| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |
الان شهر سابق مون در آلمان! دمای هوای منفی رو تجربه می کنه و ما داریم وارد بهار میشیم(البته از نظر من ها!). نمی دونم باید خوشحال باشم از این که تو اون سرما نیستم یا ناراحت باشم از این که این گرمای زیرپوستی نشان از تابستان داغ و طولانی دارد.
گاهی که با پسرها سوار بر کالسکه میریم گردش در خیابان های اطراف خانه ، رهگذران مخصوصا خانم های بچه دار توصیه می کنند هوا سرد است بچه ها را بپوشان. ولی به نظر من اصلا هوا سرد نیست و بهاری به نظر میرسه که گاهی در حد دو سه روز سرد میشه. نمی دونم به خاطر زندگی در منطقه ی سردسیر است یا کلا بچه داری باعث شده که جنب و جوشم زیاد بشه و فرصت فکر کردن به سرد بودن با نبودن هوا رو نداشته باشم. پسرها هم همین طورند و اگر زیاد لباس بپوشند عرق می کنند. البته ناگفته نمونه که خانه ی ما از نظر بسیاری از مهمانان مان سرد محسوب می شود ولی ما بر حسب عادت زیادتر لباس می پوشیم و خانه را گرم نمی کنیم. شاید چون قیمت انرزی اینجا کمتر هست اکثرا عادت دارند خانه را گرم می کنند و لباس نازک در خانه می پوشند و می گویند لباس زیاد بپوشیم سخت مان است. همین گرم کردن خانه باعث حساس تر شدن بدن و پائین آمدن مقاومتش در برابر سرما می شود. عادت و تربیت در آینده نگری و مصرف انرزی نقش اصلی رو داره. جاافتادن این موضوع زمان بر هست و متاسفانه اهمیتی بهش داده نمیشه. کاش همه مون از خودمون وبچه هامون شروع کنیم و اهمیت بدیم به ارزشمندهایی که روبه اتمام هستند مثل آب و گاز و عمر.قبل از این که از دست برن باید قدرشون رو دونست.

رودخانه یخ زده شهر




همیشه چند روز بعد از یلدای ما، میلاد مسیح است و برای من یادآور شور و هیجان کریسمس و شمایل های میلاد در شهر و البته تولد برادرجان ارمیا.
خب بعد مدت ها، یلدای ما در کنار خانواده و فامیل و هیجان ارمیا از دیدن فامیل ها در یک جا و انارهای دان کرده .
سبک زندگی در فامیل هنوز بسان قبل است، یعنی در هفته ی قبل ما هر روز هفته مراسم و مهمانی دعوت بودیم از تولد و عروسی . آماده کردن دو تا بچه فسقلی که علاقه به فرار و ثبات در محل فعلی را دارند کار سختی است. از نظر ارمیا در روضه و تولد و مهمانی باید شکلات بدهند و اگر این شی عزیز موجود نباشد کلا اون برنامه رو باید در اسرع وقت ترک کرد و حتی نی نی های دیگه هم جذابیت ندارد. این از معایب زندگی در جمع است که دانسته های آدم افزایش می یابد! و شکلاتی که قبلا برای بازی بود الان به عنوان خوردنی هیجان انگیز دیده می شود. البته خب سن هم موثر است و کشف دنیای ناشناخته ی خوردنی ها. خدا رو شکر هنوز به بقیه نرسیدیم ولی خب باید منتظرش بود. تو مهمونی های ما هم که به سلامتی انواع شیرینی جات و شکلات های مختلف موجود است و در این هوای سرد و شب های طولانی میل آدم به این جور خوردنی ها بیشتر می شود. تو مهمونی ها هم که اکثرا اعتقاد دارند که بچه است و تحرک دارد و نیاز بدنش است و اشکال ندارد حالا چند تا شکلات و شیرینی بخورد غافل از تاثیری که در بچه دارد.
این هم عکس های کریسمس از یکی از دوستان خوبم








من که قبلا از شلغم خوشم نمی اومد و لیموشیرین رو برای مریضی می دونستم چرا این قدر بهشون علاقمند شدم؟؟ یعنی چند سال دوری از این خوردنی ها منو علاقمند کرده؟
الان اکثر دنیا غرق در کریسمس و بازارچه وبابانوئل هستند.





