-
باکتری
چهارشنبه 26 بهمنماه سال 1401 05:38
-ایلیا می پرسه از کجا شکل دایناسورها رو فهمیدن؟ میگم از روی فسیل هاشون که پیدا کردن رنگ چشم و پوست و ظاهرشان رو فهمیدن.از DNAشون تشخیص دادن. میگه برای ما هم میشه؟ میگم آره. ۲۰۰ سال دیگه از روی استخوان هات می تونن چهره ات رو بسازن بگن ببینید آدم های قدیمی این شکلی بودن. میگه نه نمی خوام مشهور بشم. -ارمیا می پرسه از ۰...
-
رضایت نامه مدرسه
سهشنبه 18 بهمنماه سال 1401 13:19
برای برنامه ی مدرسه هر کدوم از داداشی ها برگه رضایت نامه آورده بودند که باید امضا یا اثر انگشت والدین رو می گرفتند و مبلغ ۱۵ هزار تومان وجه نقد. وقتی بابا برگه هایشان را امضا کرد ایلیا گفت باید اثر انگشت هم بزنی. بابا گفت یک کدام از امضا یا انگشت قبول است، ولی ایلیا کاغذ را بالا گرفت و نوشته را نشان داد و گفت یا...
-
تشدید
شنبه 1 بهمنماه سال 1401 12:38
-ایلیا از داداشش می پرسه اسم تشدید ،تشدید داره؟؟ ارمیا دو بار کلمه تشدید رو تلفظ می کنه و میگه نه نداره. ایلیا میگه چرا خود اسم ّّ تشدید نداره؟؟؟ - دو داداش تصمیم گرفتند تعداد برگه های نارنگی هایی که در روز می خورند بشمرند. تا حالا از ۸ تا ۱۲ تعداد برگه های نارنگی بوده. بیشترین فراوانی هم روی ۱۰ هست.البته هر کدام روزی...
-
درخت پفیلا
دوشنبه 19 دیماه سال 1401 15:27
-تازه توی ماشین نشسته ایم و من پاکت پفیلا را به پسرها می دهم که بخورند .ایلیا می پرسه مامان می تونم هسته اش رو بندازم توی باغچه؟ ارمیا با تعجب میگه مگه پفیلا هسته داره؟ یعنی درخت پفیلا هم داریم؟؟ ایلیا میگه من قبلش داشتم خرما می خوردم. -برای نشانه "ای،ی" از ارمیا پرسیدم که فردا با چه اسمی میخوای بری روی میز...
-
طلاق
جمعه 9 دیماه سال 1401 12:18
-ایلیا کتاب فارسی رو ورق می زنه و می خونه و با ذوق میگه وقتی "ی" بخونیم می تونیم بنویسیم "سینی". "ز " بخونیم می تونیم بنویسیم "سرباز" . جوری ذوق می کنه انگار الان نمی تونه بنویسه . - ارمیا میگه چرا وقتی کسی رو مسخره می کنند می گن "هی هی ترسو" ولی وقتی کسی رو تشویق می...
-
میز الفبا
چهارشنبه 25 آبانماه سال 1401 12:29
ارمیا تو مدرسه میز الفبا دارند و هر حرفی که معلم قراره فرداش تدریس کنه توی گروه اعلام می کنه و بچه ها وسایلی که با اون حرف شروع میشه یا شامل اون حرف میشه رو از خونه میارن و روی میز می ذارن. هر روزی که ما وسایل رو برای میز الفبای فردا جمع می کنیم کلی خنده و شادی داریم با یه عالمه ایده برای ارائه . روز اول که نشانه...
-
ایلیا در مدرسه
سهشنبه 10 آبانماه سال 1401 09:13
-ایلیا امسال رفته کلاس اول بعد از دو سال انتظار به مدرسه رسیده و خیلی خوشحال هست و صبح علی رغم خواب الود بودن به سرعت بیدار میشه و با اشتیاق لباس می پوشه. هفته اول که رفت مدرسه پرسید تا کی باید بریم مدرسه؟؟ مثلا تا آبان؟ تا آذر؟ گفتم تا اردیبهشت سال دیگه. البته از مواجهه با حقیقت چندان ناراحت نشد. امروز می گفت مسیحا...
-
بی نهایت
یکشنبه 13 شهریورماه سال 1401 14:14
-ایلیا می پرسه چرا هیات حضرت خدا نداریم؟؟؟! -ارمیا میگه ماشین ۲۰۶ و ۲۰۷ داریم یعنی از شماره ۱ شروع کردن؟؟ بقیه شون از ۱ تا ۲۰۵ش کجان؟؟ -ایلیا می پرسه بی نهایت تا بی نهایت از یک بی نهایت بیشتره؟؟بعد دستاش رو به صورت موج سینوسی تو هوا تکون میده و میگه این بی نهایته و بی نهایت تا از اینا چقدر زیاد و قشنگند!! - تو خونه...
