X
تبلیغات
رایتل

زندگی پر از خاطره است...
خاطرات زندگی من در آلمان 
اینجا کشوری است که برای معلول و کسانی که از ویلچر استفاده می کنند، حداکثر امکانات رفاهی در سطح شهر در نظر گرفته شده. یعنی هر جا پله هست حتما باید آسانسور هم باشه و یا سطح شیب دار ملایم. فاصله پیاده رو تا خیابان به حدی است که کسی که کالسکه بچه دارد و یا روی ویلچر می نشیند به راحتی بتواند در آن تردد کند.  فاصله اتوبوس تا سطح پیاده رو طوری است که ویلچرنشین یا کالسکه دار می تواند سوار اتوبوس شود. من بارها دیده ام که مثلا یک ویلچر نشین خواسته سوار اتوبوس شود(برای حالت هایی که اتوبوس با لبه پیاده رو فاصله دارد و بنابراین کمی با سطح خیابان فاصله دارد)، راننده از صندلی خودش پیاده شده و سطح شیب دار مربوط به سوار شدن معلولین رو باز کرده و طرف رو سوار کرده و موقع پیاده شدن هم همین طور. با خوش رویی نه با اظهار خستگی و بی احترامی. من دقت کردم اون فرد معلول حتی تشکر هم نکرد. اصلا اینجا وقتی کسی وظیفه اش را انجام می دهد انتظار تشکر ندارد.


سوار کردن ویلچرنشین به اتوبوس توسط راننده
برای سوار شدن به قطار هم که گاهی بعضی انواع قطارها پله داره درها و سکوهای مخصوص افراد ویلچرنشین هست.

سوار شدن به قطار-به علامت ویلچری کنار در ورودی قطار توجه کنید.


حمل ویلچرنشین
در اتوبوس ها مکانی ویژه برای نشستن افراد ویلچری و سالمندان و کالکسه داران هست. در قسمت مخصوص ویلچرنشین ها که با علامت عصا در روی شیشه مشخص شده یک دکمه ای هم برای درخواست کمک هست. یعنی اگر سالمند و یا معلول که در اتوبوس نشسته احساس ناراحتی بکنه و یا حالش خوب نباشه این دکمه رو می زنه و راننده سریع به کمکش میاد.
اینجا سالمندان زیادی رو می بینیم که با هم در خیابان حرکت می کنند و مثلا خانوم یا آقا روی ویلچر نشسته و اون یکی هلش میده یا طرف ویلچر برقی داره.بعضی معلولینی که فقط می تونند انگشتانشان و یا گردنشان را حرکت بدهند ویلچرهای برقی مخصوص دارند. کلا معلولیت و ویلچرنشینی مانعی برای زندگی نیست. حقوق اجتماعی فرد معلول تا حد امکان رعایت شده. البته چون جمعیت سالمند اینجا زیاد هست و معمولا در سنین بالا برای خرید یا تفریح میان بیرون و از واکر یا ویلچر استفاده می کنند جمعیت افراد این چنینی زیاد است. چند روز پیش برنامه ای نشون می داد که یک خانوم با قدی بسیار کوتاه با مردی با قد معمولی ازدواج کرده بود و سه تا هم بچه داشتند. اینجا معلولیت از نابینایی و ناشنوایی و معلولیت حرکتی از اجتماع طرد نمی شوند و بقیه به چشم یک موجود مزاحم یا نیازمند ترحم به آنها نگاه نمی کنند. من یک دختر نابینایی را دیدم که با عصای سفید در فروشگاهی عطرها را بو می کرد. معمولا خیابان و پیاده رو اختلاف سطح کمی دارند و کف پوش های مخصوص نابینایان در خیابان نصب شده است.
دوچرخه مخصوص حمل ویلچر

ویلچر برقی

ویلچر برقی-امروز در خیابان دیدم

در ضمن در همه پارکینگ های سطح شهر مکان مخصوصی برای پارک ماشین های معلول در نظر گرفته شده  و با علامت پارکینگ ویژه مشخص شده.این مکان همیشه نزدیک ترین جا به در خروجی از پارکینگ یا در ورودی فروشگاه هاست. حتی اگر همه فضاهای دیگه پارکینگ پر باشه هیچ کس ماشینش رو جای مخصوص پارک معلولین نمی ذاره، چون جریمه داره فکر می کنم پلاک ماشین های افراد ویلچری مشخصه خاصی داره که پلیس به راحتی می تونه تشخیص بده که این ماشینی که در مکان مخصوص پارک شده مال فرد معلول هست یا نه؟
در برخی پارکینگ ها مکان خاصی برای ماشین های مادرانی که بچه کوچک دارند مشخص شده.

مکان پارک مخصوص افراد ویلچری در پارکینگ های عمومی


مکان پارک ماشین افراد معلول در نزدیک ترین محل به خانه شان


علامت پارکینگ مخصوص

بر روی پایه چراغ های راهنمایی رانندگی هم وسیله ای برای افراد نابینا نصب شده که می تونند بفهمند که چراغ سبز است یا قرمز. یک دستگاه زرد کوچک است و وقتی چراغ برای عبور عابر پیاده سبز شد ارتعاش کمی دارد و صدای بوق کوتاهی از آن شنیده می شود. این دستگاه روی همه چراغ های راهنمایی و رانندگی شهرمان هست در صورتی که من تاکنون یک دختر نابینا در شهرمان دیده ام(منظورم این است که تعدادشان زیاد نیست) البته خود نابینایان هم در مدرسه هاشون برای استفاده از امکانات شهری آموزش می بینند.




راهنمای نابیناها
سگ های راهنمای نابیناها هم جالبند. سگ هایی هستند که مسیر رو برای نابینا تشخیص می دهند که مناسب برای عبورشان هست یا نه. یک بار در قطار نشسته بودیم که یکی از همین سگ ها با دو مرد آمدند توی قطار. یکی از آنها نابینا بود و دیگری هم آمده بود که کار سگ راهنما را ارزیابی کند. این سگ ها دستمال های زرد خالدار به دور گردنشان دارند و برای این کار آموزش دیده اند.

سگ راهنمای نابینا
کلا شهرسازی در اینجا طوری است که یک فرد معلول بدون کمک دیگران بتواند زندگی کند. یعنی برای یک خرید یا تفریح یا سرکار رفتن نیاز به همراهی کسی نداشته باشد.
treppenlift
یا آسانسور راه پله را هم تبلیغش را در روزنامه دیدم خوشم آمد. برای خانه هایی که سالمند یا معمول دارند بسیار مناسب است. البته برای آدم های تنبل مثل من هم خوبه ها!!!












[ دوشنبه 24 تیر‌ماه سال 1392 ] [ 11:24 ق.ظ ] [ لیلی ] [ نظرات (25) ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من و همسرم برای ادامه تحصیل اومدیم این کشور و قصد موندن نداریم. مطالبی که من در اینجا می نویسم دیده ها و شنیده های خودم از زندگی در برش کوچکی از کشوری در قاره سبز است. من کارشناس مسائل اجتماعی و سیاسی نیستم و این مطالب خاطرات من از شهر کوچکی است که در آن زندگی می کنیم. خانواده ی نفره ی ما در فروردین 95 به ایران بازگشت . اگر سوالی دارید به آدرس nasrin_v2013@yahoo.com ای میل بزنید. اگر حداکثر تا یک هفته پاسخی دریافت نکردید مجددا ایمیل بزنید! ----------------------------------------------- کامنت های تبلیغی و غیر مرتبط با پست حذف خواهد شد.
Page web
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 580655