میگه پیاز که لایه لایه است آخرش هم یک لایه است؟
-برای داداشی ها توضیح میدم در هلال احمر، کلمه ی احمر یعنی سرخ .ارمیا به داداشش میگه احمر میشه سرخ پس احمق یعنی صورتی.
-ارمیا می پرسه من نقاشی می کشم مدادهام خسته نمی شن؟