-
بی نهایت
سهشنبه 25 مردادماه سال 1401 07:23
-داداشی ها برای خودشون اسکناس درست کردن و از ۱ تومانی تا ۱۱ تومانی دارند با رنگ های مختلف.توی بازی هاشون با هم خرید و فروش می کنند و هر وقت پولشون تموم بشه از بانکی که دارن برمی دارن. دیروز قیمت یک اسب رو از هم می پرسیدن گفت ۷ تومان هست داداشش گفت من ۷ تومان ندارم می تونی گرون تر حساب کنی؟؟من ۸ تومنی و ۱۰ تومنی دارم....
-
تمرینی برای کلاس اول
جمعه 31 تیرماه سال 1401 05:52
پیشنهاد هایی به والدینی که امسال کلاس اولی دارند اینها تجربیات من است و حتما شما هم بازی های دیگه ای بلدید: این تابستان فرصت خوبی برای اشنایی بصری با اعداد و حروف پیش از ورود به مدرسه است. حس خوب مدرسه رفتن و دوست پیدا کردن و بزرگ شدن مشوق خوبی برای ورودی های کلاس اول می تونه باشه می توان از علاقه شون به پلاک ماشین ها...
-
از مزایای بهشت
جمعه 10 تیرماه سال 1401 13:19
- ایلیا می پرسه الان کی(چه کسی) تو سال ۱۴۰۲ زندگی می کنه؟( احتمالا چون میگیم مثلا این کوزه مال صدسال پیشه فکر می کنه کسی تو اون دوره ها زندگی می کنه!!) - ارمیا میگه می دونی دورترین وقت به الان کِی هست؟ و بعد جواب میده یک دقیقه پیش( منظورش اینه از امروز تا فردا یک دقیقه قبل از زمان فعلی) - ایلیا میگه کاش هر چه زودتر می...
-
بادکنک هلیومی
چهارشنبه 1 تیرماه سال 1401 06:28
ایلیا در حالی که سعی می کنه برش نازکی از کّره برداره میگه کاش کره ها صاف ابدی بودند! -ارمیا می پرسه خدا وقتی آدم رو افرید چند ساله بود؟(آدم چند ساله افریده شد) -بادکنک هلیومی با کوهی از سوال وارد خانه ما شد. هلیوم چیه؟ الان تو این بادکنک جاذبه هست که روی زمین نمی مونه؟ اگر ولش کنیم تا پیش خدا میره؟ پیش خورشید چی؟ پس...
-
آفتاب و رشد
یکشنبه 15 خردادماه سال 1401 13:46
-ارمیا توی آفتاب کنار گلدان نشسته و می پرسه منم اگر تو آفتاب بشینم رشد می کنم؟ ایلیا که فیلم گلابی غول پیکر رو با ترجمه گلابی بزرگ دیده می پرسه منم می تونم به جای مادربزرگ بگم مادرغول پیکر؟؟ -تو ماشین نشستیم که ایلیا می پرسه آدم ها چرا سیگار می کشند؟ برای سرگرمی؟؟ ارمیا جواب میده اگر ازشون بپرسی جواب میدن برای تفریح...
-
روز جمعیت
جمعه 30 اردیبهشتماه سال 1401 20:47
-ارمیا می پرسه روز طبیعت می ریم گردش روز جمعی ت باید چیکار کنیم؟ -ایلیا میگه حرف مدرسه رو نزن، تا اون روز دلم آب میشه.واقعا برای بچه باسواد انتظار مدرسه سخته و فکر کنم خود کلاس اول هم کسل کننده باشه. -ایلیا یک ترب رو که چروک شده برمی داره و می پرسه فقط ما آدم ها میریم پیش خدا؟ پس این ترب چی میشه؟ من میگم احتمالا...
-
پدال زمان
جمعه 23 اردیبهشتماه سال 1401 18:35
-فردا قراره پستچی بسته ی سفارشی داداشی ها که ماکت مقوایی مغازه شیرینی فروشی هست رو بیاره و بی صبرانه هر دو منتظرند و ساعت را چک می کنند که زودتر شب بشه. ایلیا میگه کاش تو اون اتاق یک پدال داشتیم می چرخوندیم به فردا می رسیدیم. من می پرسم خب امروز رو چیکار می کردیم؟ میگه خب می ذاشتیم برای پس فردا. ایلیا می پرسه دو تا بی...
