من هم گفتم روی سرش گذاشتیم تا خوب توی کله اش فرو بره! پیرمردها و پیرزنان و افراد دیگری بین جمعیتی که ایستاده بود به تماشا و یا عکس می گرفت می چرخیدند و با آدم ها حرف می زدند. یک سری بچه هم اون اطراف می چرخیدند و بازی می کردند.





(داشت برایم درباره رنگ مدفوع نوزاد و مراحل تبدیل رنگ اون توضیح می داد
) یک سری اطلاعاتش برایم تازگی داشت. مثلا می گفت که دستهای نوزادان تا مدتی سرد است چون تجمع خون در ناحیه گوارشی است. و یا در هفته دوم و یا سوم صورت نوزادان جوش می زند به علت تاثیر هورمون ها. می گفت نوزادان حدودا پایان هر هفته مثلا هفته اول و یا هفته دوم به ناگهان رشد بیشتری می کنند و این باعث می شود که گرسنه تر شده وبیشتر گریه و بی تابی کنند. یا وقتی نوزادان رشد می کنند تاثیرش اول در بزرگ شدن شکم و تپل شدن چهره و رشد انگشتان دست مشخص می شود.
وکلی تعریف کرد که خواهرشوهرش هم غذاها را یاد گرفته و چقدر تنوع غذایی شان زیاد است و ... خوشحال شدم که پس زمینه ذهنی خوبی از ایرانیان دارد اون وقت من اگر سوالی چیزی ازش بپرسم فکر نمی کند کشوری عقب افتاده و بدون تکنولوژی و با کمترین امکانات بهداشتی داریم.
) در صفحه اول این دفترچه مشخصات baby هنگام تولد نوشته شده مثلا وضعیت تنفس نوزاد و یا وضعیت ظاهری جسمانی و یا وضعیت مادر هنگام تولد نوزاد و ... برای تست غربال گری بدو تولد هم پرسیدم که توی دفترچه بهم نشون داد که دو روز بعد از تولد از Baby خون گرفتن. گفت نمونه خون به مونیخ(مرکز استان) فرستاده میشه و اگر نتیجه آزمایشات مورد مشکوکی بود خبر میدن. برای ارمیا چون چیزی نوشته نشده بود گفت وضعیت غیرعادی وجود نداشته. گفت که برای 25 تا مورد آزمایش انجام میدهند ولی اسم همه را بلد نبود. اسم اونهایی هم که گفت غیر از تیروئید من نفهمیدم چی هست!! حالا باید برم این مطلب رو توی سایت های مرتبط بخوانم. از دوستان اگر کسی بلد هست لطفا راهنمایی کند.





پرسید چرا این سوال رو کردی؟ و بعد توضیح داد که والدینم در شهری همین نزدیکی زندگی می کنند. می خواست ثابت کند که آلمانی اصیل هست. اون هم البته از شهر و دیار من پرسیده بود و من پوستر های آثار تاریخی ایران را که به دیوار نصب شده نشانش دادم. خوبی این ماماها این است که پذیرایی ندارند همون بار اول یک لیوان چای اش دادم که فکر کنم کلا چای خور نبود و من هم خودم را راحت کردم و فقط با لبخند ازش پذیرایی می کنم.
طبق توصیه پزشک بیمارستان همه نوزادان باید از ده روزگی قرص ویتامین D مصرف کنند، چون کمبود آفتاب روی استخوان تاثیر دارد. من بهش گفتم در کشور من به نوزادان قطره آهن می دهند که گفت آهن رو باید نوزاد از شیر مادر بگیرد. برای واکسیناسیون هم چون اینجا تا 3 ماهگی هیچ واکسنی به نوزاد نمی زنند سوال کردم و بهش گفتم در کشور من به نوزادان واکسن های سه گانه در بدو تولد می زنند که گفت باید با پزشک کودک صحبت کنید اگر تشخیص داد برایتان تجویز می کند.
برای تقویت و افزایش شیردهی هم ازش سوال کردم که سوپ ساق پای خوک را تجویز نمود!!(در واقع همون سوپ استخوان قلم خودمان می شود) حالا اگر شما هم سردردی، پادردی چیزی دارین بگین من ازش بپرسم کجای خوک مناسب است کلا یک خوک بگیریم سر و چشم و گوشش را با هم مشترکا استفاده کنیم!!
