چند روز قبل که توی شهر گردش می کردیم در راه بازگشت به خانه در مسیر پیاده رویی که حرکت می کردیم رسیدیم به محوطه ی بیرونی بانک که چند مرد در کنار ماشینی مشغول صحبت بودند. وقتی ما رسیدیم یکیشون برگشت به بقیه گفت ببینین kinderwagen (کالسکه ی بچه)نمی تونه رد بشه، سریع جای ماشین رو عوض کنید. متوجه شدیم که ایشون پلیس بودن و در حال تذکر به راننده ی ماشینی که جلوی بانک داشت وسایل خالی می کرد. البته پول نبودها یک سری کاغذ و اینها بود

.از این ماشین هایی که درب کناری کشویی دارند یعنی خود در توی پیاده رو نبود. خلاصه حضور به موقع ما شاهدی شد بر حرف پلیس که به راننده هشدار بده. البته به نظر من که کاملا جای عبور و مرور بود و ماشین تا حدی که امکان داشت به دیوار چسبیده بود!!
تا اونجایی که من دیدم اینجا کسی با پلیس بحث نمی کنه. حتی چند مورد دوچرخه سوار ها رو که خلاف جهت حرکت می کردند و پلیس جلوشون رو گرفته بود و ترمز و لامپ و این چیزها رو هم چک می کرد و جریمه شون می کرد با هم اختلاط می کردن و التماس و حالا این دفعه و شما ببخش و این حرف ها در کار نبود.
عکس های برفی زیر مربوط به هفته ها قبل هست و الان یک هفته است که آفتاب داریم و برف ها کاملا آب شدند.

عکسی از صحنه وقوع جرم!!- اون دوچرخه سواری که داره با موبایل حرف می زنه پلیس هست! اون ماشین سیاه هم همونی که پلیس بهش تذکر داده و داره جاش رو تغییر میده

منظره تراس خونه

میدان ماریا

دوچرخه ی در برف جامانده

مسیر پیاده رو که شهرداری پاک کرده

زمین بازی بچه ها

منظره روی پل




وسیله ی برف روب- اون چوبی هم که بیرون زده مال پارو هست-

نمای پشت درخت کریسمس کلیسای سنت مارتین در مرکز شهر است

درخت کریسمس خیریه- هر گوی رنگی (فکر کنم) یک یورو قیمتش بود که هر کس می خواست می خرید و خودش به درخت می آویخت. پولش صرف خیریه می شد