-
بازگشت از بهشت
پنجشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1401 14:09
-بابا به ایلیا میگه پنیر خالی نخور خنگ میشی.ایلیا میگه این که خیلی خوبه. اون وقت یادم می ره برای فردا تو فریزر هیچی بستنی نداریم.( دو تا بستنی موجود رو قبلش خورده) - ایلیا میگه من اگه برم بهشت به خدا میگم می خوام دوباره برگردم اون وقت خیلی وقت طول می کشه تا به زمین برسم؟؟ باید از پیش ماه و خورشید و ستاره ها رد بشم تا...
-
تعطیلی جدید
پنجشنبه 8 اردیبهشتماه سال 1401 13:50
-ارمیا می پرسه میشه دو نفر خواب یک جور ببینند؟؟ من میگم نمی دونم فکر نمی کنم بشه.می گه خب مثلا خوابش یکجور باشه اما شکل هاشون فرق کنه مثلا دو نوع شیر باشه!! - ایلیا می گه چرا انگشت شست پا این قدر بزرگه و انگشت بعدیش این قدر کوچیک؟ من جای خدا بودم انگشت ها به ترتیب یه کم به یک کم کوچیک می شدن یا این انگشت کوچیکا ی پا...
-
مناسبت تقویمی جدید
چهارشنبه 31 فروردینماه سال 1401 12:51
- ایلیا صبح که از خواب بیدار شد میگه امروز روز برعکس هست.می پرسم یعنی چه؟ میگه یعنی اگه شب با لباس نارنجی و شلوار سیاه خوابیده باشیم صبح که بیدار شدیم برعکس شده شلوارمون نارنجی و لباس مون سیاه شده!!! - ایلیا می گه من اگر جای خدا بودم آدم ها رو می ریختم تو جهنّه و از مصالحشون ادم های جدید می ساختم!! -ارمیا می پرسه آب...
-
بهترین شغل
سهشنبه 23 فروردینماه سال 1401 10:42
-ایلیا تو خیابون خشکشویی عبدی رو دیده و می پرسه مامان من خشک شویی ابدی دیدم یعنی اگه لباس مون رو بدیم خشک کنه تا ابد خشک می مونه؟؟ -ارمیا اسم عمید رو تو خیابون دیده و می گه چرا امید رو اشتباه نوشته؟؟ - تو آگهی های ترحیم عبارت جانباز شهید رو دیدن و ایلیا میگه فکر کنم تو یه جنگ قبلی جانباز شده و تو جنگ ایران و عراق شهید...
-
پیامبر ایرانی
پنجشنبه 11 فروردینماه سال 1401 23:06
_ارمیا می پرسه هشتگرد با ۸ فارسی نوشته میشه یا 8 انگلیسی -ایلیا تو خونه مثل رادیو صحبت می کنه.یعنی بی وقفه داستان میگه و حرف می زنه.امروز وسط سخنرانیش رسیدم ،داشت می گفت فلانی بهشت و جهنم و دنیا رو همه رو بهم ریخته می خواد از اول بسازه فقط خدا رو نمی دونه چیکار کنه چون از اول بوده. - ایلیا می گه کاش خدا ما رو طوری...
-
شعرای تقویم
یکشنبه 22 اسفندماه سال 1400 11:48
-ایلیا به ارمیا میگه ما دوقلو هستیم و تو قل درازتر هستی. - توضیح این که جمال الدین اسدآبادی کیه یا شهید محراب کیه و چرا سه تا ازش هست؟ سخته - موضوع جدید تقویمی ،شعرای فارسی و بزرگداشت هاشون هست. این چند هفته ما کلی شاعر قدیم فارسی زبان از رودکی و خاقانی تا مشاهیر ادب فارسی مثل فردوسی و حافظ و شعرای جدید چون سهراب و...
-
۲۹ اسفند
شنبه 14 اسفندماه سال 1400 20:42
-در خیابان با دیدن تابلویی یاد روز ۲۹ اسفند می افتند و ارمیا از بابا می پرسد می دانی ۲۹ اسفند چه روزی است؟ دو برادر کمی کلمه ها را جابه جا می کنند تا بین "روز ملی شدن صنعت نفت" و "روز صنعت ملی شدن نفت" انتخاب کنند. و بعد که اعلام کردند ایلیا از بابا می پرسه حالا اینی که گفتیم یعنی چه؟؟ -ایلیا می گه...
-
سال تقویمی داره به آخر می رسه
چهارشنبه 4 اسفندماه سال 1400 10:03
ارمیا سی دی رو توی اتاق دیده و محو رنگین کمان روش شده.می پرسه این رنگ ها به خاطر فیلم های توش هست؟؟ cd از چه جنسی هست؟ چطوری اطلاعات توش قرار می گیره؟ اینها نسلی هستند که نوار کاست و تولد ویندوز و موبایل رو ندیدند و از دوران موبایل لمسی و تلفن بی سیم و آیفون تصویری شروع کردند. _ ایلیا می پرسه اگه خدا پدر و مادر داشت...
