X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

زندگی پر از خاطره است...
خاطرات زندگی من در آلمان 

خب به روال قبل، الان ما پذیرای ماما در خانه هستیم. همان مامای قبلی که برای ارمیا چند جلسه آمد. داداش ارمیا چون در تعطیلات کریسمس به دنیا آمده بود همه ی مطب ها تعطیل بود و من هم کارت ماما را گم کرده بودم و توی اینترنت هم شماره ی محل کارش را نوشته بود. خلاصه با اتمام تعطیلات طولانی و خسته کننده (البته از دید ما) به مطب دکترم رفتم و شماره ی ماما را از منشی گرفتم. مطب دکترم در نزدیکی خانه مان است و دو تا پزشک زنان و دو تا ماما در آن کار می کنند و واحد آزمایشگاه و سونوگرافی هم در همان مطب است. مامای مهربان که از قبل به من گفته بود که در تعطیلات هم کار می کند با پیغامی که روی تلفنش گذاشته بودم باهام تماس گرفت و اولین قرار را برای فردا گذاشتیم. مثل دفعه ی قبل با روحیه دادن و تعریف کردن های متعددش دل همه مان را شاد کرد. ارمیا هم که به خاطر حضور مهمان فقط برای ده دقیقه خجالت کشیده بود و کنار ایستاده بود، وقتی ماما، داداش را بغل کرد جلو رفت تا از نزدیک بر عملکردش نظارت کند!

نکته ای که بعد از رفتن ماما با هم راجع بهش صحبت کردیم برخورد ماما با ارمیا بود. احتمالا شما هم این بازی رو با بچه های کوچیک انجام دادین که انگشتان دستتان را به حالت حرکت روی زمین تکان می دهید و بعد با انگشت از دست بچه بالا می رید و توی دلش قلقلکش می دهید.حالا اسمش مورچه یا موش یا هر چه باشد. ماما این بازی را با ارمیا انجام داد. انگشتان دستش را روی مبل حرکت داد و بعد از لباس ارمیا بالا رفت تا دم گوشش و بعد گفت دنگ دنگ، داره زنگ می زنه! نه قلقلکی و نه صدای پخی و یا ضربه ای از روی هیجان و غافلگیری.

کلا در فرهنگ آلمانی بازی های هیجانی جایگاهی نداره. البته نه به این معنا که با بچه بازی نمی کنند بلکه نوع بازی هایشان با هیجان و جیغ و داد و بدوبدو نیست. معمولا بچه ها را بغل می کنند و با حرکاتی مثل اسب سواری برایشان شعر می خوانند و تکانشان می دهند.شاید از دید ما این برخورد سرد و بی عاطفه محسوب شود.

بچه هایی هم  توی کالسکه هستند یا حتی راه می روند معمولا یک اسباب بازی یا عروسک دستشان است. ارمیا که به شدت نسبت به عروسک های پارچه ای بی تفاوت است و حتی آنها را لمس نمی کند! ولی بچه های توی خیابان عموما یک عروسک پارچه ای دستشان است و شاید برای خواب هم در تختشان قرار می گیرد. نکته ای که من به آن رسیدم این است که دست پسربچه ها شمشیر و تفنگ نیست. نه این که توی مغازه ها به فروش نرسد، توی فروشگاه ها اسباب بازی های جنگ ستارگان و انواع تفنگ های جنگی! موجود است ولی برای سن کودک معمولا این وسایل جزء اسباب بازی ها نیست. قبلا گفته ام که اسباب بازی های چوبی و معمولا قطار و ماشین و لگوهای مختلف برای بچه های این سنی خریداری می شود. از این سایت(Jako) می توانید اسباب بازی های گوناگون در سنین مختلف را ببینید.

با توجه به سبک بازی و همین طور اسباب بازی های در دسترس بچه ها عموما کودکان در مهد یا پارک ها بازی های خشن انجام نمی دهند. مثلا توی پارک با شاخه های درختان شمشیربازی نمی کنند. البته نه به این معنی که به هم نمی زنند یا همدیگر را هل نمی دهند چون اینها در ذات بچه هاست و همه جور بچه ای هم در مهد و مدرسه هست. منظور من غالب کلی رفتارهاست.


دکه ی فروش بلوط داغ


دکه ی فروش جاشمعی و شمع



انواع پوشش با نمد





تزئینات مغازه ها


[ یکشنبه 20 دی‌ماه سال 1394 ] [ 08:50 ب.ظ ] [ لیلی ] [ نظرات (24) ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من و همسرم برای ادامه تحصیل اومدیم این کشور و قصد موندن نداریم. مطالبی که من در اینجا می نویسم دیده ها و شنیده های خودم از زندگی در برش کوچکی از کشوری در قاره سبز است. من کارشناس مسائل اجتماعی و سیاسی نیستم و این مطالب خاطرات من از شهر کوچکی است که در آن زندگی می کنیم. خانواده ی نفره ی ما در فروردین 95 به ایران بازگشت . اگر سوالی دارید به آدرس nasrin_v2013@yahoo.com ای میل بزنید. اگر حداکثر تا یک هفته پاسخی دریافت نکردید مجددا ایمیل بزنید! ----------------------------------------------- کامنت های تبلیغی و غیر مرتبط با پست حذف خواهد شد.
Page web
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 549447