-
احمر و احمق
چهارشنبه 27 بهمنماه سال 1400 15:17
-ارمیا همون طور که یک برگه کاهو از تو سبد برمی داره می پرسه:چرا برگ های کاهو از بزرگ به کوچیکه؟ -ایلیا میگه هوا ریزتر از آبه چون اصلا پیدا نیست. -ایلیا میگه پیاز که لایه لایه است آخرش هم یک لایه است؟ -برای داداشی ها توضیح میدم در هلال احمر، کلمه ی احمر یعنی سرخ .ارمیا به داداشش میگه احمر میشه سرخ پس احمق یعنی صورتی....
-
اولین ساعت
سهشنبه 19 بهمنماه سال 1400 18:45
-ارمیا همراه پدر رفتند نان بخرند و ایلیا پیش من توی ماشین ماند. ازش می پرسم چرا نرفتی؟ پاسخ میده: اولا حال نداشتم،دوما هوا سرده،سوما اینجا جام راحته و تریلوما دلم نمی خواست( تریلیون ماکزیمم عدد شناخته شده برای داداشی هاست) - ایلیا می پرسه خدا که دیده نمی شه شبیه نور هست یا صدا؟ -ارمیا می پرسه دنیا بزرگتر هست یا جهان؟...
-
حضور در تقویم
چهارشنبه 13 بهمنماه سال 1400 12:52
ارمیا می پرسه:برای چی روی دونه برنج می نویسن؟منظورش نوشتن روی تار مو یا دانه برنج هست که در برخی موزه ها وجود داره. -ارمیا همون طور که کنار من میشینه می پرسه من از وقتی یاد گرفتم بشینم تا حالا چند بار نشستم؟ - سر سفره بابا به ایلیا میگه قراره تو تقویم سال دیگه تاریخ تولد من هم اضافه بشه!! چون من آدم مهمی هستم.ایلیا با...
-
چند تا آدم؟
جمعه 1 بهمنماه سال 1400 12:51
-ارمیا میگه من یک رصدشمار می خوام.می پرسم چی هست؟ میگه همه مناسبت های یک روز رو توش نوشته باشه و یک عکس کوچولو داشته باشه ایلیا می گه :اگر سروش (۴ ماهه که تازه دیدیمش) ۱۰۰ سالش بشه من دیگه نیستم.می پرسم :چرا؟ میگه :خب چون من ازش بزرگترم . -ایلیا میگه از زمان دایناسورها تا حالا چند تا ادم روی زمین اومدن؟ بعد از چند...
-
جانداران خانه ما
سهشنبه 28 دیماه سال 1400 12:33
-ارمیا بار اول که با قطعات کیت الکتریکی اش لامپ روشن و پنکه می سازه با تردید از من می پرسه اینها حس هم دارند؟؟ -در راستای سوال کتاب درسی و طبقه بندی چیزهایی که در خانه می بینیم،داداشی ها موجودات زنده خانه را می شمارند: ماهی،جوجه ها،گیاهان توی گلدان،پشه ها،عنکبوت ها و مگس ها.نتیجه می گیرند تو خانه خیلی موجود زنده...
-
فیلم۱۰۰+
چهارشنبه 22 دیماه سال 1400 21:15
از بیانات ایلیا : - خوش به حال فلانی که متولد ۱۴۰۰ هست؟ چون می تونه سال ۱۵۰۰ رو ببینه.انگار آدم ها سال تولید و انقضای صدساله دارند. -کاش آدم ها مثل عددها بودن آخرشون معلوم نبود -کاش کره زمین مثل خط صاف بود که هیچ وقت تموم نمی شد.من میگم خب هر کس می خواست کشف کنه می رفت و دیگه برنمی گشت میگه خب آخرش رو به اولش وصل کنن....
-
سال نو در زمستان
یکشنبه 12 دیماه سال 1400 10:47
- افاضات جدید "ابن "دار به بخش بخش کردن کلمات رسیده.مثلا ما ابن کارونی(یعنی ماکارونی) و ایل ابن یا (یعنی (ایلیا) داریم. -ارمیا : یه خبر بد! امروز هیچ مناسبتی نداریم ولی در عوض فردا خیلی مناسبت هست.(خبر بد و خوب رو باهم میده)منم گفتم تقویم رو کج کردن مناسبت ها روی هم ریخته به ارمیا ۱۰ دی رو توی تقویم نشان...